در نمایشگاه «کِنرو ایزو» با عکسهایی روبهرو هستیم که تماما سیاه و سفید و در چند عکس نیز آبی هستند و مناظری تیره و تار را به نمایش میگذارند. نمایشگاه دو بخش دارد؛ یک بخش از آن مجموعه طبیعت بیجان و بخش دیگر مکانهای مقدس را به نمایش گذاشته است. در هر بخش که به آثار نگاه میکنیم میتوانیم روحیه شرقی ژاپنی عکاس را در آثارش نظارهگر باشیم. او به خوبی توانسته است مفهوم تاریکی و سایهها را که برگرفته از فرهنگ کشور اوست در کارهایش منتقل کند.
به گزارش رتبه آنلاین از ایسنا، نمایشگاه آثار عکاسی کنرو ایزو پنجم مهر ماه در گالری مرکز نبشی بازگشایی شد و تا دهم آبان ماه ادامه خواهد داشت.
در بیانیه این نمایشگاه بیان شده است: «کنرو ایزو اندیشمندی تصویری است که عکاسی را حاملی برای حیات دشتهای خیال و مکانهای معنا به عالم ملموس تصویر میکند. او چندان با رنگها درنمیآمیزد و معنا را بیپیرایه در طیف گستردهی سایهها و روشناییها میجوید. ایزو عکاس درهی تاریک و رأس نور است. ایزو چیزها را قبل از آنکه به دام زبان بیفتند و اسیر تفسیر شوند، اهلی تصویر میکند. این خط مشی کنرو ایزو عکاس اهل ژاپن و ساکن نیویورک است…»
در ادامه گزارش خبرنگار ایسنا را از این نمایشگاه به همراه مصاحبه با این عکاس ژاپنی، میخوانید:
در این نمایشگاه سه مجموعه از جمله «مکانهای مقدس»، مجموعههای «طبیعت بیجان» به رنگ سیاه و سفید و آبی ارائه شده است. بر اساس بیوگرافی که از این هنرمند در نمایشگاه ارائه شده است، او در سالهای سفر به مکانهای مقدس که ابتدا به قصد اهرام ثلاثهی مصر در سال ۱۹۷۹ آغاز شد، به مشاهده و ثبت معنویتِ حاضر در این مکانهای مقدس پرداخته است؛ مکانهایی که شکل پایای تعیین مادی امر مذهبیاند.
این نمایشگاه دارای سه مجموعه در دو بخش است. طبقه اول مجموعه «مکانهای مقدس» را به نمایش گذاشته است. کلیه تصاویر این بخش به رنگ سیاه و سفید به تصویر کشیده شدهاند. در هیچکدام از آثار حضور انسان به چشم نمیخورد و هر آنچه که دیده میشود، بناها و مکانهای مقدس بخشهای مختلفی از دنیاست. عکسهای این هنرمند به گونهای است که با دیدن آنها سوالهای زیادی در ذهن مخاطب ایجاد میشود و از طرفی او را از بعد زمان و مکان خارج میکنند. در واقع تصاویر موجود در این بخش مخاطب را به فکر فرو میبرد. از طرفی تصاویر به گونهای هستند که گویی هر کدام داستانی برای تعریف کردن دارند و مخاطب را وادار میکنند که خود را در آن مکان تجسم کند. این عکسها در سالهای ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۳ در طول سفر به مکانهای شگفتانگیز معنوی گرفته شدهاند.
زوایای هر عکس به دلیل تیزبینی و هنر عکاس به خوبی تعیین شده و گاهی در بعضی از عکسها نوری را میبینیم که از دل تاریکی در حال طلوع کردن است و گویی که قصد دارد به آن سرزمین تیره و تار جانی دوباره ببخشد. تعداد زیادی از عکسهای مجموعه «مکانهای مقدس» در دل کوهها و دشتها گرفته شدهاند، البته برخی نیز در غارها یا نزدیک به دریا. از طرفی در این تصاویر پیوند بناهای مقدس را با طبیعت میبینیم؛ عکسهایی که درختان و گیاهان در حال رشد، روی بنای ساختمانهای در حال تخریب هستند. گویی که با مرگ این ساختمانها گیاهان جان گرفته و رشد میکنند.
در ادامه وارد بخش دوم نمایشگاه میشویم. جایی که مجموعههای «طبیعت بیجان» ایزو به صورت سیاه و سفید و آبی به نمایش گذاشته شدهاند. گلهایی را میبینیم که از زاویههای مختلف به رنگ سفید در منظرهای سیاه وجود دارند. چیدمان عکسها به گونهای است که وقتی به ترتیب آنها را نگاه میکنیم گویی که در حال رقصیدن باشند. در کنار تصاویر سیاه و سفید، تصاویری آبی را میبینیم که چیدمان آنها با نظم خاصی صورت گرفته است. در این بخش برخلاف عکسهای سیاه و سفید، تحرکی در عکسها دیده نمیشود، گویی که زمان متوقف شده و اشیا در همان حالت ثابت خود ماندهاند. تصاویر گلهای سیاهوسفید مجموعهی «طبیعت بیجان» بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۸ به ثبت رسیدهاند. همانطور که در بیانیه این نمایشگاه ذکر شده، رنگبندی آثار سیاه و سفید این بخش از آثار به گونهای است که گویی میخواهد تضاد نور و سایه را با به نمایش گذاشتن گلها نشان دهد. تصاویر بخش آبی «طبیعت بیجان» نیز بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ عکاسی شده است.
در ادامه پس از مشاهده عکسهای این نمایشگاه تصمیم میگیریم با ایزو که او نیز در گالری حضور دارد، صحبت کنیم.
در ابتدا از او سوال میکنیم که چرا در مجموعه «طبیعت بیجان» از رنگ آبی و سیاه و سفید استفاده شده است؟ که میگوید: رنگ آبی را از پابلو پیکاسو (نقاش) الهام گرفتهام و به افتخار او این کار را انجام دادهام. پیکاسو ۱۰۰ سال پیش به مدت چهار سال از ۱۹۰۱ تا سال ۱۹۰۴، یک دوره آبی دارد که آثارش را با رنگ آبی و سبز خلق کرده است. او پس از چهار سال این دوره را متوقف کرد. من نیز این کار را همانند پیکاسو به مدت چهار سال از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ انجام دادم. درست ۱۰۰ سال بعد از او.
این عکاس در ادامه درباره وجود تاریکی و سایه در آثارش میگوید: در آثار هنری در کشور ژاپن دریاها را تاریک نشان میدهند؛ چراکه معتقد هستند در دریا نیز تاریکی وجود دارد. حتی به این نکته در مقاله یک نویسنده ژاپنی به نام «جونیچیزو تنیزاکی» اشاره شده است. او یک مقاله را در ستایش سایهها نوشته است و در آن به این موضوع پرداخته که تاریکی چگونه میتواند آثار هنری را دربربگیرد؟ این مقاله به انگلیسی ترجمه شده که البته شنیدهام به فارسی هم ترجمه شده است. به طور کلی یکسری مقالهها درباره این موضوع وجود دارد. فرهنگ ژاپنی به این موضوع که تاریکی در آثار هنری و معماری آنها چه تأثیری میگذارد، توجه زیادی کرده است. از طرفی توجه فرهنگ ژاپنی به حضور سایه و تاریکی در زندگیمان و حضور بیشتر تاریکی نسبت به نور در خانههایمان، ما را وادار میکند که تمام روز در بین سایههای زیادی به سر ببریم تا زیبایی موجود در سایهها را دریابیم.
او اضافه میکند: ۵۰ سال است که در امریکا زندگی میکنم و خانهام یک مکان روشن و پر نور است؛ درست برخلاف خانههای قدیمی ژاپن. استفاده از تاریکی و سایهها در آثارم به دلیل این است که میل بیشتری به نمایش هویت خودم به عنوان یک ژاپنی دارم. من بیشتر از اینکه به نور جذب شوم به سایهها جذب میشوم. درواقع موضوع این است که من زیبایی را در سایهها پیدا کردهام؛ به همین دلیل همیشه ترجیح میدهم که سایه و تاریکی را در آثارم حتی در پرترهها یا مناظری که به ثبت میرسانم، به کار ببرم.
کنرو با بیان اینکه همیشه برای عکس گرفتن مطمئن میشود که سایه و تاریکی در کار باشد؛ توضیح میدهد: چون بدون تاریکی نوری وجود ندارد و بدون نور تاریکی. درواقع اینطور به نظر میرسد که وجود این دو برای هم ضروری است. در فرهنگ غرب تمایل دارند نور را بیشتر از سایه و تاریکی به نمایش بگذارند و تأکید بیشتری روی روشنایی دارند. گرچه که در ژاپن تمایل بیشتری برای تأکید روی تاریکی و سایهها وجود دارد. خب این امر جالب بود. در ابتدا نسبت به تاکیدم روی تاریکی هوشیار نبودم ولی سرانجام متوجه شدم؛ چون افراد زیادی از من سوال میکردند که کنرو تصاویر تو سایههای زیادی دارند و خیلی تاریک هستند، چرا اینگونه است؟؛ به همین دلیل بعد از مدتی فکر کردم و متوجه شدم که این سبک کاری و امضای من است. به عنوان مثال برای به ثبت رساندن اثر دریای آبی به عمد تلاش داشتم تا آن را تا حد زیادی تاریک نشان دهم، از نورهای طبیعی استفاده کردم و در اواخر بعدازظهر که نزدیک به شب میشویم و از کمترین نور موجود در آسمان بهرهمندیم، عکس را گرفتم.
همانگونه که اشاره شد این عکاس از بناهای مقدس مختلف در دنیا عکسبرداری کرده است و برای عکاسی از این مکانها توجه میکند که کاملا طبیعی و دست نخورده باشند. این بناها اصولا تاریخی هستند.
از او سوال میکنیم که چرا تصمیم به برگزاری این نمایشگاه در ایران گرفت؟ با خنده پاسخ میدهد: به خاطر اینکه من عاشق ایران هستم. خوشبختانه با یکی از دوستانم که اصالتا ایرانی است ولی در امریکا زندگی میکند ملاقات کردم و او پل ارتباطی من و گالری شد. البته او ارتباطات زیادی در جاهای مختلف دارد. او در ابتدا نمایشگاهی را در تایلند برای من تدارک دید و سپس از من پرسید که آیا علاقهای به برگزاری نمایشگاه در ایران دارم؛ من نیز گفتم البته ولی هیچ راه ارتباطی ندارم ولی به خاطر او با این گالری مرتبط شدم. برای برگزاری این نمایشگاه به یک فضای سورئال نیاز داشتم، این آثار حاصل عکاسی من در ۴۰ سال گذشته است که کتاب آنها از این نمایشگاه به انتشار رسیده است. خیلی خوشحالم که به اینجا آمدم و این نمایشگاه را برگزار کردم. ایران برخلاف اخباری که در امریکا میشنیدم، خیلی آرام است. زمانی که به دوستانم در ژاپن یا امریکا گفتم که در ایران هستم از من خواستند که مراقب خودم باشم.
این هنرمند ادامه میدهد: در اینجا به کمک دوستانی که پیدا کردم به کاشان و اصفهان برای عکاسی رفتم. زمانی که به حومه شهر یک کشور که انگلیسی زبان نیست میروی، زبان انگلیسی خیلی به کار نمیآید. ولی توانستم با کمک دوستانم این کار را انجام دهم. البته در کشوری مانند چین هم دوستان خوبی دارم که برای عکاسی از آنجا به من کمک کرده و اتفاقا کتاب عکاسی این کشور به زودی منتشر خواهد شد. من سه سال برای عکاسی به این کشور رفت و آمد داشتم و سرانجام به نتیجه خوبی رسیدم. این کتاب در امریکا منتشر خواهد شد.
او همچنین درباره انتشار کتاب از عکسهای مناظر ایران میگوید: اگر بتوانم دوباره به ایران بازگردم و زمان بیشتری را صرف عکاسی مناطق مورد نظر کنم، به گونهای که چند بار رفت و آمد داشته باشم و هر بار حداقل یک ماه تا یک ماه و نیم بمانم، شاید بتوانم کتابی از تصاویری که از ایران گرفتهام به انتشار برسانم. در کل این اولین باری است که در ایران حضور پیدا کردهام و مدت زیادی در اینجا نبودهام و به زمان نیاز دارم که فکر کنم که اگر بخواهم از ایران عکس بگیرم چگونه باید این کار را انجام دهم و از کجاها عکس بگیرم. همچنین باید وسایل زیاد و دوربینهای سنگینی را با خودم برای عکس گرفتن حمل کنم که کارم را سخت میکند.
با خنده ادامه میدهد: همین چند روز پیش که با این دوربین معمولی برای عکاسی رفتم و همراهم خسته شده بود، از من مدام سوال میکرد که آیا هنوز عکس کافی نگرفتهاید؟

در توصیف کنرو ایزو در نمایشگاهش چنین آورده بودند:
او متولد ۱۹۴۹، اوساکا، ژاپن و عکاسی صاحبنام در فرآیندهای جایگزین ثبت و ظهور تصویر است. او برای تولید عکسهای بیزمان خود از دوربینهای مختلفی استفاده میکند، از جمله دوربین سفارشی قطع بزرگ صدوسی کیلویی دیردورف. ایزو کنتاکتهای ۱۴ در ۲۰ درخشان و پرجزئیات خود را روی کاغذهایی چاپ میکند که با دست روکش پلاتین پالادیوم شده است. کارهای ایزو را در زمرهی قابل توجهترین چاپها در تاریخ عکاسی به شمار میآورند. کنرو به اقصی نقاط جهان سفر کرد تا بناهای سنگی مقدس باستانی را در مکانهای طبیعیشان ثبت کند. ایزو تاکنون ۱۴ کتاب منتشر کرده است و آثارش در دهها نمایشگاه انفرادی در سراسر دنیا ارائه شده است. او همچنین جوایز و فرصتهای مطالعاتی متعددی را نیز دریافت کرده است. کنرو ایزو در راینبک نیویورک زندگی میکند.