خروج بدون برنامه از مسیری که ما در بزرگراه درحرکت هستیم ما را در معرض خطر تصادف مرگبار قرار می‌دهد اما اگر می‌خواهید لاین خود را عوض کنید، باید با دقت به اطراف خود نگاه کنید تا از خطرات احتمالی جلوگیری کنید. رعایت چنین نکته‌ای در بورس نیز دقیقاً لازم و ضروری است که در مقاله ترجمه زیر به خوبی تشریح شده است.
دانش خطر را در بورس پاک می کند

به گزارش رتبه آنلاین، اگر به هر دلیلی یک وکیل تصمیم به انجام عملی برای بیمار بگیرد، احتمال موفقیت آن و خروج بیمار از آن برای بیمار چقدر است؟  مطمئناً احتمال موفقیت آن خیلی زیاد نیست.

بااین‌وجود، علی‌رغم شهود این نتیجه‌گیری، دنیای سرمایه‌گذاری پارها شاهد تلاش بسیاری از افراد برای ورود به مناطقی است که برای آن‌ها کاملاً ناشناخته است درحالی‌که در آخر منتظر سراب سود هستند.

جهل یعنی از دست دادن حتمی

درواقع، دستیابی به سود مالی در بورس سهام حتی برای کسانی که دانش و تجربه زیادی در این زمینه و شاخه‌های مختلف آن دارند، دشوار است.

مدیران شرکت‌های سرمایه‌گذاری و مدیریت دارایی، تحلیل گران مالی و دیگران معمولاً نتایج متغیری را بین ضررها و سودهای دیگر به دست می‌آورند، اگرچه آن‌ها با جزئیات شرکت‌ها و بخش‌هایی که در آن عادت به معامله دارند، بیشتر آشنا هستند.

با گسترش دارایی‌های مالی از اوراق قرضه، سهام، ارز، کالاها و حتی ارزهای رمزنگاری‌شده ممکن است در میان سرمایه‌گذاران افرادی در جستجوی سود بالقوه و سریع باشند و وسوسه شوند که موقعیت‌های خرید را در بخش‌هایی تجربه کنند که اطلاعات زیادی در مورد آن‌ها ندارند.

اما اگر متخصصان این دارایی‌ها گاهی ضرر کنند، کسانی که عملاً هیچ اطلاعی ازآنچه می‌خرند ندارند، چه شانسی دارند؟ احتمالاً چشم انداز خوبی نیست!

بعضی از افراد گاهی فراموش می‌کنند که خرید سهام در یک شرکت درواقع به معنای داشتن سهمی در مشاغلی است که این سازمان انجام می‌دهد و بنابراین منطقی است که یک شخص درک درستی از فعالیت آن داشته باشد.

به‌عنوان‌مثال تصمیم به خرید سهم یک شرکت، نیاز به درک کاملی از نحوه فعالیت این موسسه، بخشی که در آن تخصص دارد، وضعیت مالی و… دارد. بدون درک کامل هر پولی که در این راه گذاشتید، از فرآیند سرمایه‌گذاری واقعی دور و به حدس و گمان یا حتی شرط‌بندی خالص نزدیک شده‌اید!

میلیاردر آمریکایی «ست کلارمن» می‌گوید سرمایه‌گذارانی که خود را به حرکت در مورد آنچه می‌دانند محدود می‌کنند – هرچند دشوار – بسیار برتر از دیگران هستند.

دشواری‌ای که کلارمن در مورد آن صحبت می‌کند، در تمایل دائمی بسیاری به سود سریع برجسته است. به‌خصوص اگر آن‌ها قبلاً شاهد افزایش فزاینده‌ای در این دارایی بوده‌اند که آن‌ها را وادار می‌کند تا از «ترس از دست دادن فرصت» سعی کنند از آن بهره‌مند شوند.

از اوراق بهادار با پشتوانه رهنی قبل از بحران ۲۰۰۷ تا ارزهای رمز پایه یک دهه بعد، هزاران سرمایه‌گذار وارد عملیات سرمایه‌گذاری شدند که شرایط را به‌خوبی درک نکرده‌اند و در رویای سریع ثروتمند شدن به ضررهای شدید رسیده‌اند.

اما شاید حباب معروف دات. کام «dotcom» بزرگ‌ترین نمونه از اهمیت تصدیق حقیقت آنچه می‌دانیم، باشد.

 

اگر انگیزه شما برای خرید سهام محدود به انتظار افزایش سهام در آینده است، بهتر است به‌هیچ‌وجه در آن سرمایه‌گذاری نکنید، زیرا حتی بهترین سرمایه‌گذاران نیز قادر به پیش‌بینی حرکت بازار نیستند

تعهد ممکن است درنهایت شما را نجات دهد

«وارن بافت» نمونه موفقی از این چشم‌انداز متوسط ‌بود که از شرکت در آنچه نمی‌داند؛ خودداری می‌کند و می‌گوید: «در مشاغلی سرمایه‌گذاری نکنید که به‌خوبی آن‌ها را نمی‌فهمید، چگونه انتظار دارید از هر چیزی که نمی‌توانید جذب سود کسب کنید؟»

با شتاب گرفتن حباب سهام فناوری (دات. کام) در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰، بافت یکی از گروه بسیار محدودی از سرمایه‌گذاران بزرگ بود که کاملاً از این بازار دور شد.

در این دوره شاهد هجوم هزاران سرمایه‌گذار برای خرید سهام شرکت‌های فن‌آوری بود که بیشتر آن‌ها هیچ سود نمی‌دهند، به‌ویژه آن‌هایی که صعود مداوم آنها دلیل به سرمایه‌گذاران در شرکت در “کیک برنده‌ها” بود.

اما سرمایه‌گذار مشهور آمریکایی بین ژوئن ۱۹۹۸ و مارس ۲۰۰۰ از ورود به هر یک از سهام بارونق قیمت در آن زمان خودداری کرد و حتی با کاهش ۵۱ درصدی شرکت “Berkshire Hathaway”، به اصل قدیمی خود یعنی «عدم سرمایه‌گذاری در آنچه نادان است» پایبند بود.

باوجود سقوط ارزش خالص بیش از ۱۰ میلیارد دلار به دلیل کاهش سهام Berkshire، که سرمایه‌گذاران ترجیح دادند از شرکت‌های فن‌آوری که به رونق مداوم دست می‌یابند دور شوند، رویکرد تعهد را ادامه داد.

البته همه می‌دانند که چگونه حباب dotcom به‌سرعت و با سقوط شدید شاخص Nasdaq، منجر به تحمیل ضرر میلیاردها دلار به سرمایه‌گذاران شد اما بافت به لطف اصل “رویگردانی از نادان‌ها” با خیال راحت از بحران خارج شد.

صرف‌نظر از ایده قیمت برخی سهام تا حدی که ممکن است آن‌ها را برای خرید جذاب کند یا با سرعتی بالا بروند که غریزه ترس از دست دادن فرصت را افزایش می‌دهد، درس برای همه روشن است: اگر شما او را خوب نمی‌شناسم، از او دوری‌کن.

بافت توصیه می‌کند که هر سرمایه‌گذار باید قلم را در دست داشته باشد و دلایل خود را برای تمایل به خرید سهام قبل از ورود به سهام آن بنویسد.

اگر انگیزه شما برای خرید سهام محدود به انتظار افزایش سهام در آینده است، بهتر است به‌هیچ‌وجه در آن سرمایه‌گذاری نکنید، زیرا حتی بهترین سرمایه‌گذاران نیز قادر به پیش‌بینی حرکت بازار نیستند.

تصمیم سرمایه‌گذاری باید از ایده خرید چیزی باشد که شما به‌خوبی درک می‌کنید و می‌بینید که ارزش درازمدت دارد.

دانش خطر را پاک می‌کند

ما با بافت ادامه می‌دهیم، این بار درس جدیدی به ما ارائه می‌دهد، اما او از موفقیت‌هایی که با چشمی تیزبین به دست می‌آورد فاصله داشت.

“حکیم اوماها” با آمیزه‌ای از اندوه و کنایه اعتراف می‌کند که فرصتی را برای کسب سود کل ازدست‌داده است. به دلیل امتناع وی از سرمایه‌گذاری زودهنگام در “آمازون” و “گوگل”، دو سهامی که متعاقباً سودهای کلانی کسب کردند.

اما این مرد در آن زمان از دیدگاه خود دفاع می‌کند و می‌گوید که او به‌خوبی نمی‌فهمید که این شرکت‌های فناوری چگونه کار می‌کنند، بنابراین او ترجیح داد فقط برای سرمایه‌گذاری در آنچه می‌داند و در تحقق دید دقیق خود از شرکت‌های فناوری فاصله بگیرد.

آیا این دلیل برای توجیه اشتباه بزرگ کافی است؟ بافت فکر می‌کند جواب منفی است، زیرا او راه‌های زیادی برای طرح سؤال یا خودآموزی داشت، اما این کار را نکرد.

این درس دیگری است که داستان میلیاردر آمریکایی مطرح می‌کند. آیا سرمایه‌گذاری را انجام نمی‌دهید که مطمئناً آن را نمی‌دانید، بلکه چرا سعی نمی‌کنید آن را درک کنید و به‌جای نادیده گرفتن همه‌چیز تصمیم بگیرید؟

این درس دیگری است که داستان میلیاردر آمریکایی مطرح می‌کند. اگرچه نباید در بخشی که مطمئن نیستید سرمایه‌گذاری کنید اما همچنین چرا به‌جای نادیده گرفتن همه‌چیز سعی در درک آن و سپس تصمیم‌گیری ندارید؟

وظیفه شما به‌عنوان یک سرمایه‌گذار این است که قبل از دیگران بر تخصص خود و بخش‌ها یا رده‌های دارایی را که به‌خوبی می‌شناسید، متمرکزشده و سپس در هر حلقه‌ای که سود مناسب دارد باقی بمانید.

بااین‌حال، این بدان معنا نیست که سرمایه‌گذار به‌هیچ‌وجه نباید از منطقه راحتی خود خارج شود، زیرا گسترش افق دید فرد مهم‌ترین عامل در سوق دادن وی به سمت یادگیری مداوم است.

اگر قصد سرمایه‌گذاری در مناطق جدید و غیرمعمول برای خود را دارید، لازم است که در هنگام واردکردن مقدار کمی پول در ابتدای کار، و استفاده از یک استراتژی برای کاهش ضرر، جزئیات ریز را با دقت در نظر بگیرید.

اگرچه، توانایی و تخصص ما برای سرمایه‌گذاری ضروری است، جستجوی یادگیری اضافی برای شناسایی سایر فرصت‌های بالقوه نیز ضروری است.

باید به یاد داشته باشیم که یک خروج بدون برنامه از خط (لاین) ما در بزرگراه ممکن است ما را در معرض خطر تصادف مرگبار قرار دهد، اما اگر می‌خواهید لاین خود را عوض کنید، باید با دقت به اطراف خود نگاه کنید تا از خطرات احتمالی جلوگیری کنید.

منبع : تحلیل بازار