هنوز فهم دقیقی برای بیان آمال و آرزوها و هدفگذاری هایمان نداریم  و برخورد‌های افراط‌گرایانه‌ای که به نام دین وجود دارد باید اصلاح شود . از همین رو جامعه علمی باید سطح دانایی در هر حیطه خاص را از ژرفا و گستره کافی برخوردار کند.

درکشورهای توسعه یافته و پیشرفته، شوک‌های برون زا شامل شوک های علمی – فنی، محیط زیست و بازارهای مالی جهانی می‌شود؛ بدان معنا که منظور از برون زا بودن هم این است که کنترلشان در دست کشور معینی نیست. نکته مهمی که درباره این شوک‌ها وجود دارد این است که، این شوک ها علاوه براینکه می توانند تهدید باشند، نوعی فرصت هم ایجاد می کنند. حال اینکه از این فرصت‌ها چگونه دیده می شود و آیا فرصت‌های خوب استفاده میشود نکته‌ایست که باید در قالب اقتصاد مقاومتی بررسی شود. در این حوزه  دکتر فرشاد مومنی، اقتصاد دان برجسته و نهادگرا، با تاکید بر این نکات معتقد است که ایران قهرمان از دست دادن فرصت‌ها درعرصه بین المللی و تا کنون نتوانسته از شوک‌ها به درستی بهره ببرد.

اوبا تاکید براین نکته که چنین شوک هایی همواره اتفاق می افتد اعتقاد دارد که شوک های برون زا، دارای روند هستند؛ یعنی در آینده باز هم اتفاق می افتند بنابراین باید از تجارب قبلی مان استفاده کنیم که از فرصت های پیش آمده از جانب این شوک ها بهتر استفاده کنیم. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۸ وقتی تقاضای جهانی برای نفت و به تبع قیمت آن کاهش پیدا کرد ما دچار مشکل شدیم بنابراین از این بحران باید یاد بگیریم تا حد ممکن اتکایمان به نفت را کاهش دهیم.

در ادامه دیدگاه های این استاد دانشگاه در خصوص اقتصاد مقاومتی و دیدگاه های اقتصاد ایران به این سیاست گذاری را گردآوری و تلخیص کرده ایم که می خوانید:

 

 

پشت به هدف ایستاده‌ایم

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در مورد موانع تحقق اقتصاد مقاومتی توضیح داد: در زمان جنگ، ما رو به هدف حرکت می‌کردیم، اما اکنون پشت به هدف ایستاده ایم و فشار روی مردم و تولیدکنندگان قرار دارد.

وی ادامه داد: در زمان جنگ، از آنجا که رو به هدف حرکت می‌کردیم، مشکلات نیز مربوط به شوک‌های برون‌زا مانند شوک نفتی بود و نتیجه این شد که با اتمام جنگ، تا ۲ سال رشد اقتصادی دو رقمی در کشور به ثبت رسید.

مومنی علت موفقیت اقتصاد در زمان جنگ را اصلاح الگوی مصرف دانست و گفت: با اصلاح الگوی مصرف برای طبقات فرودست و آحاد مردم رفاه ایجاد شد و در واقع ریاضت آن دوره مربوط به کالاهای لوکس بود.

این اقتصاددان افزود: بر همین مبنا، در پیوست برنامه اول توسعه، تصریح شده است که الگوی مصرف دوره جنگ تحمیلی آرمانی ترین شرایط را برای توسعه کشور ایجاد کرد، زیرا بالاترین تخصیص منابع به نیازهای اساسی اختصاص داشت و کمترین سهم مربوط به کالاهای لوکس می‌شد.

مومنی با اشاره به اینکه در زمینه مطرح کردن و پیگیری مفهوم اقتصاد مقاومتی در کشور، ۱۵ خطای راهبردی وجود دارد، گفت: این ۱۵ خطا موجب شده تا اقتصاد مقاومتی نتواند به گفتمان غالب تبدیل شود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: وقتی ندانیم به دنبال چه چیزی هستیم با وجود صرف انرژی زیاد به هدف نمی‌رسیم زیرا به جای تلاش آگاهانه، تنها تقلا می‌کنیم.

 

 

تغییر ساحت اقتصاد بدون تغیییر مسائل جمعی؟

دکتر فرشاد مومنی،استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی درباره مسئله اقتصاد مقاومتی گفت: برداشت من این است که ما در مواجهه با وجه اسلامی حیات جمعی در سطح نظر و عمل با وضعیتی تناقض‌آمیز روبه‌رو هستیم که مفهوم «فراواقعیت» را می‌تواند نشان دهد که چرا ما در این زمینه نمی‌توانیم گام‌های بایسته‌ای برداریم.

وی گفت: از نظر بنیادی باید توان مقاومت اقتصادی ملی را بالا ببریم، بدین معنی که ما با یک تغییر مطالبه مواجهیم و سوال اینجاست که آیا ایجاد تغییر در ساحت اقتصادی، بدون ایجاد تغییر در سایر ساحت‌های حیات جمعی امکان‌پذیر است یا نه؟

مومنی افزود: افرادی وجود دارند که با هر انگیزه و دلیلی امکان‌پذیری وجود رویکرد اسلامی به مسائل جمعی را محل تردید قرار می‌دهند. بنابراین برای انجام این کار بدیهی‌ترین واقعیت‌ها را درباره نقش نظام باورها در همه امور حیات جمعی تکذیب می‌کنند و حتی برای آموزه‌های اسلامی به اندازه آموزه‌های لیبرال یا مارکسیستی نیز در صورت‌بندی نظری مسائل، جایگاهی قائل نمی‌شوند و بعد آن را به حیطه عمل تسری می‌دهند.

این استاد دانشگاه با اشاره به برخورد‌های افراط‌گرایانه‌ای که به نام دین وجود دارد و این رویکرد را تقویت می‌کند، اظهار کرد: افراط‌گری‌هایی به نام دین وجود دارد که میراث عقل محوری را که در نظام باورهای ما به عنوان «پیامبر درون» شناخته می‌شود و با تلاش چهره‌های بزرگی همچون علامه طباطبائی و علامه مطهری بارور شده است کم اهمیت جلوه می‌دهند و برای اهداف انحطاط‌آور خود، جایگاه و منزلت عقل را در فهم اسلامی متنزل می‌کنند (پایین می‌آورند).

 

اقتصاد مقاومتی دوای همه دردها نیست

مومنی با تاکید براینکه اقتصاد مقاومتی دوای همه دردها نیست گفت:  اقتصاد مقاومتی دوای همه دردها نیست و نباید از آن توقع داشته باشیم همه مشکلات اقتصادی کشور را حل کند؛ باید به اقتصاد مقاومتی به این چشم نگاه کنیم که قرار است مسائل خاصی از کشور که شامل شوک های برون زاست را حل کند نه همه مشکلات را؛ دلیل این توقع نابجا هم این است که هنوز فهم دقیقی برای بیان آمال و آرزوها و هدفگذاری هایمان نداریم.

 

وی افزود: اقتصاد مقاومتی یعنی اینکه ما باید نوعی انعطاف پیدا کنیم که بتوانیم در برابر مشکلات و اتفاقات واکنش درستی داشته باشیم به همین دلیل هم همه چیز خواهی از اقتصاد مقاومتی بستر را برای شکست آن فراهم می کند لذا در این عرصه جامعه علمی باید تلاش کند تا این اصطلاح را به درستی مفهوم سازی کند. باید تلاش کنیم تا نهایت اغتنام ازفرصت ها را داشته باشیم، حوزه ای که در سال های اخیر به شدت از آن ضربه خورده ایم. آسیب پذیری کشورها منحصر به سه شوک نامبرده نمی شود. بنابراین لازم است بدانید که همانطور که در این سال ها از استفاده از فرصت بالا رفتن نفت ناتوان بوده ایم از استفاده از فرصت پائین آمدن نفت هم ناتوان بوده ایم.

 

 

غفلت‌های بنیادی اقتصاد مقاومتی

این کارشناس با بنیادی دانستن غفلت اقتصاد مقاومتی به این مسئله، اظهار کرد: اگر ما عنصر گوهری اقتصاد مقاومتی را قدرت انعطاف برای واکنش مصاعد و به موقع در برابر تغییرات در نظر بگیریم، به اعتبار نقش اساسی نظام باورها، باید برخوردی فعال با رویکرد‌های «متصلب» به نام دین را در دستور کار قرار دهیم. چیزی که در نگاه اسلام‌شناسان معروف با عنوان «ضرورت فهم اقتضائات زمانه» صورت‌بندی مفهومی شده است.

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی تصریح کرد: چیزی که ما در نظام تبلیغاتی رسمی می‌بینیم در جهت خلاف این بایسته است. یعنی رویکرد‌های ترویج شده از طریق رسانه‌های حکومتی، بیشتر ترجیحشان این است که به این زاویه ورودی نکند و این نقطه ضعفی اساسی است.

وی تاکید کرد: اگر ما بخواهیم بین نظام اقتصادی مطرح و نظام باورهای دینی رابطه برقرار کنیم، برای عبور از برخورد‌های متصلب و جزم‌اندیش به نام دین، عالی‌ترین و روشمندترین الگوی صورت‌بندی شده مبتنی بر آموزه اسلامی، اسلوب روش‌شناختی دکتر بهشتی است.

مومنی ادامه داد: در مورد صورت‌بندی مسائل معطوف به اقتصاد مقاومتی بر پایۀ اسلامی، باید آموزه‌های بزرگی مانند عدالت محوری مبتنی بر اندیشه اسلامی و قواعد بسیار سازنده‌ای که متروک هستند مثل قاعده «نفی سبیل» را که می‌تواند ارزشمند باشد در دستور کار قرار داد.

 

۳ عنصر مهم و محوری اقتصاد مقاومتی

مومنی با اشاره به اهمیت سه عنصر محوری در اقتصاد مقاومتی گفت: این سه عنصر موثر در ارتقای توان مقاومت اقتصاد ملی، قدرت انعطاف، کاهش آسیب‌پذیری‌ها و سازوکارهای پایدارساز هستند.

او افزود: برای پیش‌برد هدف قدرت انعطاف، کاری که در سطح جهانی مورد پذیرش است، ایجاد یک ساختار نهادی مشوق خلاقیت و تولید است و لازمه آن نیز در درجه اول، در دستور کار قرار دادن ترتیبات نهادی رسیدگی به برخورداری‌های زیاد و کم زحمتی است که من با مفهوم مفت‌خوارگی صورت‌بندی کرده ام.

برای رسیدن به یک اقتصاد با توان مقاومت بالا، باید یک نظام حیات جمعی ارتقا یافته داشته باشیم؛ برای ایجاد تغییر عنصر فرهنگ و نظام باورها نقش زیربنایی دارد.

مومنی ضمن مهم دانستن سامان‌بخشی ترتیبات نهادی برای تولیدمحوری و خلاق شدن نظام حیات جمعی، بیان کرد: این ترتیبات نهادی باید به گونه‌ای سامان‌دهی شود که هزینه_فرصت مفت‌خوارگی را کاهش دهد، اما از این زاویه اقتصاد و جامعه ما به هدف خود پشت کرده است.

 

لزوم اصلاح مسئله توان مقاومت

عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی یادآور شد: به نظر می‌رسد به اعتبار اهمیت خارق‌العاده‌ای که مسئله توان مقاومت برای بقای کشور دارد، باید هر چه سریعتر اصلاح کافی در این زمینه صورت پذیرد.

وی با اشاره به اهمیت زیربنایی فرهنگ گفت: نکته دوم این است که اگر اصل این مسئله را پذیرفتیم که برای رسیدن به یک اقتصاد با توان مقاومت بالا، باید یک نظام حیات جمعی ارتقا یافته داشته باشیم، برای ایجاد تغییر عنصر فرهنگ و نظام باورها نقش زیربنایی دارد.

مومنی خاطرنشان کرد: داگلاس نورث در کتاب خود، نقش زیر بنایی فرهنگ و نظام باورها را در شکل‌دهی به چیزهایی که مطلوب می‌دانیم بسیار روشمند صورت‌بندی کرده است. بحث او این است که هم در شکل‌گیری وضع نامطلوب موجود، درک و تصور نقش کلیدی داشته است که ما از این زاویه به یک عارضه‌شناسی نیاز داریم و هم برای شکل دادن به وضع موجود این مسئله، ابتدا باید در ساحت اندیشه صورت‌بندی شود.

 

اغتنام فرصت ها و مهار تهدیدها

فرشاد مومنی، کارشناس حوزه اقتصاد گفت:اقتصاد مقاومتی در ایران معادلی برای Resilience  است. پیشنهاد من برای این اصطلاح، اغتنام فرصت ها و مهار تهدیدهاست.

وی در ادامه به تعریف واژه Resilience پرداخت و توضیح داد: این واژه در ابتدا در سطح کشورهای صنعتی مطرح شد ومسئله اصلی آن هم شیوه برخورد با شوک های برون زا بود. در این حوزه بحث از یکسری توانایی های جدید برای مقابله و برخورد با این شوک هاست. نکته مهم اینکه، شوک های برون زا در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته هم وجود دارد و چون در ذات خودشان نوعی نابسامانی و عدم اطمینان ایجاد می کنند باید بسامان شوند.

او با اشاره به اینکه هیچ تردیدی وجود ندارد که امروز کشور شرایط خطیری را تجربه می کند گفت: در چنین شرایط خطیری هرکسی از خود می پرسد که من برای برون رفت از چالش ها چه کاری می توانم انجام بدهم. اقتصاد مقاومتی کوششی است که از طریق آن می توانیم به بخشی از این نابسامانی ها در جامعه و اقتصاد پاسخ دهیم.

وی با تاکید براینکه در چنین شرایطی جامعه علمی مسئولیت بسیار مهمی دارد افزود: جامعه علمی در شرایط فعلی کشور باید به گونه ای عمل کند که سطح دانایی در هر حیطه خاص از ژرفا و گستره کافی برخوردار شود، مفاهیم کلیدی که مفاهیم سرنوشت سازند برحسب درکی که از آنها پیدا می شود سطح قابلیت عینیت بخشی را مشخص می کند. به عنوان مثال اگر در جامعه ناعدالتی می بینیم باید نگاه کنیم ببینیم هویت جمعی چه سطحی از عدالت را درک کرده است یا مثلا اگر در جامعه علم، آزادی و… شرایط خوبی ندارد باید ببینیم درک هویت جمعی از این مفاهیم چیست.