۴ دهه پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، بار دیگر این روزها بحث مشکلات نظام بانکی زیاد شنیده می شود. حالا و پس از فراز و نیب‌های فراوان،  باید پذیرفت که در شرایط تحریم قرار داریم و این شرایط یعنی محدودیت مراودات بین المللی و کمبود منابع.

تحریم‌ها، بانک ها را قبل از هر نهاد و سازمانی در تیررس قرار داده و عدم امکان مراودات پولی و بانکی بین المللی، به نظام بانکی آسیب فراوان وارد کرده است. بنابراین انتظار افزایش نرخ سود سپرده های بانکی انتظاری غیر منطقی است. از سوی دیگر، رکود تورمی در پیش است و کالاها به دلیل مشکلات ناشی از تحریم افزایش قیمت خواهند داشت و قدرت خرید مردم باز هم کاهش خواهد یافت.

از سوی دیگر انتشار پول در این وضعیت، تورم و مشکلات مردم را تشدید خواهدکرد. به این ترتیب تغییر نرخ سود بانکی اقدام معقولی نبوده و پرداخت سودهای غیر معقول هم در بلندمدت نظام بانکی را به ورطه نابودی می کشاند. اما به هر حال در شرایط بحرانی، تصمیمات خاصی اتخاذ می شود و باید دید سیاست دولت در این مورد چیست و چه راهکاری اندیشیده می شود. قطعا به سبب تحریم ها مشکلاتی خواهیم داشت و مادامی که تحریم باشیم هر دولتی هم که روی کار آید، نیاز به حمایت دولت بیشتر از شرایط عادی است. تنها شعار منطقی در این وضعیت این است که «باید به گونه ای عمل شود که شیب افزایش مشکلات ملایم تر گردد».

در خصوص وضعیت بانک ها در این ایام و در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی، با علیرضا علیزاده کارشناس و فعال صنعت بانکی گفت و گویی انجام داده‌ایم تا بخشی از چالش‌ها و آینده پیش رو را بررسی کنیم. این گفت‌وگو را می خوانید:

با توجه به وجود تحریم ها در ۴۰ سال گذشته بانک ها چطور توانستند به فعالیت خودشان ادامه دهند؟

علیزاده: تا قبل از اعمال تحریم ها(در سال های گذشته) بانک ها مشکلی نداشتند و فعالیت خود را انجام می دادند. البته در زمان برجام هم مدتی اوضاع بهبود یافت؛ ولی با اعمال مجدد تحریم ها در سال ۹۷، مشکلات دوباره شدت گرفت و عملیات بانکی دچار خلل شد.

 

در این چند سال بانک ها در چه دوره ای بهترین عملکرد را داشتند؟

علیزاده: زمانی که تحریم نبود و مسائل بین المللی، مبادلات و بحث ارتباطات خارجی و… در حال انجام بود، برخی بانک های بزرگ شعبه هایی در خارج از کشور داشتند که حجم زیادی از آن از بین رفت. به نظر می رسد مشکل بانک ها در چند سال اخیر در حدی بوده که بانک ها فقط برای حفظ بقا تلاش کرده اند. چرا که عملیات سپرده گیری و اجرای تسهیلات عموما بازدهی منفی داشته و بانک ها از طریق فروش دارایی ها و سرمایه گذاری ها سعی کرده اند که منفی را به حداقل برسانند. بنابراین وضعیت بانک ها نه در حال حاضر و نه سال های قبل، چندان رضایت بخش نبوده است و دلیل افزایش قیمت سهم بانکی ها منطقی نیست. بانک هایی که سپرده های بلندمدت ببشتری دارند، شرایط شان خطرناک تر است و منابع گرانقیمت بیشتری دارند. بعضی بانک ها مانند ملت و انصار، سپرده جاری بیشتری دارد و بانک هایی که سپرده جاری بیشتری دارند، شرایط شان کمی بهتر است.

 

بانک ها به فکر توسعه ابزارهای مالی هستند؟

علیزاده: ابزارهای مالی بیشتر از طریق بورس انتشار پیدا کرد. سیستم بانکی هنوز سنتی است. برخی مدیران بانک ها با مفاهیم ابزارهای مالی آشنایی چندانی ندارند و به همین دلیل، مقاومت می کنند.بانک مرکزی هم اول مقاومت کرد اما بعد با ابزارهای مالی جدید کنار آمد و آنها را پذیرفت.

مثلا در بحث صندوق ها، بانک مرکزی در ابتدا مخالفت کرد ولی سپس پذیرفت که صندوق های سرمایه گذاری با قواعدی تعریف شده، زیر نظر بانک مرکزی فعالیت کنند.

از سال ۸۴ که قانون اوراق بهادار جدید اجرایی شد، ابزارهای مالی جدید هم در آن دیده شد. مثل صندوق ها، سلف های موازی و… اینها بسته های تحریک پذیر هستند که این ابزارها را می سازند، اگر مشکل اسلامی دارد کمیته فقهی درست می کنند و مشکل اسلامی اش را حل می کنند و خیلی پرشتاب جلو می رود. یکی از مشکلات بدنه بانکی و سیستم بانکی همان سنتی بودن است.  بانک ها آرام آرام به سمت الکترونیکی شدن حرکت می کنند و دیگر اصلا نیازی به شعبه نیست.

بانک ها چرا مستقیما وارد بنگاه داری شدند؟

علیزاده: بانک مرکزی براساس چارچوب و سرمایه پایه هر بانک، حد نصاب سرمایه گذاری تعریف کرده که قبلا ۴۰ درصد بوده و در حال حاضر ۲۰ درصد است. اما این سرمایه گذاری باید مرتبط با فعالیت بانک باشد. در حالی که بانک ها به این موضوع توجهی نکرده و درگیر سرمایه گذاری های غیر مرتبط و بنگاه داری شده اند. ضمن اینکه حجم مطالبات بانک ها از دولت هم رقم چشمگیری است و دولت در بعضی موارد در ازای طلب آنها، دارایی هایی واگذار کرده که هم واگذاری آنها دشوار است و هم سودی برای بانک ندارند. به عنوان مثال بانک سپه نیروگاه جهرم، و بانک تجارت نیروگاه فارس را در اختیار دارد و ارزش هر یک از این نیروگاه ها حدود ۵ هزار میلیارد تومان است و واگذاری آنها، کار راحتی نیست. بانک سپه نیروگاه خود را حدود ۳ هزار میلیارد تومان قیمت گذاشت و خریداری نداشت. بانک تجارت با وجود فروش نیروگاه فارس، به دلیل عدم پرداخت اقساط از سوی خریدار معامله را ابطال کرد. این مشکلات بوده که امروز بانک ها دچار بحران شده اند.