در این پژوهش تلاش بر این بود که با استفاده از دادههای آماری سازمان فائو، روند تغییرات شاخص تولید کشاورزی در چهار تا از کشورهای در حال توسعه شامل ایران، هند، برزیل و نیجریه بررسی شود. همچنین با استفاده از شاخصهای آماری، نرخ رشد و تغییرات این کشورها مقایسه شد. دلیل انتخاب این کشورها این است که هر یک نماینده یک منطقه مهم در جهان در حال توسعه هستند و علاوه بر آن، دارای ساختارهای متفاوت کشاورزیاند که امکان مقایسه مناسبی را فراهم میکند.
بخش کشاورزی یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشورهای در حال توسعه است. امروزه یکی از مهمترین چالشهای جهان، تأمین غذای جمعیت رو به افزایش است. جمعیت جهان از حدود ۵ میلیارد نفر در سال ۱۹۹۰ به بیش از ۸ میلیارد نفر رسیده است. این افزایش جمعیت، تقاضا برای محصولات غذایی را به شدت افزایش داده است.
از طرف دیگر، کشورهای در حال توسعه با محدودیتهایی مانند کمبود منابع آب، تغییرات اقلیمی، تخریب خاک و محدودیت زمینهای کشاورزی روبهرو هستند. بنابراین این سؤال مطرح میشود که آیا تولید کشاورزی این کشورها میتواند همگام با افزایش تقاضا رشد کند یا خیر.
اهمیت بررسی موضوع :
اهمیت این موضوع از چند جنبه قابل بررسی است. اول اینکه کشاورزی مستقیماً با امنیت غذایی ارتباط دارد و هرگونه کاهش تولید میتواند باعث افزایش قیمت مواد غذایی و ناامنی غذایی شود. دوم اینکه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، بخش قابل توجهی از نیروی کار در بخش کشاورزی فعالیت میکنند؛ بنابراین رشد یا رکود کشاورزی بر اشتغال و درآمد مردم اثر مستقیم دارد. در نهایت، دولتها برای برنامهریزی در زمینه منابع آب، سرمایهگذاری و توسعه روستایی نیازمند شناخت دقیق روند تولید کشاورزی هستند.
بررسی مطالعات قبلی نشان میدهد که تولید کشاورزی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه طی دهههای اخیر روند افزایشی داشته است. مطالعات سازمان فائو نشان میدهد آسیا بیشترین رشد تولید را تجربه کرده و کشورهایی مانند هند توانستهاند با افزایش بهرهوری، تولید خود را به شکل قابل توجهی افزایش دهند.
کشور برزیل با استفاده از فناوریهای نوین و توسعه کشاورزی تجاری به یکی از قدرتهای کشاورزی جهان تبدیل شد. در مقابل، کشورهای آفریقایی با وجود رشد تولید، همچنان نوسانات بیشتری را تجربه میکنند که ناشی از تغییرات اقلیمی شدید این مناطق است.
بررسی شاخصها :

ایران از شاخص ۶۳ در سال ۱۹۹۰ به ۱۱۶ در سال ۲۰۲۳ رسیده است. هند از ۵۸ به ۱۲۹، برزیل از ۵۲ به ۱۳۸ و نیجریه از ۶۰ به ۱۲۱ رسیده است.
شیب بیشتر منحنی برزیل و هند نشان میدهد که رشد تولید کشاورزی در این دو کشور سریعتر بوده است.

نتایج نشان میدهد نرخ رشد برزیل حدود ۷ درصد، نیجریه حدود ۶.۱ درصد، هند حدود ۵.۷ درصد و ایران حدود ۴.۵ درصد بوده است.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که هر چهار کشور رشد داشتهاند، اما سرعت رشد آنها متفاوت بوده است.


به عبارت دیگر، برزیل بیشترین تغییر و پویایی را در تولید کشاورزی تجربه کرده است.

برای مثال هند دارای سطح زیرکشت بسیار بالایی است، اما بخشی از موفقیت آن به دلیل افزایش بهرهوری، استفاده از فناوریهای نوین و توسعه زیرساختهای کشاورزی است.
بنابراین برای تحلیل تولید کشاورزی، علاوه بر منابع فیزیکی باید به عوامل بهرهوری نیز توجه شود.
بررسی نهایی :
شاخص تولید کشاورزی در کشورهای مورد بررسی طی سه دهه اخیر روند صعودی داشته است. همچنین مشاهده شد که کشورهایی که سرمایهگذاری بیشتری در فناوری، مکانیزاسیون و تحقیقات کشاورزی انجام دادهاند، رشد سریعتری را تجربه کردهاند.
در مجموع میتوان نتیجه گرفت که تولید کشاورزی در کشورهای در حال توسعه در مسیر رشد قرار دارد. اما تداوم این روند به عواملی مانند مدیریت منابع آب و خاک، توسعه فناوری، افزایش بهرهوری و سازگاری با تغییرات اقلیمی از طریق اصلاح بذرها و … وابسته است.
بنابراین پیشنهاد میشود دولتها سرمایهگذاری بیشتری در تحقیقات کشاورزی، فناوریهای نوین و مدیریت پایدار منابع طبیعی انجام دهند تا بتوانند امنیت غذایی آینده را تضمین کنند.
«در قرن بیستویکم، چالش اصلی کشاورزی دیگر فقط تولید بیشتر نیست؛ بلکه تولید بیشتر با منابع کمتر و به شیوهای پایدار است.»
منبع :
- FAO
- World Bank
همچنین بخوانید : اثرات اقتصادی کمآبی در بخش کشاورزی!
