دوشنبه 1 تیر 1405
خانهتجارتبرنده پنهان تنش‌های میان ایران و آمریکا؛ چگونه چین از بازآرایی بازار...

برنده پنهان تنش‌های میان ایران و آمریکا؛ چگونه چین از بازآرایی بازار انرژی جهان سود برد؟

در اغلب تحلیل‌های رسانه‌ای، تنش‌های میان ایران و آمریکا از منظر پیامدهای امنیتی و نظامی بررسی می‌شود. با این حال، بسیاری از تحلیلگران اقتصادی معتقدند مهم‌ترین نتیجه بلندمدت این تحولات نه در میدان نظامی، بلکه در تغییر ساختار بازار انرژی و جابه‌جایی تدریجی مراکز قدرت اقتصادی جهان قابل مشاهده است. در این میان، چین به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، یکی از بازیگرانی است که بیشترین منفعت را از شرایط جدید کسب کرده است. این مقاله با استناد به تحلیل‌های منتشرشده در Reuters، Bloomberg، Financial Times، The Economist و Atlantic Council به بررسی ابعاد این تحول می‌پردازد.

مقدمه:

در اقتصاد سیاسی بین‌الملل، بحران‌ها معمولاً تنها بازنده تولید نمی‌کنند؛ بلکه در کنار بازیگران آسیب‌دیده، گروهی از ذی‌نفعان نیز شکل می‌گیرند. یکی از موضوعات مورد توجه تحلیلگران غربی در سال‌های اخیر، نقش چین در تحولات مرتبط با ایران و بازار انرژی بوده است.

کشورهای غربی با افزایش هزینه‌های امنیتی، بی‌ثباتی بازار انرژی و فشارهای تورمی مواجه شدند. اما چین توانست از فرصت ایجاد شده برای تقویت جایگاه خود در بازار انرژی و گسترش نفوذ اقتصادی در خاورمیانه بهره ببرد.

نفت ارزان‌تر؛ مزیت راهبردی برای اقتصاد چین :

بخش قابل توجهی از تحلیل‌های Reuters و Bloomberg بر این موضوع متمرکز است که چین طی سال‌های اخیر به یکی از اصلی‌ترین مقاصد نفت ایران تبدیل شده است.

از نگاه این رسانه‌ها، استمرار جریان صادرات نفت ایران به بازار آسیا موجب شده پالایشگاه‌های چینی به منابع انرژی متنوع و در برخی موارد ارزان‌تر دسترسی داشته باشند. برای اقتصادی که بزرگ‌ترین مصرف‌کننده انرژی جهان محسوب می‌شود، هرگونه کاهش هزینه تأمین انرژی یک مزیت رقابتی مهم به شمار می‌رود.

این وضعیت به صنایع چینی اجازه داده است در برخی بخش‌ها هزینه تولید پایین‌تری نسبت به رقبای اروپایی داشته باشند. رقبایی که هم‌زمان با بحران انرژی و افزایش هزینه‌های واردات مواجه بوده‌اند.

وابستگی بیشتر ایران به بازار آسیا :

Financial Times در تحلیل‌های خود به روندی اشاره کرده که از آن با عنوان «چرخش اقتصادی ایران به شرق» یاد می‌شود.

بر اساس این دیدگاه، فشارهای ناشی از تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی باعث می‌شود بخش بیشتری از تجارت خارجی ایران به سمت بازارهای آسیایی هدایت شود. در چنین شرایطی، چین نه تنها به خریدار انرژی، بلکه به یکی از مهم‌ترین شرکای اقتصادی ایران تبدیل می‌شود.

این روند به پکن امکان می‌دهد نقش پررنگ‌تری در پروژه‌های زیرساختی، حمل‌ونقل، سرمایه‌گذاری و همکاری‌های بلندمدت منطقه‌ای ایفا کند.

تضعیف نسبی نفوذ غرب در بازار انرژی منطقه :

یکی از مباحثی که در گزارش‌های Atlantic Council و برخی تحلیل‌های The Economist مطرح شد، کاهش انحصار سنتی غرب بر جریان‌های اقتصادی خاورمیانه است.

در گذشته بخش عمده سرمایه‌گذاری‌ها، فناوری‌ها و همکاری‌های اقتصادی منطقه از سوی کشورهای غربی هدایت می‌شد. اما طی سال‌های اخیر بازیگران آسیایی، به‌ویژه چین، سهم بیشتری در این معادلات پیدا کرده‌اند.

تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی و افزایش فاصله میان ایران و غرب نیز به تسریع این روند کمک کرده است. در نتیجه، بخشی از نفوذ اقتصادی که پیش‌تر در اختیار شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران غربی بود، به سمت شرکت‌های آسیایی منتقل شد.

نقش کریدورهای تجاری جدید :

یکی از ابعاد کمتر مورد توجه این تحولات، توسعه مسیرهای تجاری جدید میان آسیا، خاورمیانه و اوراسیا است.

تحلیلگران بین‌المللی معتقدند که چین تلاش می‌کند از طریق ابتکار «کمربند و جاده» و توسعه مسیرهای حمل‌ونقل جایگزین، وابستگی خود به مسیرهای سنتی تحت نفوذ غرب را کاهش دهد.

در این چارچوب، موقعیت جغرافیایی ایران اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. قرار گرفتن ایران در مسیر اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و شبه‌قاره هند، آن را به یکی از حلقه‌های مهم شبکه ترانزیتی اوراسیا تبدیل کرده است.

از این منظر، اهمیت ایران برای چین تنها به نفت محدود نمی‌شود، بلکه به نقش این کشور در معماری جدید تجارت منطقه‌ای نیز مرتبط است.

نقد دیدگاه «چین، برنده مطلق بحران» :

با وجود مطرح شدن این دیدگاه در بسیاری از رسانه‌ها، برخی اقتصاددانان نسبت به آن انتقاد دارند.

نخست آنکه چین نیز از افزایش ریسک در بازار انرژی آسیب می‌بیند؛ زیرا بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است و هرگونه جهش شدید قیمت نفت می‌تواند رشد اقتصادی این کشور را تحت فشار قرار دهد.

دوم آنکه وابستگی بیش از حد به مناطق پرتنش، ریسک‌های راهبردی جدیدی برای پکن ایجاد می‌کند. از این رو، چین هم‌زمان تلاش می‌کند منابع تأمین انرژی خود را متنوع سازد.

سوم آنکه منافع اقتصادی حاصل از دسترسی به نفت ارزان‌تر لزوماً به معنای پیروزی کامل ژئوپلیتیکی نیست. چین همچنان برای حفظ رشد اقتصادی خود به ثبات بازارهای جهانی و امنیت تجارت بین‌الملل نیاز دارد.

نتیجه‌گیری:

بررسی تحلیل‌های منتشرشده در Reuters، Bloomberg، Financial Times، The Economist و Atlantic Council نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی تنش‌های ایران و آمریکا، تسریع روند انتقال بخشی از وزن اقتصادی خاورمیانه به سمت آسیا بوده است.

در این میان، چین به دلیل نیاز گسترده به انرژی، روابط اقتصادی رو به گسترش با ایران و سرمایه‌گذاری در مسیرهای تجاری جدید، توانسته است از برخی فرصت‌های ایجادشده بهره‌برداری کند. با این حال، این وضعیت را نمی‌توان به عنوان یک پیروزی مطلق برای پکن تلقی کرد؛ زیرا تداوم بی‌ثباتی در بازار انرژی همچنان تهدیدی برای رشد اقتصادی همه قدرت‌های بزرگ جهان محسوب می‌شود.

منابع

  • Reuters
  • Bloomberg
  • Financial Times
  • The Economist
  • Atlantic Council
  • Carnegie Endowment for International Peace
  • Center for Strategic and International Studies (CSIS)
  • U.S.-China Economic and Security Review Commission

همچنین بخوانید : پیامدهای اقتصادی تنش‌های ایران و آمریکا بر اقتصاد جهانی و بررسی رویکرد ایران از منظر رسانه‌های بین‌المللی!

اخبار مرتبط

بیشترین بازدید