پنج‌شنبه 16 مهر 1405
خانهنظام‌های رتبه‌بندیرتبه‌بندی‌های بین‌المللیشاخص رقابت‌پذیری جهانی چیست؟ بررسی معیارها، ۱۲ رکن رقابت‌پذیری و جایگاه ایران

شاخص رقابت‌پذیری جهانی چیست؟ بررسی معیارها، ۱۲ رکن رقابت‌پذیری و جایگاه ایران

رقابت‌پذیری اقتصادی یکی از مفاهیم کلیدی در تحلیل عملکرد کشورها و ظرفیت آنها برای ایجاد رشد پایدار، افزایش بهره‌وری و ارتقای سطح رفاه اقتصادی است. با این حال، رقابت‌پذیری صرفاً به میزان تولید، حجم صادرات یا اندازه اقتصاد یک کشور محدود نمی‌شود. عواملی مانند کیفیت نهادها، زیرساخت، ثبات اقتصاد کلان، مهارت نیروی کار، توسعه فناوری، کارایی بازارها، نظام مالی، پویایی کسب‌وکار و توانایی اقتصاد برای نوآوری نیز در تعیین ظرفیت بلندمدت یک کشور نقش دارند.

یکی از شناخته‌شده‌ترین چارچوب‌های بین‌المللی برای سنجش این عوامل، شاخص رقابت‌پذیری جهانی یا Global Competitiveness Index (GCI) بود که توسط مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) در قالب گزارش رقابت‌پذیری جهانی منتشر می‌شد.

نسخه جدیدتر این چارچوب، یعنی Global Competitiveness Index 4.0، اقتصاد کشورها را بر اساس ۱۲ رکن و ۱۰۳ شاخص ارزیابی می‌کرد. آخرین رتبه‌بندی کامل این شاخص در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و ۱۴۱ اقتصاد را پوشش داد؛ اقتصادهایی که در مجموع حدود ۹۹ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را شامل می‌شدند.

یک نکته مهم برای استفاده از این شاخص در تحلیل‌های امروز وجود دارد: رتبه‌بندی GCI در سال ۲۰۲۰ به دلیل شرایط استثنایی ناشی از همه‌گیری کرونا متوقف شد. گزارش ویژه سال ۲۰۲۰ به جای ارائه رتبه‌بندی کشورها، بر مسیر احیای اقتصادی و تحول ساختاری تمرکز کرد. بنابراین، برای سال‌های پس از ۲۰۱۹ نمی‌توان رتبه‌ای را به‌عنوان «رتبه جدید شاخص رقابت‌پذیری جهانی GCI 4.0» معرفی کرد.

این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا گاهی در محتوای اینترنتی، رتبه‌های سال ۲۰۱۹ به‌اشتباه به‌عنوان رتبه‌های فعلی کشورها معرفی می‌شوند.

در این مقاله، ضمن بررسی مفهوم رقابت‌پذیری اقتصادی، ساختار شاخص GCI 4.0، ۱۲ رکن آن، روش محاسبه، اهمیت اقتصادی و جایگاه ایران را بررسی می‌کنیم و در ادامه به این پرسش می‌پردازیم که پس از توقف رتبه‌بندی GCI، چه شاخص‌هایی می‌توانند برای ارزیابی محیط کسب‌وکار و رقابت‌پذیری اقتصادی مورد استفاده قرار گیرند.

شاخص رقابت‌پذیری جهانی چیست؟

شاخص رقابت‌پذیری جهانی، چارچوبی برای ارزیابی مجموعه‌ای از عوامل و ویژگی‌های یک اقتصاد بود که بر بهره‌وری و در نتیجه بر ظرفیت رشد اقتصادی بلندمدت آن اثر می‌گذارند.

مجمع جهانی اقتصاد در تعریف خود از رقابت‌پذیری، آن را مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و کیفیت‌های یک اقتصاد می‌داند که امکان استفاده کارآمدتر از عوامل تولید را فراهم می‌کنند. این مفهوم به نظریه رشد اقتصادی و به‌ویژه بهره‌وری کل عوامل تولید (TFP) متصل است.

به بیان ساده، یک اقتصاد رقابت‌پذیر صرفاً اقتصادی نیست که منابع بیشتری در اختیار داشته باشد؛ بلکه اقتصادی است که بتواند نیروی کار، سرمایه، فناوری و سایر منابع خود را با کارایی بیشتری به تولید ارزش تبدیل کند.

به همین دلیل، شاخص GCI را نباید صرفاً یک جدول رتبه‌بندی کشورها دانست. هدف اصلی آن شناسایی عواملی بود که ظرفیت یک اقتصاد برای افزایش بهره‌وری و دستیابی به رشد بلندمدت را شکل می‌دهند.

تفاوت رقابت‌پذیری با اندازه اقتصاد :

یکی از نکات مهم در تحلیل این شاخص، تفکیک میان اندازه اقتصاد و رقابت‌پذیری اقتصاد است.

برای مثال، ممکن است کشوری از نظر تولید ناخالص داخلی در میان اقتصادهای بزرگ جهان قرار داشته باشد، اما در برخی زمینه‌های نهادی، فناوری، مهارت نیروی کار یا نوآوری با محدودیت مواجه باشد.

در مقابل، یک اقتصاد کوچک‌تر می‌تواند با برخورداری از زیرساخت مناسب، نهادهای کارآمد، نیروی انسانی ماهر و محیط مناسب برای کسب‌وکار، امتیاز رقابت‌پذیری بالایی کسب کند.

بنابراین:

اندازه اقتصاد ≠ رقابت‌پذیری اقتصاد

GCI تلاش می‌کرد به جای تمرکز صرف بر حجم اقتصاد، عواملی را بررسی کند که به توضیح بهره‌وری و ظرفیت رشد بلندمدت کشورها کمک می‌کنند.

شاخص رقابت‌پذیری جهانی چگونه شکل گرفت؟

گزارش رقابت‌پذیری جهانی سابقه‌ای طولانی دارد. مجموعه گزارش‌های Global Competitiveness Report از سال ۱۹۷۹ منتشر شدند و طی سال‌های مختلف روش‌شناسی آنها تغییر کرد.

در سال ۲۰۱۸، مجمع جهانی اقتصاد چارچوب جدید Global Competitiveness Index 4.0 را معرفی کرد. این چارچوب با هدف ارزیابی عوامل تعیین‌کننده بهره‌وری در شرایطی طراحی شد که فناوری‌های جدید، اقتصاد دیجیتال، سرمایه انسانی و نوآوری اهمیت بیشتری پیدا کرده بودند.

GCI 4.0 در سال ۲۰۱۹ نیز مورد استفاده قرار گرفت و آخرین رتبه‌بندی کامل این شاخص را تشکیل داد.

در سال ۲۰۲۰، مجمع جهانی اقتصاد رتبه‌بندی کشورها را متوقف کرد. دلیل این تصمیم، شرایط غیرعادی ناشی از همه‌گیری کووید-۱۹ و دشواری مقایسه عملکرد اقتصادها در شرایطی بود که دولت‌ها سیاست‌های فوق‌العاده و متفاوتی برای مقابله با بحران اجرا می‌کردند.

گزارش ویژه ۲۰۲۰ به جای رتبه‌بندی، موضوعاتی مانند محیط توانمندساز، سرمایه انسانی، بازارها و اکوسیستم نوآوری را برای احیای اقتصادی و تحول بلندمدت بررسی کرد.

از این رو، در مقاله حاضر هرجا از «رتبه‌بندی شاخص رقابت‌پذیری جهانی» صحبت می‌شود، منظور آخرین رتبه‌بندی رسمی GCI 4.0 در سال ۲۰۱۹ است.

ساختار شاخص GCI 4.0 :

GCI 4.0 از ۱۰۳ شاخص تشکیل شده بود که در قالب ۱۲ رکن اصلی سازمان‌دهی می‌شدند.

امتیاز هر کشور در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ محاسبه می‌شد. عدد ۱۰۰ به معنای رسیدن به «مرز» یا Frontier بود؛ یعنی وضعیتی ایده‌آل که در آن عامل موردنظر دیگر مانعی برای بهره‌وری محسوب نمی‌شود.

۱۲ رکن اصلی عبارت بودند از:

رکنعنوان انگلیسیمحور اصلی
۱Institutionsنهادها
۲Infrastructureزیرساخت
۳ICT Adoptionپذیرش فناوری اطلاعات و ارتباطات
۴Macroeconomic Stabilityثبات اقتصاد کلان
۵Healthسلامت
۶Skillsمهارت‌ها
۷Product Marketبازار کالا
۸Labour Marketبازار کار
۹Financial Systemنظام مالی
۱۰Market Sizeاندازه بازار
۱۱Business Dynamismپویایی کسب‌وکار
۱۲Innovation Capabilityظرفیت نوآوری

این ۱۲ رکن در مجموع تصویری نسبتاً گسترده از عوامل مؤثر بر بهره‌وری اقتصاد ارائه می‌کردند.

۱۲ رکن شاخص رقابت‌پذیری جهانی چه مفهومی دارند؟

رکن اول: نهادها

نهادها یکی از پایه‌های اصلی عملکرد اقتصادی هستند. در چارچوب GCI، کیفیت نهادها به موضوعاتی مانند فضای حقوقی و نهادی، شفافیت، حاکمیت قانون، امنیت و نحوه عملکرد بخش عمومی و خصوصی مربوط می‌شد.

نهادهای کارآمد می‌توانند هزینه مبادلات اقتصادی و عدم‌اطمینان را کاهش دهند و زمینه قابل پیش‌بینی‌تری برای فعالیت بنگاه‌ها ایجاد کنند.

از نگاه رقابت‌پذیری، مسئله تنها وجود قوانین نیست؛ بلکه کیفیت اجرای قوانین و عملکرد واقعی نهادها نیز اهمیت دارد.

این موضوع برای سرمایه‌گذاری بلندمدت اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا بنگاه‌ها در تصمیم‌گیری‌های خود درباره سرمایه‌گذاری، توسعه ظرفیت تولید، ورود به بازارهای جدید و تحقیق و توسعه، میزان ثبات و پیش‌بینی‌پذیری محیط اقتصادی را در نظر می‌گیرند.

رکن دوم: زیرساخت

زیرساخت یکی دیگر از پایه‌های رقابت‌پذیری است.

شبکه حمل‌ونقل، زیرساخت انرژی، ارتباطات و سایر زیرساخت‌های عمومی می‌توانند مستقیماً بر هزینه تولید و توزیع کالا و خدمات اثر بگذارند.

برای مثال، ضعف زیرساخت حمل‌ونقل می‌تواند هزینه لجستیک را افزایش دهد و زمان دسترسی بنگاه به بازارها را طولانی‌تر کند. در اقتصاد دیجیتال نیز کیفیت شبکه‌های ارتباطی به بخشی از زیرساخت تولید و ارائه خدمات تبدیل شده است.

در GCI 4.0، زیرساخت در کنار نهادها، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ثبات اقتصاد کلان در مجموعه عوامل محیط توانمندساز اقتصاد قرار داشت.

رکن سوم: پذیرش فناوری اطلاعات و ارتباطات

ICT Adoption به میزان استفاده اقتصاد از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات اشاره داشت.

اهمیت این رکن از آنجا ناشی می‌شود که فناوری دیجیتال فقط یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه می‌تواند نحوه تولید، توزیع، تجارت، ارائه خدمات و تعامل دولت و بنگاه‌ها را تغییر دهد.

در اقتصادهای مدرن، استفاده از فناوری‌های دیجیتال می‌تواند:

  • هزینه برخی فرایندهای اقتصادی را کاهش دهد.
  • سرعت انتقال اطلاعات را افزایش دهد.
  • دسترسی بنگاه‌ها به بازارها را توسعه دهد.
  • امکان ارائه خدمات جدید را ایجاد کند.
  • بهره‌وری نیروی کار را افزایش دهد.
  • ظرفیت نوآوری و شکل‌گیری مدل‌های کسب‌وکار جدید را تقویت کند.

مجمع جهانی اقتصاد در گزارش ۲۰۱۹، پذیرش فناوری را یکی از حوزه‌هایی می‌دانست که با ورود اقتصادها به عصر انقلاب صنعتی چهارم اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

رکن چهارم: ثبات اقتصاد کلان

ثبات اقتصاد کلان یکی از عوامل اساسی برای تصمیم‌گیری اقتصادی بلندمدت است.

تورم بالا و بی‌ثبات، نوسانات شدید، بی‌ثباتی مالی و مشکلات مرتبط با سیاست‌های کلان می‌توانند افق برنامه‌ریزی بنگاه‌ها را کوتاه کنند.

در مقابل، محیط کلان باثبات‌تر به بنگاه‌ها اجازه می‌دهد تصمیم‌های بلندمدت‌تری درباره سرمایه‌گذاری، استخدام، توسعه ظرفیت و ورود به بازارهای جدید اتخاذ کنند.

نکته مهم این است که ثبات اقتصاد کلان به معنای نبود هیچ‌گونه نوسان اقتصادی نیست؛ بلکه به ظرفیت اقتصاد و سیاست‌گذاری برای حفظ شرایطی اشاره دارد که در آن شوک‌های اقتصادی، تورمی و مالی به شکل کنترل‌نشده‌ای به فعالیت اقتصادی منتقل نشوند.

رکن پنجم: سلامت

سلامت در GCI صرفاً یک موضوع اجتماعی نبود؛ بلکه بخشی از ظرفیت تولیدی اقتصاد محسوب می‌شد.

سلامت نیروی انسانی بر میزان مشارکت اقتصادی، بهره‌وری نیروی کار و هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم اقتصاد اثر می‌گذارد.

از این منظر، سرمایه‌گذاری در سلامت می‌تواند علاوه بر پیامدهای اجتماعی، پیامدهای اقتصادی نیز داشته باشد.

رکن ششم: مهارت‌ها

در اقتصاد دانش‌بنیان، کیفیت نیروی انسانی یکی از عوامل تعیین‌کننده بهره‌وری است.

رکن Skills به موضوعاتی مانند کیفیت آموزش، مهارت‌های نیروی کار و میزان تطابق توانمندی‌های نیروی انسانی با نیازهای اقتصادی توجه داشت.

اهمیت این موضوع با تحول فناوری بیشتر شده است. تغییرات سریع فناوری باعث می‌شود آموزش اولیه به‌تنهایی برای حفظ بهره‌وری نیروی کار کافی نباشد و آموزش‌های تکمیلی و بازآموزی نیز اهمیت پیدا کنند.

به همین دلیل، شکاف مهارتی می‌تواند به یکی از موانع رقابت‌پذیری بنگاه‌ها و اقتصاد تبدیل شود.

رکن هفتم: بازار کالا

بازار کالا به کیفیت و کارایی شرایطی مربوط می‌شود که در آن بنگاه‌ها محصولات و خدمات خود را عرضه می‌کنند و با سایر فعالان اقتصادی رقابت دارند.

وجود رقابت مؤثر می‌تواند بنگاه‌ها را به سمت کاهش هزینه، افزایش کیفیت، بهبود خدمات و نوآوری سوق دهد.

از این منظر، رقابت‌پذیری ملی فقط به عملکرد دولت وابسته نیست؛ بلکه ساختار بازار و رفتار بنگاه‌ها نیز در آن نقش دارد.

رکن هشتم: بازار کار

بازار کار ارتباط میان نیروی انسانی و بنگاه‌ها را شکل می‌دهد.

انعطاف‌پذیری مناسب بازار کار، استفاده مؤثر از مهارت‌ها، سازوکارهای شایسته‌سالاری و امکان تطبیق نیروی کار با تغییرات ساختاری اقتصاد از جمله موضوعاتی هستند که بر بهره‌وری اثر می‌گذارند.

بازار کار ناکارآمد می‌تواند باعث شود نیروی انسانی در فعالیت‌هایی به کار گرفته شود که با مهارت‌ها و ظرفیت واقعی او تناسب ندارند.

در چنین شرایطی، حتی افزایش تعداد نیروی کار نیز الزاماً به افزایش متناسب تولید منجر نمی‌شود.

رکن نهم: نظام مالی

نظام مالی نقش واسطه میان پس‌انداز و سرمایه‌گذاری را ایفا می‌کند.

دسترسی مناسب بنگاه‌ها و خانوارها به منابع مالی می‌تواند امکان سرمایه‌گذاری، توسعه کسب‌وکار و نوآوری را افزایش دهد.

در مقابل، ضعف نظام مالی یا محدودیت دسترسی به منابع سرمایه می‌تواند رشد بنگاه‌های کوچک و متوسط، سرمایه‌گذاری مولد و فعالیت‌های تحقیق و توسعه را محدود کند.

از همین رو، کیفیت نظام بانکی، بازار سرمایه و سایر سازوکارهای تأمین مالی در ارزیابی ظرفیت اقتصادی کشور اهمیت دارد.

رکن دهم: اندازه بازار

اندازه بازار نشان‌دهنده ظرفیت تقاضا و امکان فعالیت اقتصادی در مقیاس بزرگ‌تر است.

اقتصادهای بزرگ معمولاً از بازار داخلی گسترده‌تری برخوردارند؛ اما اندازه بازار به‌تنهایی تضمین‌کننده رقابت‌پذیری نیست.

یک بازار بزرگ زمانی می‌تواند به مزیت اقتصادی تبدیل شود که در کنار آن، زیرساخت مناسب، رقابت، سرمایه انسانی، فناوری و محیط نهادی کارآمد وجود داشته باشد.

از سوی دیگر، اقتصادهای کوچک می‌توانند از طریق تجارت بین‌المللی و دسترسی به بازارهای خارجی، محدودیت اندازه بازار داخلی را کاهش دهند.

رکن یازدهم: پویایی کسب‌وکار

پویایی کسب‌وکار به ظرفیت اقتصاد برای شکل‌گیری، رشد، تغییر و ورود و خروج بنگاه‌ها مربوط می‌شود.

اقتصادی که ورود شرکت‌های جدید، رشد کسب‌وکارهای نوآور و تغییر مدل‌های کسب‌وکار در آن امکان‌پذیر باشد، می‌تواند سریع‌تر خود را با تغییرات فناوری و تقاضای بازار تطبیق دهد.

در اینجا مفهوم Entrepreneurship نیز اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا کارآفرینی می‌تواند به شکل‌گیری شرکت‌های جدید، ایجاد اشتغال و توسعه محصولات و خدمات تازه منجر شود.

گزارش‌های مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهند که پویایی کسب‌وکار و نوآوری از موضوعات مهم در ارزیابی ظرفیت تحول اقتصادها محسوب می‌شوند.

رکن دوازدهم: ظرفیت نوآوری

آخرین رکن GCI 4.0، Innovation Capability بود.

نوآوری یکی از عوامل مهم تفاوت بهره‌وری میان اقتصادهاست؛ زیرا رشد بلندمدت تنها با افزایش مقدار سرمایه و نیروی کار حاصل نمی‌شود و نحوه استفاده از این عوامل نیز اهمیت دارد.

ظرفیت نوآوری می‌تواند به موضوعاتی مانند:

  • تحقیق و توسعه؛
  • همکاری دانشگاه و صنعت؛
  • تولید دانش؛
  • توانایی بنگاه‌ها در توسعه محصولات جدید؛
  • تجاری‌سازی فناوری؛
  • اکوسیستم کارآفرینی؛
  • و توانایی جذب و توسعه فناوری

مرتبط باشد. در اقتصادهایی که به مرزهای فناوری نزدیک‌تر هستند، تقویت نوآوری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا امکان دستیابی به رشد بهره‌وری از طریق افزایش ساده نهاده‌های تولید محدودتر می‌شود.

امتیاز شاخص رقابت‌پذیری جهانی چگونه محاسبه می‌شد؟

GCI 4.0 یک شاخص ترکیبی (Composite Indicator) بود. به این معنا که امتیاز نهایی کشور مستقیماً از یک متغیر واحد به دست نمی‌آمد، بلکه از مجموعه‌ای از شاخص‌های کوچک‌تر تشکیل می‌شد.

فرایند کلی را می‌توان به شکل زیر نمایش داد:

شاخص‌های جزئی => مؤلفه‌ها => ارکان => امتیاز نهایی GCI

در چارچوب سال ۲۰۱۹، ۱۰۳ شاخص در ۱۲ رکن قرار گرفته بودند و امتیاز نهایی GCI از تجمیع این ارکان به دست می‌آمد. طبق روش‌شناسی رسمی، در سطح کلی، امتیاز GCI میانگین ۱۲ رکن بود.

امتیاز شاخص‌ها نیز به یک مقیاس ۰ تا ۱۰۰ تبدیل می‌شد.

بنابراین:

۰ = فاصله بسیار زیاد از مرز عملکرد

۱۰۰ = مرز یا وضعیت ایده‌آل تعریف‌شده برای آن شاخص

این شیوه امتیازدهی باعث می‌شد بتوان عملکرد کشورها را در حوزه‌های مختلف در یک چارچوب نسبتاً قابل مقایسه قرار داد.

داده‌های GCI از کجا می‌آمدند؟

تمام داده‌های شاخص از یک نوع منبع تهیه نمی‌شدند.

مجمع جهانی اقتصاد از ترکیبی از داده‌های آماری و ارزیابی‌های کارشناسی استفاده می‌کرد. در نسخه ۲۰۱۹، ۱۰۳ شاخص از داده‌های سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای علمی و سازمان‌های غیردولتی و همچنین Executive Opinion Survey تشکیل شده بودند.

بخشی از داده‌ها نیز از دیدگاه مدیران و فعالان کسب‌وکار درباره شرایط اقتصادی کشورها به دست می‌آمد.

آخرین رتبه‌بندی شاخص رقابت‌پذیری جهانی چه زمانی منتشر شد؟

در سال ۲۰۱۹، این نظرسنجی دیدگاه ۱۶٬۹۳۶ مدیر و فعال اقتصادی در ۱۳۹ اقتصاد را جمع‌آوری کرد که پس از فرایند پردازش داده، ۱۲٬۹۸۷ پاسخ در محاسبات نهایی مورد استفاده قرار گرفت.

این ترکیب داده‌های آماری و ادراک فعالان اقتصادی یکی از ویژگی‌های مهم GCI بود؛ زیرا برخی عوامل مانند کیفیت برخی جنبه‌های محیط کسب‌وکار یا میزان شکاف مهارتی را نمی‌توان صرفاً با یک آمار رسمی به‌طور کامل اندازه‌گیری کرد.

آخرین رتبه‌بندی کامل Global Competitiveness Index 4.0 مربوط به سال ۲۰۱۹ است. در این گزارش، ۱۴۱ اقتصاد جهان بر اساس ۱۲ رکن رقابت‌پذیری ارزیابی شدند. این مجموعه اقتصادها حدود ۹۹ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را پوشش می‌دادند و به همین دلیل، گزارش ۲۰۱۹ یکی از جامع‌ترین مقاطع برای مقایسه رقابت‌پذیری اقتصادهای جهان محسوب می‌شود.

در این رتبه‌بندی، سنگاپور با امتیاز ۸۴٫۸ در جایگاه نخست قرار گرفت. پس از آن، ایالات متحده با امتیاز ۸۳٫۷ و هنگ‌کنگ با امتیاز ۸۳٫۱ قرار داشتند. هلند و سوئیس نیز در رتبه‌های بعدی جدول قرار گرفتند.

نکته مهم این است که این ارقام مربوط به سال ۲۰۱۹ هستند و نباید آنها را به‌عنوان رتبه‌بندی جاری کشورها در سال ۲۰۲۶ تفسیر کرد.

۱۰ اقتصاد نخست در GCI 4.0 در سال ۲۰۱۹

رتبهاقتصادامتیاز
۱سنگاپور۸۴٫۸
۲ایالات متحده۸۳٫۷
۳هنگ‌کنگ۸۳٫۱
۴هلند۸۲٫۴
۵سوئیس۸۲٫۳
۶ژاپن۸۲٫۳
۷آلمان۸۱٫۸
۸سوئد۸۱٫۵
۹بریتانیا۸۱٫۲
۱۰دانمارک۸۱٫۲

این جدول نشان می‌دهد که فاصله میان اقتصادهای صدر جدول در GCI 4.0 نسبتاً محدود بود. همچنین ترکیب کشورهای صدرنشین نشان می‌دهد که رقابت‌پذیری بالا الزاماً به یک مدل اقتصادی واحد محدود نیست؛ اقتصادهای آسیایی، اروپایی و آمریکای شمالی همگی در میان رتبه‌های نخست حضور داشتند.

۱۰ اقتصاد نخست در شاخص رقابت‌پذیری جهانی ۲۰۱۹

امتیاز اقتصادهای برتر در GCI 4.0؛ آخرین رتبه‌بندی کامل منتشرشده توسط مجمع جهانی اقتصاد.0255075100سنگاپورایالات متحدههنگ‌کنگهلندسوئیسژاپنآلمانسوئدبریتانیادانمارک

چرا سنگاپور در صدر شاخص رقابت‌پذیری جهانی قرار گرفت؟

قرار گرفتن سنگاپور در رتبه نخست GCI 4.0 صرفاً نتیجه عملکرد این کشور در یک حوزه مشخص نبود. امتیاز بالای آن حاصل عملکرد نسبتاً قوی در مجموعه‌ای از ارکان شاخص بود.

سنگاپور در حوزه‌هایی مانند زیرساخت، ثبات اقتصاد کلان، بازار محصول، نظام مالی و ظرفیت نوآوری عملکرد قابل توجهی داشت. این وضعیت نشان می‌دهد که رقابت‌پذیری پایدار معمولاً نتیجه یک سیاست منفرد نیست، بلکه به هم‌زمانی چندین ظرفیت اقتصادی و نهادی وابسته است.

در تحلیل اقتصادی این موضوع باید به یک نکته توجه کرد: افزایش رقابت‌پذیری الزاماً به معنای افزایش فوری تولید ناخالص داخلی نیست. برخی اصلاحات، مانند بهبود آموزش، توسعه زیرساخت دیجیتال یا اصلاح نهادهای اقتصادی، ممکن است سال‌ها زمان ببرد تا اثر کامل خود را بر بهره‌وری نشان دهد.

بنابراین GCI بیشتر یک چارچوب برای ارزیابی ظرفیت اقتصادی بود تا یک شاخص کوتاه‌مدت برای اندازه‌گیری عملکرد سالانه اقتصاد.

جایگاه ایران در شاخص رقابت‌پذیری جهانی :

ایران در آخرین رتبه‌بندی کامل GCI 4.0 یعنی گزارش سال ۲۰۱۹، رتبه ۹۹ از میان ۱۴۱ اقتصاد را به دست آورد.

امتیاز ایران در این نسخه ۵۸٫۹ از ۱۰۰ بود.

این عدد نشان می‌دهد که فاصله ایران با مرز ۱۰۰ امتیازی شاخص قابل توجه بوده است؛ اما برای تفسیر اقتصادی آن، بررسی عملکرد ایران در هر یک از ۱۲ رکن بسیار مهم‌تر از توجه صرف به رتبه کلی است.

عملکرد ایران در ارکان مختلف GCI 4.0 :

بر اساس داده‌های گزارش ۲۰۱۹، وضعیت ایران در ۱۲ رکن به شکل زیر بود:

رکنامتیاز ایران در GCI 2019
نهادها۴۸٫۴
زیرساخت۶۷٫۳
پذیرش فناوری اطلاعات و ارتباطات۴۷٫۵
ثبات اقتصاد کلان۸۵٫۳
سلامت۶۵٫۱
مهارت‌ها۶۳٫۴
بازار کالا۵۳٫۶
بازار کار۴۹٫۳
نظام مالی۴۹٫۷
اندازه بازار۶۲٫۶
پویایی کسب‌وکار۴۸٫۲
ظرفیت نوآوری۴۲٫۱

این توزیع امتیازات یک نکته مهم درباره ساختار رقابت‌پذیری ایران را نشان می‌دهد: عملکرد کشور در ارکان مختلف یکنواخت نبود.

به عبارت دیگر، تحلیل رتبه ۹۹ به‌تنهایی اطلاعات کافی درباره نقاط قوت و ضعف اقتصاد ایران ارائه نمی‌دهد.

نقاط قوت ایران در GCI 2019 :

یکی از حوزه‌هایی که ایران در آن امتیاز بالاتری نسبت به بسیاری از ارکان دیگر داشت، ثبات اقتصاد کلان بود.

ایران در این رکن امتیاز ۸۵٫۳ دریافت کرد.

البته تفسیر این امتیاز باید با احتیاط انجام شود. امتیاز یک کشور در یک شاخص ترکیبی به معنای آن نیست که تمام جنبه‌های اقتصاد کلان آن کشور مطلوب است. علاوه بر این، داده‌های مورد استفاده در شاخص مربوط به دوره زمانی مشخصی هستند و شرایط اقتصاد ممکن است پس از انتشار گزارش تغییر کرده باشد.

زیرساخت نیز با امتیاز ۶۷٫۳ یکی دیگر از ارکان با عملکرد نسبتاً بالاتر ایران بود.

همچنین ایران در حوزه سلامت امتیاز ۶۵٫۱ و در مهارت‌ها امتیاز ۶۳٫۴ کسب کرد.

در مقابل، ظرفیت نوآوری با امتیاز ۴۲٫۱ یکی از ارکان با امتیاز پایین‌تر ایران بود.

همچنین ارکانی مانند پذیرش فناوری اطلاعات و ارتباطات، نهادها، بازار کار، نظام مالی و پویایی کسب‌وکار نیز امتیازهایی پایین‌تر از برخی ارکان دیگر داشتند.

چرا رتبه ایران در رقابت‌پذیری اهمیت اقتصادی دارد؟

اهمیت شاخص رقابت‌پذیری برای ایران را می‌توان در چند سطح بررسی کرد.

سرمایه‌گذاری :

سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی هنگام بررسی یک اقتصاد، تنها اندازه بازار را بررسی نمی‌کنند. کیفیت نهادها، دسترسی به زیرساخت، ثبات سیاست‌گذاری، نظام مالی، مهارت نیروی کار و امکان توسعه کسب‌وکار نیز در تصمیم‌های سرمایه‌گذاری اهمیت دارند.

در نتیجه، ضعف در هر یک از این حوزه‌ها می‌تواند هزینه فعالیت اقتصادی را افزایش دهد.

بهره‌وری :

هدف اصلی GCI بررسی عوامل مرتبط با بهره‌وری بود. بنابراین پایین بودن عملکرد در ارکانی مانند فناوری، نوآوری یا پویایی کسب‌وکار می‌تواند از منظر رشد بهره‌وری اهمیت داشته باشد.

برای مثال، اگر بنگاه‌ها نتوانند فناوری‌های جدید را به‌سرعت جذب کنند، حتی افزایش سرمایه‌گذاری نیز ممکن است با افزایش متناسب بهره‌وری همراه نشود.

صادرات :

رقابت‌پذیری همچنین با ظرفیت حضور بنگاه‌ها در بازارهای بین‌المللی ارتباط دارد.

برای حضور پایدار در بازار جهانی، قیمت تمام‌شده تنها عامل تعیین‌کننده نیست. کیفیت، فناوری، لجستیک، دسترسی به منابع مالی، استانداردها، ثبات مقررات و توانایی نوآوری نیز اهمیت دارند.

رشد بلندمدت :

رقابت‌پذیری از این منظر بیشتر به ظرفیت رشد بلندمدت مربوط است تا رشد یک‌ساله.

ممکن است اقتصادی در یک سال به دلیل افزایش قیمت یک کالای صادراتی یا افزایش مصرف داخلی رشد بالایی داشته باشد، اما این رشد لزوماً به معنای افزایش رقابت‌پذیری ساختاری نیست.

آیا رتبه بالاتر همیشه به معنای اقتصاد قوی‌تر است؟

خیر. رتبه GCI باید در چارچوب روش‌شناسی خود تفسیر شود.

یک کشور ممکن است در یک یا چند رکن امتیاز بسیار بالایی داشته باشد اما در حوزه‌های دیگر عملکرد ضعیف‌تری نشان دهد.

به همین دلیل، استفاده از رتبه کلی برای نتیجه‌گیری درباره تمام ابعاد اقتصاد می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

برای تحلیل دقیق‌تر باید دست‌کم سه سطح بررسی شود:

  1. امتیاز کلی کشور
  2. امتیاز هر یک از ۱۲ رکن
  3. روند تغییرات امتیازها و شرایط اقتصادی در طول زمان

علاوه بر این، مقایسه کشورها باید با توجه به ساختار اقتصادی و سطح توسعه آنها انجام شود.

تفاوت رتبه و امتیاز در شاخص رقابت‌پذیری جهانی :

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل شاخص‌های بین‌المللی، یکی دانستن رتبه و امتیاز است.

رتبه موقعیت کشور را نسبت به سایر اقتصادهای مورد بررسی نشان می‌دهد.

اما امتیاز فاصله کشور را با مرز عملکرد تعریف‌شده توسط شاخص نشان می‌دهد.

برای مثال، اگر کشوری رتبه ۳۰ را کسب کند، این رتبه به تنهایی نمی‌گوید فاصله آن کشور با رتبه اول چقدر است.

ممکن است فاصله امتیازی دو کشور بسیار کم باشد اما یکی از آنها چند رتبه پایین‌تر قرار گرفته باشد؛ یا بالعکس، فاصله رتبه‌ای نسبتاً محدود باشد ولی فاصله امتیازی قابل توجهی وجود داشته باشد.

بنابراین برای تحلیل اقتصادی، بهتر است رتبه و امتیاز هم‌زمان بررسی شوند.

محدودیت‌های شاخص رقابت‌پذیری جهانی :

هیچ شاخص ترکیبی نمی‌تواند تمام پیچیدگی‌های یک اقتصاد را در یک عدد خلاصه کند. GCI نیز از این قاعده مستثنی نبود.

وابستگی بخشی از داده‌ها به ارزیابی مدیران :

بخشی از داده‌های GCI از نظرسنجی مدیران و فعالان اقتصادی به دست می‌آمد.

این داده‌ها برای سنجش برخی متغیرهای کیفی ارزشمند هستند، اما ماهیتی ادراکی دارند و می‌توانند تحت تأثیر تجربه پاسخ‌دهندگان، شرایط اقتصادی زمان نظرسنجی و فضای کسب‌وکار قرار بگیرند.

تفاوت ساختار اقتصادها :

کشورهای مختلف ساختارهای اقتصادی یکسانی ندارند.

اقتصادهای صنعتی، اقتصادهای خدمات‌محور، صادرکنندگان منابع طبیعی و اقتصادهای کوچک و باز را نمی‌توان در تمام ابعاد به یک شکل تحلیل کرد.

به همین دلیل، رتبه کلی باید در کنار ساختار اقتصادی کشور مورد مطالعه قرار گیرد.

فاصله زمانی داده‌ها با زمان انتشار :

شاخص‌های بین‌المللی معمولاً با استفاده از داده‌هایی تهیه می‌شوند که مربوط به دوره‌های مختلف هستند.

بنابراین رتبه یک کشور در گزارش ۲۰۱۹ الزاماً تصویری دقیق از وضعیت همان کشور در سال ۲۰۲۶ نیست.

این مسئله در مورد GCI اهمیت بیشتری دارد، زیرا رتبه‌بندی رسمی آن پس از ۲۰۱۹ ادامه پیدا نکرد.

چرا شاخص رقابت‌پذیری جهانی پس از سال ۲۰۱۹ متوقف شد؟

سال ۲۰۲۰ یک نقطه عطف برای GCI بود.

همه‌گیری کووید-۱۹ باعث شد اقتصادهای جهان با یک شوک کم‌سابقه مواجه شوند. دولت‌ها سیاست‌های حمایتی، محدودیت‌های تجاری، بسته‌های مالی و سیاست‌های اضطراری متفاوتی اجرا کردند.

در چنین شرایطی، مقایسه عملکرد کشورها با چارچوب معمول GCI دشوار بود.

به همین دلیل، مجمع جهانی اقتصاد در گزارش ویژه ۲۰۲۰ از انتشار رتبه‌بندی سنتی کشورها خودداری کرد و به جای آن، چارچوبی برای بررسی مسیر احیای اقتصادی و تحول آینده ارائه داد. این گزارش چهار محور اصلی را برای تحول اقتصادی مورد توجه قرار می‌داد:

  • محیط توانمندساز
  • سرمایه انسانی
  • بازارها
  • اکوسیستم نوآوری

بنابراین، نباید از وجود گزارش ۲۰۲۰ به این نتیجه رسید که رتبه‌بندی GCI در سال ۲۰۲۰ نیز منتشر شده است.

این تمایز برای تولید محتوای دقیق درباره شاخص رقابت‌پذیری جهانی اهمیت زیادی دارد.

شاخص رقابت‌پذیری جهانی چه کاربردی برای تحلیل اقتصادی دارد؟

اگرچه رتبه‌بندی GCI پس از سال ۲۰۱۹ متوقف شد، چارچوب آن همچنان برای درک مفهوم رقابت‌پذیری اقتصادی اهمیت دارد. دلیل اصلی این موضوع آن است که GCI تلاش می‌کرد رقابت‌پذیری را از سطح یک متغیر منفرد فراتر ببرد و مجموعه‌ای از عوامل مؤثر بر بهره‌وری را در کنار یکدیگر بررسی کند.

از منظر تحلیل اقتصادی، می‌توان از چارچوب GCI برای پاسخ به چند پرسش اساسی استفاده کرد:

  • اقتصاد یک کشور چه میزان زیرساخت مناسب دارد؟
  • بنگاه‌ها تا چه اندازه به فناوری دسترسی دارند؟
  • نظام مالی چه ظرفیتی برای تأمین مالی فعالیت‌های مولد دارد؟
  • بازار کار چقدر می‌تواند نیروی انسانی را به شکل کارآمد تخصیص دهد؟
  • محیط نهادی تا چه اندازه از فعالیت اقتصادی پشتیبانی می‌کند؟
  • اقتصاد چه ظرفیتی برای نوآوری و تولید فناوری دارد؟
  • آیا بازارها شرایط لازم برای رقابت و رشد بنگاه‌ها را فراهم می‌کنند؟
  • چه عواملی مانع افزایش بهره‌وری هستند؟

در واقع، ارزش اصلی GCI فقط در رتبه‌بندی کشورها نبود؛ بلکه در شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف و گلوگاه‌های بهره‌وری قرار داشت. مجمع جهانی اقتصاد نیز GCI را ابزاری برای کمک به سیاست‌گذاران در شناسایی عوامل مؤثر بر رشد بلندمدت و رصد پیشرفت اقتصادها معرفی کرده بود.

رابطه رقابت‌پذیری و بهره‌وری چیست؟

مفهوم بهره‌وری در مرکز چارچوب GCI قرار داشت.

در اقتصاد، افزایش تولید می‌تواند از مسیر افزایش نهاده‌هایی مانند نیروی کار و سرمایه اتفاق بیفتد؛ اما بخش مهمی از تفاوت عملکرد اقتصادها به نحوه استفاده از این نهاده‌ها مربوط است.

برای نمونه، دو کشور ممکن است سرمایه‌گذاری و نیروی کار مشابهی داشته باشند، اما یکی از آنها به دلیل فناوری بهتر، مدیریت کارآمدتر، زیرساخت مناسب‌تر یا نظام نهادی مؤثرتر، تولید بیشتری ایجاد کند.

این تفاوت در استفاده از عوامل تولید با مفهوم بهره‌وری کل عوامل تولید (TFP) ارتباط دارد.

GCI 4.0 نیز اساساً برای اندازه‌گیری عواملی طراحی شده بود که بر TFP اثر می‌گذارند. مجمع جهانی اقتصاد در گزارش ۲۰۱۹، بهره‌وری را یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده رشد اقتصادی بلندمدت معرفی کرد.

بنابراین رابطه مفهومی را می‌توان چنین خلاصه کرد:

نهادها + زیرساخت + سرمایه انسانی + فناوری + بازارهای کارآمد + نظام مالی + نوآوری → بهره‌وری بالاتر → ظرفیت بیشتر برای رشد بلندمدت

البته این رابطه به معنای آن نیست که افزایش امتیاز یک رکن به‌صورت مکانیکی موجب افزایش رشد اقتصادی می‌شود. ساختار اقتصاد، سیاست‌های کلان، شرایط خارجی و نحوه اجرای اصلاحات نیز در نتایج نهایی نقش دارند.

آیا شاخص رقابت‌پذیری جهانی هنوز برای سال ۲۰۲۶ معتبر است؟

از نظر تاریخی و روش‌شناختی، GCI 4.0 همچنان یک چارچوب مهم برای مطالعه رقابت‌پذیری است؛ اما از نظر رتبه‌بندی جاری کشورها نباید آن را شاخص سال ۲۰۲۶ دانست.

آخرین رتبه‌بندی کامل GCI مربوط به سال ۲۰۱۹ است.

مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد که رتبه‌بندی سنتی GCI را در شرایط همه‌گیری متوقف می‌کند و گزارش ویژه آن سال را به موضوع احیا و تحول اقتصادی اختصاص داد.

بنابراین اگر در یک گزارش یا مقاله نوشته شود:

«رتبه فعلی کشور X در شاخص رقابت‌پذیری جهانی ۲۰۲۶ برابر با … است»

باید نسبت به چنین ادعایی احتیاط کرد؛ زیرا چنین رتبه‌بندی رسمی‌ای در چارچوب GCI 4.0 منتشر نشده است.

در نتیجه، برای محتوای به‌روز در سال ۲۰۲۶ بهتر است میان GCI تاریخی و شاخص‌های جدیدتر سنجش عملکرد اقتصادی تفاوت گذاشته شود.

چه شاخص‌هایی می‌توانند در کنار GCI مورد استفاده قرار گیرند؟

پس از توقف رتبه‌بندی GCI، تحلیل رقابت‌پذیری کشورها باید به‌جای اتکا به یک رتبه واحد، از مجموعه‌ای از شاخص‌های مکمل استفاده کند.

بسته به هدف پژوهش، می‌توان شاخص‌های مختلفی را بررسی کرد.

شاخص‌های مرتبط با بهره‌وری و رشد :

برای بررسی ظرفیت رشد اقتصادی، متغیرهایی مانند:

  • رشد بهره‌وری نیروی کار؛
  • بهره‌وری کل عوامل تولید؛
  • رشد اقتصادی؛
  • سرمایه‌گذاری؛
  • تشکیل سرمایه ثابت؛
  • کیفیت سرمایه انسانی؛
  • و عملکرد صادرات

می‌توانند در کنار یکدیگر بررسی شوند.

شاخص‌های مرتبط با محیط کسب‌وکار :

برای تحلیل محیط فعالیت بنگاه‌ها نیز می‌توان موضوعاتی مانند:

  • کیفیت مقررات؛
  • حاکمیت قانون؛
  • کیفیت نهادها؛
  • دسترسی به منابع مالی؛
  • سهولت تجارت؛
  • زیرساخت؛
  • دسترسی دیجیتال؛
  • و ظرفیت بازار

را به صورت جداگانه مطالعه کرد.

شاخص‌های مرتبط با نوآوری :

برای اقتصادهایی که فناوری و دانش در رشد آنها اهمیت زیادی دارد، معیارهایی مانند:

  • هزینه تحقیق و توسعه؛
  • تعداد ثبت اختراع؛
  • تولید علمی؛
  • همکاری دانشگاه و صنعت؛
  • سرمایه‌گذاری خطرپذیر؛
  • صادرات فناوری؛
  • و ظرفیت تجاری‌سازی دانش

اطلاعات مکملی ارائه می‌کنند.

در نتیجه، نبود رتبه‌بندی جدید GCI به معنای نبود امکان سنجش رقابت‌پذیری نیست؛ بلکه روش تحلیل باید از یک رتبه کلی به سمت داشبوردی از شاخص‌های اقتصادی، نهادی، فناوری و سرمایه انسانی حرکت کند.

رقابت‌پذیری اقتصادی ایران از چه مسیرهایی قابل تحلیل است؟

در مورد ایران، استفاده از چارچوب GCI می‌تواند برای شناسایی حوزه‌های ساختاری مهم باشد؛ اما به دلیل قدیمی بودن آخرین رتبه‌بندی، نباید عملکرد سال‌های اخیر ایران را مستقیماً از رتبه ۲۰۱۹ نتیجه‌گیری کرد.

با این حال، آخرین داده رسمی GCI تصویری مشخص از وضعیت ایران در آن مقطع ارائه می‌دهد.

ایران در سال ۲۰۱۹ رتبه ۹۹ را میان ۱۴۱ اقتصاد به دست آورد. در همان گزارش، مجمع جهانی اقتصاد اشاره کرد که ایران و یمن در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در رتبه‌های پایین‌تر جدول قرار داشتند، در حالی که کشورهایی مانند اسرائیل، امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی رتبه‌های بالاتری داشتند.

این اطلاعات را باید به‌عنوان تصویر سال ۲۰۱۹ در نظر گرفت، نه ارزیابی فعلی اقتصاد ایران.

از منظر ساختاری، چارچوب GCI نشان می‌دهد که برای افزایش رقابت‌پذیری، تمرکز صرف بر افزایش تولید کافی نیست. حوزه‌هایی مانند سرمایه انسانی، فناوری، نوآوری، زیرساخت، نظام مالی، کیفیت نهادها و پویایی بنگاه‌ها نیز اهمیت دارند.

برای اقتصاد ایران، این موضوع به‌خصوص در ارتباط با افزایش بهره‌وری، توسعه صنایع دانش‌بنیان، بهبود ظرفیت صادراتی و کاهش هزینه‌های مبادله اهمیت پیدا می‌کند.

رقابت‌پذیری و صنایع ایران :

یکی از کاربردهای مهم مفهوم رقابت‌پذیری، انتقال آن از سطح «کشور» به سطح صنعت و بنگاه است.

یک کشور ممکن است در یک صنعت از مزیت قابل توجهی برخوردار باشد اما در صنعت دیگری با محدودیت‌های جدی مواجه شود.

برای نمونه، رقابت‌پذیری یک صنعت صادراتی به مجموعه‌ای از عوامل بستگی دارد:

هزینه تولید + کیفیت محصول + فناوری + نیروی انسانی + انرژی + لجستیک + دسترسی به بازار + تأمین مالی + مقررات

بنابراین برای بررسی رقابت‌پذیری صنایع ایران، می‌توان از منطق ۱۲ رکن GCI استفاده کرد، حتی اگر رتبه‌بندی رسمی GCI دیگر منتشر نشود.

این رویکرد برای صنایعی مانند:

  • پتروشیمی و صنایع شیمیایی؛
  • دارو؛
  • ماشین‌آلات؛
  • خودرو و قطعه‌سازی؛
  • فناوری اطلاعات؛
  • صنایع معدنی؛
  • حمل‌ونقل و لجستیک؛
  • و کسب‌وکارهای دانش‌بنیان

قابل استفاده است.

رقابت‌پذیری جهانی در عصر فناوری چه تغییری کرده است؟

یکی از نکات مهم در نسخه GCI 4.0، افزایش وزن موضوعاتی مانند فناوری، مهارت و نوآوری بود.

اقتصاد دیجیتال باعث شده است بخشی از عوامل سنتی رقابت‌پذیری دستخوش تغییر شود.

در گذشته، عواملی مانند نزدیکی به منابع طبیعی، هزینه نیروی کار و دسترسی به بازارهای فیزیکی نقش بسیار پررنگی داشتند. این عوامل همچنان اهمیت دارند، اما در بسیاری از صنایع، موارد دیگری نیز به آنها اضافه شده‌اند:

  • دسترسی به داده؛
  • زیرساخت دیجیتال؛
  • هوش مصنوعی؛
  • اتوماسیون؛
  • مهارت‌های دیجیتال؛
  • امنیت سایبری؛
  • ظرفیت تحقیق و توسعه؛
  • مالکیت فکری؛
  • و توانایی تجاری‌سازی فناوری.

از همین رو، رقابت‌پذیری یک اقتصاد در دهه جدید را نمی‌توان صرفاً با متغیرهای سنتی مانند نیروی کار ارزان یا منابع طبیعی توضیح داد.

ارتباط رقابت‌پذیری با توسعه پایدار :

یکی از موضوعات مهم در آخرین گزارش‌های GCI این بود که رقابت‌پذیری اقتصادی لزوماً در تضاد با اهداف اجتماعی و زیست‌محیطی قرار ندارد.

گزارش ۲۰۱۹ مجمع جهانی اقتصاد، رقابت‌پذیری، برابری و پایداری را در کنار یکدیگر بررسی کرد و بر این موضوع تأکید داشت که مسیرهای توسعه آینده باید علاوه بر بهره‌وری، پیامدهای اجتماعی و زیست‌محیطی را نیز در نظر بگیرند.

این موضوع برای تحلیل اقتصادی امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا سرمایه‌گذاری در انرژی پاک، فناوری‌های کم‌کربن، اقتصاد چرخشی و زیرساخت تاب‌آور می‌تواند هم‌زمان بخشی از اهداف زیست‌محیطی و اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین چارچوبی، رقابت‌پذیری آینده فقط به معنای تولید بیشتر با هزینه کمتر نیست؛ بلکه توانایی اقتصاد برای تولید ارزش، حفظ بهره‌وری، سازگاری با شوک‌ها و انطباق با تغییرات فناوری و محیطی نیز اهمیت دارد.

تفاوت شاخص رقابت‌پذیری جهانی با شاخص‌های مشابه :

GCI را نباید با تمام شاخص‌های بین‌المللی رتبه‌بندی اقتصادها یکسان دانست.

شاخص یا چارچوبتمرکز اصلی
Global Competitiveness Indexبهره‌وری و عوامل ساختاری رقابت‌پذیری
GDPاندازه و ارزش تولید اقتصادی
GDP per capitaتولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر
Global Innovation Indexظرفیت و عملکرد نوآوری
Human Development Indexسلامت، آموزش و درآمد
شاخص‌های حکمرانیکیفیت نهادها و حکمرانی
شاخص‌های تجارت بین‌المللیعملکرد و ظرفیت تجاری
شاخص‌های بهره‌وریمیزان کارایی استفاده از عوامل تولید

به همین دلیل، هیچ‌یک از این شاخص‌ها به‌تنهایی تصویر کاملی از وضعیت یک اقتصاد ارائه نمی‌کنند.

برای تحلیل حرفه‌ای، باید سؤال پژوهش مشخص شود و سپس مناسب‌ترین شاخص‌ها انتخاب شوند.

جمع‌بندی :

شاخص رقابت‌پذیری جهانی (Global Competitiveness Index) یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های بین‌المللی برای سنجش عوامل مؤثر بر بهره‌وری و رشد بلندمدت اقتصادها بود. نسخه GCI 4.0 که از سال ۲۰۱۸ معرفی شد، عملکرد کشورها را در ۱۲ رکن شامل نهادها، زیرساخت، پذیرش فناوری، ثبات اقتصاد کلان، سلامت، مهارت‌ها، بازار کالا، بازار کار، نظام مالی، اندازه بازار، پویایی کسب‌وکار و ظرفیت نوآوری بررسی می‌کرد.

در آخرین رتبه‌بندی کامل، یعنی GCI 2019، ۱۴۱ اقتصاد ارزیابی شدند و سنگاپور با امتیاز ۸۴٫۸ در جایگاه نخست قرار گرفت. ایران نیز رتبه ۹۹ را به دست آورد.

با این حال، نکته کلیدی برای استفاده از این شاخص در محتوای امروز آن است که GCI رتبه‌بندی جدیدی برای سال‌های پس از ۲۰۱۹ ندارد. مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۰ رتبه‌بندی سنتی را در پی شرایط استثنایی همه‌گیری متوقف کرد و گزارش آن سال را به بررسی مسیرهای احیای اقتصادی و تحول ساختاری اختصاص داد.

بنابراین، اگرچه GCI 4.0 همچنان برای مطالعه ساختار رقابت‌پذیری و مقایسه تاریخی کشورها ارزشمند است، برای ارزیابی وضعیت اقتصادی در سال ۲۰۲۶ باید آن را در کنار داده‌ها و شاخص‌های جدیدتر مورد استفاده قرار داد.

مهم‌ترین درس GCI نیز این است که رقابت‌پذیری حاصل عملکرد یک متغیر منفرد نیست. کیفیت نهادها، زیرساخت، سرمایه انسانی، فناوری، بازارها، نظام مالی، پویایی بنگاه‌ها و نوآوری در تعامل با یکدیگر ظرفیت یک اقتصاد برای افزایش بهره‌وری و ایجاد رشد بلندمدت را شکل می‌دهند.

پرسش‌های متداول :

شاخص رقابت‌پذیری جهانی چیست؟

شاخص رقابت‌پذیری جهانی یا GCI چارچوبی بود که مجمع جهانی اقتصاد برای ارزیابی عوامل مؤثر بر بهره‌وری و ظرفیت رشد بلندمدت اقتصادها طراحی کرده بود. نسخه GCI 4.0 کشورها را بر اساس ۱۲ رکن اصلی و ۱۰۳ شاخص ارزیابی می‌کرد.

آخرین رتبه‌بندی شاخص رقابت‌پذیری جهانی مربوط به چه سالی است؟

آخرین رتبه‌بندی کامل GCI 4.0 مربوط به سال ۲۰۱۹ است. در سال ۲۰۲۰، مجمع جهانی اقتصاد رتبه‌بندی کشورها را متوقف کرد و گزارش ویژه‌ای درباره احیای اقتصادی و تحول پس از همه‌گیری منتشر کرد.

رتبه ایران در شاخص رقابت‌پذیری جهانی چند بود؟

ایران در آخرین رتبه‌بندی کامل GCI 4.0 در سال ۲۰۱۹، رتبه ۹۹ از میان ۱۴۱ اقتصاد را کسب کرد.

شاخص رقابت‌پذیری جهانی چند رکن دارد؟

GCI 4.0 دارای ۱۲ رکن اصلی بود که حوزه‌هایی مانند نهادها، زیرساخت، فناوری اطلاعات و ارتباطات، ثبات اقتصاد کلان، سلامت، مهارت‌ها، بازار کالا، بازار کار، نظام مالی، اندازه بازار، پویایی کسب‌وکار و ظرفیت نوآوری را پوشش می‌داد.

امتیاز شاخص رقابت‌پذیری جهانی چگونه محاسبه می‌شد؟

در GCI 4.0، داده‌های ۱۰۳ شاخص پس از تبدیل به مقیاس ۰ تا ۱۰۰، در سطوح مختلف تجمیع می‌شدند و امتیاز کلی شاخص از میانگین امتیاز ۱۲ رکن به دست می‌آمد. عدد ۱۰۰ نشان‌دهنده «مرز» یا وضعیت ایده‌آل تعریف‌شده در چارچوب شاخص بود.

آیا شاخص رقابت‌پذیری جهانی در سال ۲۰۲۶ منتشر می‌شود؟

GCI 4.0 رتبه‌بندی جدیدی برای سال ۲۰۲۶ ندارد. آخرین رتبه‌بندی رسمی آن مربوط به ۲۰۱۹ است و رتبه‌بندی سنتی این شاخص در سال ۲۰۲۰ متوقف شد. بنابراین رتبه‌های GCI 2019 نباید به‌عنوان رتبه‌های جاری سال ۲۰۲۶ معرفی شوند.

آیا رتبه بالاتر در GCI به معنای اقتصاد بزرگ‌تر است؟

خیر. GCI اندازه اقتصاد و رقابت‌پذیری را یک مفهوم نمی‌داند. این شاخص عمدتاً بر عواملی تمرکز داشت که بر بهره‌وری و ظرفیت رشد بلندمدت اثر می‌گذارند. بنابراین اندازه اقتصاد به‌تنهایی تعیین‌کننده رتبه GCI نیست.

منابع :

  1. World Economic Forum. Global Competitiveness Report 2019
    Global Competitiveness Report 2019 – World Economic Forum
  2. World Economic Forum. Global Competitiveness Index 4.0 – Methodology and Technical Notes
    GCI 4.0 Methodology – Appendix A
  3. World Economic Forum. Global Competitiveness Report 2019 – Executive Summary
    Executive Summary – Global Competitiveness Report 2019
  4. World Economic Forum. Global Competitiveness Report 2019 – Chapter One: Global Findings
    Chapter One: Global Findings
  5. World Economic Forum. Global Competitiveness Report 2020 – Special Edition
    Global Competitiveness Report 2020
  6. World Economic Forum. Global Competitiveness Report 2020 – Executive Summary
    Executive Summary – Special Edition 2020

همچنین بخوانید : آخرین رتبه‌بندی رقابت‌پذیری اقتصادی کشورها (۲۰۲۶) | جایگاه ایران و رقبای منطقه‌ای!

اخبار مرتبط

بیشترین بازدید