شنبه 6 تیر 1405
خانهنظام‌های رتبه‌بندیبهره‌وری و کاراییاثرات اقتصادی کم‌آبی در بخش کشاورزی

اثرات اقتصادی کم‌آبی در بخش کشاورزی

کم‌آبی یکی از مهم‌ترین چالش‌های قرن ۲۱ است. آب یکی از اساسی‌ترین عوامل تولید در بخش کشاورزی است و بدون دسترسی کافی به آن، امکان تولید پایدار محصولات کشاورزی وجود ندارد. طبق گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، حدود 72 درصد برداشت آب شیرین جهان در بخش کشاورزی مصرف می‌شود. بخش کشاورزی بیشترین مصرف آب را دارد، بنابراین بیشترین آسیب را نیز از کم‌آبی می‌بیند.

در دهه‌های اخیر، رشد سریع جمعیت جهان باعث افزایش تقاضا برای غذا شده است. از طرف دیگر تغییرات اقلیمی موجب افزایش دما، کاهش بارندگی در بسیاری از مناطق و افزایش وقوع خشکسالی شده است. این عوامل فشار مضاعفی بر منابع آب وارد کرده‌اند.
به همین دلیل امروزه کم‌آبی فقط یک مسئله محیط‌زیستی نیست، بلکه به یک چالش اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی تبدیل شده است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند بحران آب می‌تواند در آینده اثراتی مشابه بحران انرژی بر اقتصاد کشورها داشته باشد.
حدود نیمی از جمعیت جهان حداقل بخشی از سال با تنش آبی مواجه‌اند.

مفهوم کم‌آبی :

کم‌آبی به شرایطی گفته می‌شود که میزان آب در دسترس پاسخگوی نیازهای موجود نباشد.
به صورت فیزیکی زمانی رخ می‌دهد که منابع آب واقعاً محدود باشند. بسیاری از کشورهای خاورمیانه از جمله ایران با این نوع کم‌آبی مواجه‌اند.
کم‌آبی اقتصادی اما زمانی اتفاق می‌افتد که منابع آب وجود داشته باشد اما به دلیل ضعف زیرساخت‌ها، کمبود سرمایه‌گذاری یا مدیریت نامناسب امکان بهره‌برداری از آن وجود نداشته باشد. بسیاری از کشورهای آفریقایی نمونه‌ای از این وضعیت هستند.
خشکسالی هواشناسی یا اقلیمی به کاهش بارش نسبت به میانگین بلندمدت گفته می‌شود و افزایش دما از دلایل آن است. در مقابل، خشکسالی کشاورزی زمانی رخ می‌دهد که رطوبت خاک برای رشد گیاه کافی نباشد.
تشخیص این تفاوت‌ها اهمیت زیادی دارد زیرا هر کدام راهکارهای مدیریتی متفاوتی دارند.

عملکرد محصولات :

یکی از نخستین پیامدهای کم‌آبی، کاهش تولید محصولات کشاورزی است. کمبود آب مستقیماً باعث کاهش رشد گیاه می‌شود. گیاهان برای انجام فتوسنتز، جذب مواد غذایی و رشد طبیعی به آب نیاز دارند. هنگامی که آب کافی در اختیار گیاه قرار نگیرد، رشد آن مختل شده و عملکرد کاهش می‌یابد.
وقتی تنش آبی رخ می‌دهد: تعداد دانه کاهش می‌یابد. وزن دانه کاهش پیدا می‌کند. کیفیت محصول افت می‌کند.

محصولات استراتژیک مانند گندم، برنج و ذرت بیشترین آسیب را می‌بینند. به عنوان مثال مطالعات FAO نشان می‌دهد که در شرایط خشکسالی شدید، عملکرد گندم می‌تواند بین 20 تا 40 درصد کاهش یابد. در محصولات حساس‌تر مانند ذرت این میزان حتی بیشتر است. برخی تحقیقات نشان داده‌اند در سناریوی افزایش دمای 3 درجه، تولید جهانی محصولات اساسی حدود 10٪ کاهش می‌یابد.
کمبود آب علاوه بر کاهش کمیت محصول، کیفیت آن را نیز کاهش می‌دهد. کاهش وزن دانه، کوچک شدن میوه‌ها و افت کیفیت بازارپسندی از جمله این آثار است.
همچنین کشاورزان در سال‌های خشک معمولاً بخشی از زمین‌های خود را کشت نمی‌کنند که این موضوع باعث کاهش سطح زیرکشت و در نتیجه کاهش تولید کل می‌شود.

هزینه‌های تولید :

کم‌آبی تنها باعث کاهش تولید نمی‌شود بلکه هزینه‌های تولید را نیز افزایش می‌دهد.
در بسیاری از مناطق، کشاورزان مجبورند برای دسترسی به آب، چاه‌های عمیق‌تری حفر کنند. هر چه سطح آب زیرزمینی پایین‌تر رود، انرژی بیشتری برای پمپاژ مورد نیاز خواهد بود.
برای مثال اگر سطح آب زیرزمینی 20 متر افت کند، هزینه برق و سوخت مورد نیاز برای استخراج آب به شکل قابل توجهی افزایش می‌یابد.
از طرف دیگر کشاورزان مجبور به خرید تجهیزات نوین آبیاری، مخازن ذخیره آب و سیستم‌های مدیریت مصرف آب می‌شوند که نیازمند سرمایه‌گذاری اولیه بالاست.
نتیجه نهایی این است که هزینه تولید هر کیلوگرم محصول افزایش یافته و سود کشاورز کاهش پیدا می‌کند.
در برخی مناطق هزینه تولید آن‌قدر بالا می‌رود که کشاورزی صرفه اقتصادی خود را از دست می‌دهد. در بسیاری از مناطق خشک جهان این موضوع منجر به بدهکاری و حتی خروج کشاورزان از فعالیت کشاورزی شده است.

وضعیت درآمد کشاورزان :

در اقتصاد کشاورزی درآمد کشاورز تابعی از مقدار تولید و قیمت فروش محصول است. “درآمد = قیمت * مقدار تولید”
کم‌آبی از دو مسیر به درآمد آسیب می‌زند:
اول، تولید را کاهش می‌دهد.
دوم، هزینه تولید را افزایش می‌دهد.
در نتیجه حاشیه سود خالص کشاورز به شدت کاهش می‌یابد.

در بسیاری از مناطق خشک جهان، کشاورزان برای تأمین هزینه‌های تولید مجبور به دریافت وام می‌شود.
بسیاری از خانوارهای روستایی وابسته به کشاورزی هستند. کاهش تولید یعنی کاهش درآمد خانوار.
اگر خشکسالی ادامه یابد، توان بازپرداخت وام کاهش پیدا می‌کند و احتمال ورشکستگی افزایش می‌یابد.
این موضوع در نهایت موجب گسترش فقر در مناطق روستایی می‌شود.

بررسی اشتغال و مهاجرت :

بخش کشاورزی در بسیاری از کشورها یکی از مهم‌ترین منابع اشتغال است.
وقتی تولید کشاورزی کاهش می‌یابد، نیاز به نیروی کار نیز کمتر می‌شود. این موضوع به ویژه بر کارگران فصلی اثر می‌گذارد. این مسئله فقط کشاورزان را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. مشاغل وابسته مانند: حمل‌ونقل، صنایع غذایی، بسته‌بندی، انبارداری نیز آسیب می‌بینند.
در نتیجه بسیاری از افراد برای یافتن شغل به شهرها مهاجرت می‌کنند.
مهاجرت گسترده روستایی علاوه بر خالی شدن روستاها، باعث افزایش فشار بر زیرساخت‌های شهری مانند مسکن، حمل‌ونقل و خدمات عمومی می‌شود.
بنابراین کم‌آبی نه تنها یک مشکل کشاورزی بلکه یک مسئله اجتماعی و اقتصادی نیز محسوب می‌شود.
طبق گزارش یونسکو، کمبود آب در بازه 1970 تا 2000 باعث حدود 10٪ افزایش مهاجرت جهانی شده است. بانک جهانی هشدار داده که کم‌آبی می‌تواند مهاجرت‌های گسترده و بی‌ثباتی اقتصادی ایجاد کند.

تأثیر بر امنیت غذایی :

امنیت غذایی به معنای دسترسی پایدار همه افراد جامعه به غذای کافی، سالم و مغذی است.
زمانی که کم‌آبی موجب کاهش تولید محصولات کشاورزی داخلی می‌شود، عرضه مواد غذایی در بازار کاهش می‌یابد.
در شرایطی که تقاضا ثابت بماند، کاهش عرضه باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود.
افزایش قیمت مواد غذایی بیشترین آسیب را به خانوارهای کم‌درآمد وارد می‌کند زیرا بخش بزرگی از درآمد آن‌ها صرف خرید غذا می‌شود.
کشورها نیز برای جبران کاهش تولید داخلی مجبور به واردات مواد غذایی می‌شوند که می‌تواند وابستگی اقتصادی ایجاد کند. کشورهای وابسته به واردات، آسیب‌پذیرتر می‌شوند. در نهایت کم‌آبی می‌تواند بحران‌های غذایی ایجاد کند.

اثر بر تورم :

کم‌آبی تنها بخش کشاورزی را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد بلکه بر کل اقتصاد کشور اثر می‌گذارد.
در اقتصاد، وقتی عرضه کاهش پیدا کند و تقاضا ثابت بماند، قیمت افزایش می‌یابد. افزایش قیمت مواد غذایی موجب افزایش نرخ تورم می‌شود.
به همین دلیل خشکسالی و کم‌آبی معمولاً موجب تورم مواد غذایی می‌شوند.
تورم غذایی یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال اثرات کم‌آبی به کل اقتصاد است.
در کشورهایی که صادرات محصولات کشاورزی سهم بالایی دارد، کم‌آبی باعث کاهش درآمدهای ارزی خواهد شد.
از سوی دیگر دولت‌ها ناچار به پرداخت یارانه، کمک‌های جبرانی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آبی می‌شوند که فشار مالی زیادی بر بودجه عمومی وارد می‌کند.

اثر بر GDP ( تولید ناخالص داخلی ) :

تولید ناخالص داخلی = ارزش کل کالاها و خدمات تولید شده در کشور در طی یک سال.
کاهش تولید کشاورزی به معنای کاهش ارزش افزوده این بخش و در نتیجه کاهش تولید ناخالص داخلی است. اما اثرات کم آبی فقط مختص کشاورزی نبوده و صنایع وابسته مثل صنایع غذایی، حمل و نقل، بسته بندی، صادرات، بانک‌ها نیز آسیب می‌بینند. بنابراین اثر نهایی کم آبی بر تولید ناخالص داخلی بسیار بیشتر از کاهش مستقیم کشاورزی است. اقتصاددانان این موضوع را «اثر چندبرابری» یا Multiplier Effect می‌نامند.

فرض کنید یک کشاورز به علت کم‌آبی 50 میلیون تومان درآمد کمتری کسب کند.
این فرد: کمتر خرید می‌کند. کمتر سرمایه‌گذاری می‌کند.کمتر نیروی کار استخدام می‌کند. در نتیجه درآمد سایر افراد جامعه نیز کاهش می‌یابد. بنابراین یک کاهش کوچک در تولید کشاورزی می‌تواند اثری بزرگ‌تر بر اقتصاد کل کشور داشته باشد.
فرض کنیم: سهم کشاورزی از GDP = 10٪
در یک سال خشکسالی شدید: تولید کشاورزی 20٪ کاهش پیدا کند. در این حالت: کاهش مستقیم GDP:
10٪ × 20٪ = 2٪
اما اگر اثرات غیرمستقیم را نیز حساب کنیم: صنایع غذایی، حمل و نقل، صادرات و خدمات روستایی ممکن است اثر نهایی به 3 تا 4 درصد GDP برسد.

طبق گزارش بانک جهانی، کمبود آب ناشی از تغییرات اقلیمی می‌تواند تا سال 2050 در برخی مناطق جهان موجب کاهش تا 6 درصدی تولید ناخالص داخلی شود.
در کشورهای وابسته به کشاورزی این اثر بسیار شدیدتر است. دولت‌ها مجبور به هزینه بیشتر برای انتقال آب، سدسازی و حمایت از کشاورزان می‌شوند.

مطالعه موردی ایران :

ایران در کمربند خشک و نیمه‌خشک جهان قرار گرفته است. متوسط بارندگی سالانه ایران حدود 250 میلی‌متر است که تقریباً یک‌سوم میانگین جهانی ( 800 میلی متر ) محسوب می‌شود.
بیش از 85 درصد آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی استفاده می‌شود.
برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی طی چند دهه گذشته باعث افت شدید سطح آب در بسیاری از دشت‌های کشور شده است.
این وضعیت علاوه بر کاهش تولید کشاورزی، موجب فرونشست زمین در مناطقی مانند دشت تهران، ورامین، اصفهان و کرمان شده است.
بر اساس گزارش‌های وزارت نیرو، بسیاری از دشت‌های کشور در وضعیت ممنوعه یا بحرانی قرار دارند.

بررسی نموداری :

نقشه تناسب خاک:
طبق نمودار سمت راست، ۶۰٪ از اراضی ایران برای کشاورزی “نامناسب” (Unsuitable) هستند. تنها حدود ۲.۶٪ (مجموع Good و Very Good) زمین‌های واقعا مناسب داریم.
ما در حال کشاورزی در زمین‌هایی هستیم که توانایی احیای طبیعی ندارند و این کار را با آب زیرزمینی که در حال تمام شدن است انجام می‌دهیم. این یک مدل “خودتخریبی” است.
این نقشه، میزان کاهش ذخایر آب زیرزمینی (GWS) در حوضه‌های آبریز مختلف بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۵ را نشان می‌دهد.
رنگ‌های قرمز تیره (مثل حوضه ۱: Salt Lake و حوضه ۲: Central Desert) نشان‌دهنده فاجعه هستند (کاهش‌های سنگین). این یعنی منابعی که طی هزاران سال جمع شده‌اند، در عرض یک دهه در حال تخلیه هستند.
این نمودار دقیق‌تر است. محور عمودی “افت سطح آب” را به سانتی‌متر در سال نشان می‌دهد.
مناطقی مثل “بختگان” (Bakhtegan)، “دریاچه نمک” (Salt Lake) و “کارون بزرگ” در صدر لیست افت سطح آب قرار دارند.
این یعنی حوضه‌هایی که موتور محرک کشاورزی بوده‌اند، در حال خشک شدن هستند.
شاخص تنش کشاورزی – FAO:
این نقشه وضعیت تنش کشاورزی در آوریل ۲۰۲۳ را نشان می‌دهد.
بخش‌های نارنجی و قرمز نشان‌دهنده مناطقی هستند که محصولات تحت تنش شدید خشکسالی قرار دارند.

ما به سمت کشاورزی ناپایدار حرکت کرده‌ایم (از روی نقشه‌های استرس و تناسب).
منابع زیرزمینی در حال تمام شدن هستند (از روی نمودارهای کاهش).
راهکار ما باید از “توسعه کشاورزی” به سمت “بهینه‌سازی مصرف و تغییر الگوی کشت” تغییر کند.
اگر با همین فرمان ادامه دهیم، امنیت غذایی و زیست‌محیطی کشور با تهدید جدی روبروست.

تحلیل هزینه – فایده :

فرض کنید یک مزرعه سالانه 10000 مترمکعب آب مصرف می‌کند.
اگر راندمان از 40 درصد به 90 درصد برسد:
هزاران مترمکعب آب صرفه‌جویی می‌شود.
هزینه پمپاژ کاهش می‌یابد.
عملکرد محصول افزایش می‌یابد.

مثلا فرض کنیم یک مزرعه گندم:
مصرف آب فعلی: 10000 مترمکعب
راندمان آبیاری سنتی: 40٪
آب مفید برای گیاه:
10000 × 0.40 = 4000 مترمکعب
اگر راندمان به 90٪ برسد:
10000 × 0.90 = 9000 مترمکعب
یعنی بدون افزایش برداشت آب، بیش از 2.2 برابر آب مفید به گیاه می‌رسد.
این نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری در فناوری آبیاری از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر است.

راهکارها :

امروزه رویکرد جهانی این نیست که صرفاً آب بیشتری تأمین شود، بلکه باید بهره‌وری آب افزایش یابد.
یعنی: «تولید بیشتر با مصرف آب کمتر»
راهکارهای مقابله با کم‌آبی را می‌توان در سه دسته طبقه‌بندی کرد:

  1. راهکارهای فنی : آبیاری قطره‌ای، آبیاری بارانی، استفاده از حسگرهای رطوبت خاک
  2. راهکارهای مدیریتی : اصلاح الگوی کشت، زمان‌بندی صحیح آبیاری، کاهش تلفات شبکه‌های انتقال، بازچرخانی آب
  3. راهکارهای اقتصادی : قیمت‌گذاری واقعی و اقتصادی آب، حمایت از فناوری‌های صرفه‌جویانه، بیمه محصولات کشاورزی
  4. در نهایت آموزش کشاورزان هم قابل ذکر است که تاثیر بسزایی در کاهش تلفات آب دارد.

منبع :

همچنین بخوانید : آبگیری محصولات کشاورزی!

اخبار مرتبط

بیشترین بازدید