کسب و کارهای خانوادگی (Family Businesses) در ایران و سراسر جهان مزایای زیادی مثل اعتماد بالا، تعهد بلندمدت و انتقال سریع تصمیمگیری دارند. اما همزمان با چالشهای جدی و اغلب منحصر به فردی روبهرو هستند. مثلاً فقط حدود 30% به نسل دوم و 12% به نسل سوم منتقل میشوند.
مهمترین چالشهایی که معمولاً این کسب و کارها را تهدید میکند
به ترتیب اهمیت و شیوع عبارتند از :
- جانشینپروری و انتخاب مدیرعامل بعدی: بزرگترین علت نابودی کسب و کارهای خانوادگی. ” چه کسی بعد از من میآید؟ ” اغلب احساسات، سنت و شایستگی باهم مخلوط میشوند و تصمیم عقلانی گرفته نمیشود.
- تداخل نقشهای خانوادگی و حرفهای : بحثهای کاری سر میز شام، تصمیمات احساسی به جای منطقی، چشمپوشی از عملکرد ضعیف اعضای خانواده به خاطر روابط خانوادگی.
- عدم تفکیک مالکیت، مدیریت و خانواده: سه دایره جدا اما همپوشان. همه اعضای خانواده احساس مالکیت میکنند ولی همگی شایستهی مدیریت نیستند و نباید سود برابر ببرند.
- مقاومت در برابر حرفهایسازی و مدیران غیرخانوادگی: بسیاری از بنیانگذاران فکر میکنند ” غریبه” به خانواده خیانت میکند. یا فرهنگ شرکت را خراب میکند. نتیجهی این عمل ماندن در اندازه کوچک و از دست دادن فرصت رشد است.
- مسائل مالی و تقسیم سود (Dividend Policy): بعضی از افراد خانواده فقط میخواهند پول برداشت کنند (مثلاً حقوق بازنشستگی) و برخی میخواهند همهی سود را دوباره سرمایهگذاری کنند. این اخلاف، نسلها را مقابل هم قرار میدهد.
- برنامهریزی مالیاتی و انتقال نسل (ارث و مالیات بر ارث): به خصوص در ایران که قوانین مالیات بر ارث و انتقال سهم پیچیده و گاهاً غیرشفاف است، بسیاری از شرکتها در زمان فوت بنیانگذار فلج میشوند.
- کنترل و نظارت ضعیف (حاکمیت شرکتی خانواده): معمولاً هیئتمدیره واقعی وجود ندارد. اگر هم هست، همه اعضای خانواده هستند و کسی جرأت انتقاد ندارد.
- تعارض بین نسلها: نسل اول بسیار صرفهجو، ریسکگریز و به دنبال کنترل کامل است. نسل دوم و سوم تحصیل کرده، خواهان تغییر، فناوری و گسترش سریع است و سبک زندگی متفاوتی نیز دارد.
- ورود همسران و داماد/عروس به کسب و کار: در فرهنگ ایرانی بسیار رایج است و اغلب منبع بزرگ تنش و تقسیمبندی خانواده میشود.
- عدم وجود قانون اساسی خانوادگی (Family Constitution): سندی مکتوب که شرایط را مشخص کند: ورود اعضای خانواده به شرکت، نحوه تقسیم سود، حل اختلاف، خروج اعضا، ارزشها و باورها و … . بیشتر کسب و کارهای خانوادگی ایرانی چنین سندی ندارند و همه چیز شفاهی است.
راهحلهای عملی که تجربه ثابت کرده است جواب میدهند:
- از همین امروز ” شورای خانواده ” جدا از هیئتمدیره تشکیل شود.
- قانون اساسی خانوادگی بنویسید حتی اگر تعداد صفحات آن زیاد شود!
- حداقل 2-3 مدیر غیرخانوادگی مستقل و در سطوح بالا بیاورید.
- برنامه جانشینپروری 5-10 ساله بنویسید. نسل بعدی را از حالا در شرکتهای دیگر یا شعبههای خارجی تجربه بیندازید.
- سهام را به دو کلاس ” با حق رأی ” و ” بدون حق رأی ” تقسیم کنید تا عدالت مالی رعایت شود و کنترل دست خانواده بماند.
همچنین بخوانید: استاندارد ISO/TS 29001 : 2003 و مسئولیت های مدیریت!
