حمبدرضا طهماسبی‌پور|روزنامه نگار اقتصادی

این روزها همه نگاه ها به فوتبال و جام جهانی است. این جام شکوهمند، در بیست و یکمین دوره خود در کشور روسیه در حال برگزاری است تا  یکی از بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان نگاه تمام دنیا را به سمت این کشور برگرداند.

جام جهانی فوتبال که هدف اصلی اش ایجاد دوستی، لذت و هیجان ورزشی در جهان است یک رویداد تمام ورزشی است که باید از سیاست  به دور نگاه داشته شود، اما در عمل این چنین نیست و در ورای خود، اقتصادی فعال و رو به رشد دارد که باعث آسیب‌هایی به آن شده است.

قصد سیاه نمایی و بی اعتبار کردن این جام را ندارم و در یک کلام به عنوان یک علاقمند به این رویداد خطوط را نگارش می‌کنم، اما در تلاشم تا نگاه شما را به بخش دیگری از  این رویداد  جذاب معطوف کنم.

در جام جهانی فوتبال، با وجود اینکه ورزش در وهله اول است و همه چیز در ورزش ختم ‌می‌شود، اما برخی حاشیه‌های درآمدزایی  و اقتصادی به حق دارد که  نشان می دهد، ماجراهای دیگری هم غیر از ورزش در این رویداد بزرگ  می تواند نقش آفرین شود.

 

چرا داورها با رقبای مشهور ایران مهربان بودند؟

به صورت نمونه، بازی‌های غرور آفرین ملی پوشان ایران در این رویداد چیزی بود که باعث افتخار همه شد، اما آن چیزی که ایرانیان را برهم ‌زد، رفتار نا مهربانانه داوران دو بازی اسپانیا و پرتغال با ایران بود.

به گفته سرمربی تیم ملی ایران، داوران در این رویداد، با بازیکنان و تیم ایران مهربان نبودند و حتی در بازی با اسپانیا داوری همزبان رقیب ما را برگزیده بودند.

این نکته همان چیزی است که اکثر مربیان و بازیکنان تیم های آسیایی و آفریقایی و تیم های رده دوم و سوم جام از آن گلایه داشتند.

دربازی ایران و پرتغال، صحنه اخطار به کریستین رونالدو، یکی از مشهورترین رخدادهای جام بود که اگر کسی غیر از مرد اول فوتبال دنیا (در۵ سال) در این رخداد درگیر بود، اخراجش حتمی بود.

حال این سئوال پدید می‌آید که این نا مهربانی با ایران ازکجا نشات گرفته و چرا چهره‌ای مانند رونالدو، با لطف و اقبال داوران روبروست؟

 

نقش اقتصاد در فوتبال جهان

درپاسخ به این پرسش باید به بررسی اقتصادی این رویداد پرداخت و منافع تبلیغاتی و هیجانی صاحبان سرمایه در این جام را دانست.

باید دید که حضور یا عدم حضور ستاره‌هایی مانند رونالدو یا ستارگان اسپانیا و تیم هایی این چنینی  در مراحل بعدی چقدر می تواند برای رونق اقتصادی جام اصر گذار شود که در صحنه های ۵۰-۵۰  حکم به نفع این ستارگان داده شود؟

صحت این ادعا را می توان در یک بررسی اقتصادی که توسط موسسه بیمه ای لویدز انجام شده است دید. بیمه لویدز  با همکاری مرکز مطالعات اقتصاد و کسب و کار (Cebr) وبا توجه به حق‌الزحمه و درآمد اختصاصی بازیکنان و دیگر نشانه‌گرها، یک مدل اقتصادی با هدف تعیین درآمد این بازیکنان تا زمان بازنشستگی آنان طراحی کرده که در جام جهانی گذشته(۲۰۱۴) پیش بینی درستی کرد و آلمان را قهرمان جهان دانست.

این پیش بینی که پایه ارزیابی ارزش بیمه‌پذیری (insurable value) بازیکنان را بر اساس سن، موقعیت و ملیت شکل می‌دهد امسال هم نشان داده است که شش تیم ملی برتر، ارزشی معادل کل ۲۶ تیم مابقی جهان را دارا هستند. البته باید بپذیریم که ممکن است برخی تیم‌ها برعکس جریان حرکت کرده و به بالا صعود نمایند و شهرت، ارزش آنان را تعیین کند.

در جام جهانی ۲۱ هم اکنون فرانسه با ۴/۱ میلیارد پوند و انگلستان با ۱۷/۱ میلیارد پوند و برزیل با ۱/۱ میلیارد پوند، سه کشور دارنده گران‌ترین تیم‌ها از لحاظ ارزش بیمه‌پذیری بوده و متوسط ارزش بیمه‌پذیری یک بازیکن انگلستان با کل تیم پاناما قابل مقایسه است.

 

چرا پرتغال باید می‌ماند؟

در مجموع باید به این نکته هم اشاره داشت که این مقایسه قصد در توجیه عدم صعود ایران ندارد و قصد متهم سازی برگزار کنندگان این جام به فساد و تبانی ندارد و تنها یک موضوع ورزشی را از دریچه اقتصادی بررسی کرده است.

هر چند که در گذشته و در جام های جهانی و بر اساس اعلام متولیان فیفا، تبانی و فساد در قرعه کشی تیم هایی مانند فرانسه (قهرمان سال ۱۹۹۸) علنی شده و نمونه های زیادی برای تبانی در حوزه  کسب  میزبانی کشورهای مختلف(مانند قطر) نیز فاش گشته است.

همچنین می توان به حضور ژاپن و کره در مراحل بالاتر در جامی اشاره کرد که خود میزبان این رویداد بودند و هیچ گاه بعد از این رویداد نتوانستند تکرارش کنند. به هر سو، در یک کلام می توان اینگونه نتیجه گرفت که نامهربانی داوران در بازی آرژانتین-ایران در سال ۲۰۱۴ (نگرفتن یک پنالتی  برای ایران) یا خطاهای داوری مشهود در بازی با اسپانیا و پرتغال در جام ۲۰۱۸ یک دلیل مهم در ورای خود دارد.

نگاهی به ارزش گذاری یاد شده، به خوبی گویاست که حذف تیمی مانند پرتغال یا اسپانیا در مقابل ایران، می توانست آسیب جدی به این سیکل درآمد زای اسپانسران فیفا وارد کند؛ چرا که ارزش بازیکنی مانند رونالدو برای این جام از کل تیم ملی ایران و حتی چند تیم دیگر هم بالاتر است .

این نگاه به موضوع حذف ایران  شاید کمی هوادارنه تلقی شود، اما باید پذیرفت که فوتبال تنها یک پدیده ورزشی نیست و سیاست و اقتصاد هم در ورای ان نهفته است.

هرچند که  اگر ایران قدرت و توان تدارکاتی بیشتر داشت و تیم ایران در تحریم های سیاسی که به ورزش کشیده شد(عدم بازی یونان و ندادن کفش شرکت نایک) تضعیف نمی‌شد، شاید این اما و اگر ها و مهربانی های داورانه به کار تیم های رقیب ما نمی آمد و ما هم اکنون به مرحله بعد صعود کرده بودیم؛ بی چون و چرا و اما و اگرهای پشت پرده!