بهاء الدین حسینی هاشمی| کارشناس بانک

تغییر در بازار ارز طبیعی بود، به ناگاه بازار آشفته‌ای ایجاد شد که از یک سو گردانندگان اصلی بازار که دولت و بانک مرکزی بودند، منفعل شدند و از سوی دیگر خلأ به وجود آمدن بازار سومی در کشور بود که تمهیداتی برای آن اندیشیده نشد و کسانی که سفسطه‌بازی می‌کنند و دلال هستند، توانستند نیازهای کاذب و معاملاتی را با نرخ‌هایی که می‌خواستند ایجاد کنند و آن را به بازار تسری دهند. مردم نیز با دیدن این شرایط محاسبات خود را روی این قیمت‌ها و آینده بردند. برخی‌ها نیز دارایی‌های خود را به طلا، سکه و دلار تبدیل کردند. به هر حال بازاری ایجاد شد که هم از بیرون با فشارهای تبلیغاتی، تحریم و اقدامات دیگری که انجام می‌شد و هم از داخل به شکل منفعلانه با آن برخورد شد. البته تصمیمات جدیدی در مدیریت جدید بانک مرکزی اعمال شد، برای مثال صرافی‌ها دوباره احیا شدند و با واردات نامحدود ارز و طلا موافقت کردند. از طرفی قوه‌قضاییه نیز سرشاخه‌ها و افرادی که بازار را بحرانی کرده‌ بودند، برخورد کرد.این قیمت‌ها، قیمت‌های معاملاتی و برمبنای قدرت برابری خرید ارزها نبود. فقط یک تنش و آشفته‌بازار بود که دلالان و واسطه گران در آن نقش داشتند. ضمن اینکه مدت‌ها بود که کشور امارات که مهم‌ترین منبع تامین ارز ایران بود و نیاز ما را تامین می‌کردند. آن‌ها شبکه تامین و توزیع ایران را می‌شاختند، آن‌ها پس از اینکه با عربستان همراه شدند؛‌شریان ورود ارز به کشور را قطع کردند و کمبودی در کشور ایجاد شد و با ریالی که در داخل ایران داشتند، ارزهای موجود و طلا را با هر قیمتی از بازار جمع کردند. در این میان سایت‌های زیادی هم بودند که از دوبی مدیریت می‌شد و نرخ‌های کاذب را اعلام می‌کردند. این شرایط نمی‌توانست تا همیشه ادامه پیدا کند و باید جایی شناسایی می‌شد و به نقطه آخر می‌رسید اکنون دوره نزول آن فرارسیده است. دوران سقوط همیشه سریع تر از دوران صعود است. عده‌ زیادی آشفته شده و به بازار سرازیر می‌شوند. در این میان عده‌ای که حرفه‌ای نبودند و ارز را به قیمت بالا خریده بودند، دچار ترس و شوک ناشی از سونامی کاهش قیمت می‌شوند. امیدواریم که دولت راهکارهایی ارائه دهند که این نرخ ثابت بماند، زیرا سقوط فوری هم به نفع اقتصاد کشور نیست؛ زیرا فعالان اقتصادی زیادی در این میان متضرر شده و ‌از بین می‌روند. باید کسانی که نظر سوئی داشتند از چرخه تجارت خارج کرد. از نظر قدرت برابری ارزی ما با توجه به فاکتورهایی مانند تولید ناخالص ملی، تقاضا، معاملات، درآمد سرانه، قدرت خرید مردم؛ ارز ما بیشتر از پنج تا ۶ هزار تومان نباید قیمت گذاری شود و بیش از این ارزش داشته باشد و اگر بیش از این باشد، اقتصاد به سمت رکود می‌رود.