چرا بازارهای مالی در کشورهای در حال توسعه بهره وری پایینی دارد؟

-در کشورهایی که بازار سهام کارایی بالایی ندارد، سرمایه گذاران در بخشهای دیگر اقتصاد هستند

– انگیزه سرمایه گذاری در کشور افزایش یابد

-با حمایت از سرمایه‌گذاران فرصت‌های بیشتری برای رشد اقتصادی در کشور ایجاد شود تا کارایی بازار سهام بیشتر ‌شود

– کارایی بالای  بازار سهام و بازار مالی بستر رشد اقتصاد  و عدم وجود حباب در بازارهای سرمایه ای مانند بازار ارز و طلا و مسکن است

بازار سهام کشور چین یکی از مهمترین بازارهای مالی دنیاست. اهمیت این بازار به  دلیل بزرگی اقتصاد چین و نقش این کشور در بازارهای مختلف صنعتی است. در نگاه اول شاید تصور شود که در اقتصادی مانند چین که نرخ بالای رشد  را تجربه می کند و توانسته است جایگاه دومین اقتصاد بزرگ دنیا  را از ان خود کند، بازار سهام توسعه یافته و دارایی کارایی بالا است ولی مطالعات نشان می دهد که بازار سهام در این کشور کارایی بسیار پایینی دارد وعدم رشد هزینه های مصرفی متناسب با رشد اقتصادی در کشور، عدم ارتقای استانداردهای زندگی مردم در کشور و درنهایت وجود حباب در بازارهای مختلف همه به دلیل کارایی پایین بازار سهام در این کشور اتفاق افتاده است.

چین که درسالهای اخیر توانسته است به عنوان دومین اقتصاد بزرگ دنیا معرفی شود و رشد دور رقمی اقتصادی را تجربه کند، در تلاش است تا راندمان بازارسهام خود را نیز افزایش دهد ولی همیشه این سوال در رسانه‌های این کشورمطرح بودکه چگونه می توان  این کار را انجام داد؟ کشورهای صنعتی که بازار سهام توسعه یافته دارند، چگونه به این موفقیت دست یافته اند و ساختار مالی چین چه ضعف هایی دارد که باعث پایین بودن راندمان بازار سهام در این کشور دارد؟

 

بازارسهام چین مشابه کشورهای در حال توسعه

پرفسور فرانکلین آلن، رییس مرکز مطالعات بازارهای مالی هوارد بر این باور است که ساختار بازار سهام در کشور چین با بسیاری از کشورهای در حال توسعه دیگر شباهت دارد و با استفاده از راهکارهای مشابهی می‌توانند شاهد افزایش راندمان دربازار سهام خود باشند.

او در مصاحبه‌ای با نشریه امپریال کالج لندن گفت: در تمامی کشورهای صنعتی و توسعه یافته، کارایی بالای بازار سهام است که زمینه را برای افزایش نرخ رشد اقتصادی در کشور  فراهم می کند .ولی در کشور چین که بالاترین ارزش تولید ناخالص داخلی بر مبنای برابری قدرت خرید را دارد و بیشترین نرخ رشد اقتصادی را در دهه گذشته تجربه کرده است، بازار سهام عملکرد نامطلوبی دارد و کارایی این بازار بسیار پایین است. دلیل این مساله چیست؟

وی ادامه داد: ما برای یافتن پاسخ این سوال سهام شرکتهای چینی را به دو دسته تقسیم  کردیم. سهام شرکتهایی که در بازار سهام داخلی عرضه می‌شود و سهام شرکت‌هایی که در بازارهای بین‌المللی یا خارجی عرضه می‌شود. در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ میلادی کارایی سهام شرکت‌هایی که در بازار داخلی عرضه شده بودند بسیار پایین بود و نرخ سودآوری فعالان این بازار هم بسیار پایین بود ولی  سهام شرکت‌هایی که در بازارهای بین‌المللی عرضه می‌شد،کارایی بالاتری داشت. در مورد دلیل  این مساله مطالعات زیادی انجام شد و مشخص شد که  دلیل  این تفاوت در کارایی بازار سهام به عملکرد نظام بانکی ارتباط دارد.

 

نقش سهولت تامین مالی در کارایی بازارسهام

شرکت‌هایی که در داخل چین کار می‌کردند  باید با نظام مالی و بانکهای این کشور کار می‌کردند ولی شرکت‌هایی که در بازارهای خارجی فعالیت می‌کردند از بازار مالی و نظام بانکی همان کشور استفاده می کردند که اغلب نسبت به چین کارآمد تر بود. دریافت اعتبارات برای توسعه زیر ساختهای صنعتی و تولیدی در چین و افزایش میزان درآمد و در نهایت ارتقای ارزش سهام  شرکت کار سخت تری نسبت به دریافت اعتبارات در کشورهای صنعتی بود. ضمن اینکه توجهی به کارایی سرمایه گذاری و ارزش سهام بعد از عرضه به بازار سهام نمی شد.

بنابراین مشخص شد یک روش مهم برای افزایش بهره وری بازار سهام ، ارتقای راندمان عملکرد سیستم مالی و بانکی است . اگر نظام بانکی کارآمد باشد و منابع مالی لازم در اختیار واحدهای صنعتی و تولیدی قرار بگیرد ، نرخ رشد تولیدات صنعتی بیشترمی شودو بهره وری بازار سهام هم بیشتر می شود.

بر اساس این گزارش، در کشورهایی که بازار سهام کارایی بالایی ندارد، سرمایه گذاران به جای سرمایه گذاری در این بازار، سرمایه های خود را در بخشهای دیگر اقتصاد صرف می کنند . مثلا سرمایه ها وارد بازار مسکن می شود و حبابی های بزرگ در این بازار ایجاد می شود. افزایش قیمت ساختمان و مسکن در کشور زمینه را برای بحران های اقتصادی و اجتماعی فراهم می کند که مساله بسیار خطرناکی است .در واقع کارایی پایین بازار سهام به تدریج بستر را برای چند بخشی شدن اقتصاد و افزایش سهم سرمایه ها در بخشهای مختلف اقتصاد از قبیل مسکن، پس انداز در بانکها بدون ایجاد اشتغال،سرمایه گذاری دربازار طلا و دیگر سرمایه گذاریهای غیر مولد در اقتصاد فراهم می کند.

از طرف دیگر کارایی بالای بازار سهام باعث ایجاد منابع مالی ضروری برای افزایش هزینه های مصرفی خصوصی و توسعه بخش خدمات  خواهد شد. همچنین سرمایه گذاری در بخش های تک یا تکنولوژی های پیشرفته را نیز افزایش می دهد که  در دنیای امروزی عامل مهمی در افزایش نرخ رشد اقتصادی در کشور است.

 

تاثیر عوامل غیر اقتصادی در یک نظام مالی و اقتصادی

اما سوال مهم این جاست که چرا بازارهای سهام در کشورهای در حال توسعه از جمله چین کارایی زیادی ندارند و بازار قابل اتکایی نیستند؟

مطالعات مرکز مطالعات بازار سهام هوارد نشان داد  دلیل این مساله مداخله دستگاه‌های غیراقتصادی در عملکرد بازار سهام است.

در چین شرکت‌های غیر موفقی که نرخ سود بازار سهام در آنها پایین است، اجازه خروج از بازار سهام را ندارند در حالیکه بسیاری از شرکتهای موفق از نظر مالی و درآمدی به دلیل موانع قانونی در کشور چین امکان عرضه سهام خود به بازار سهام این کشور را ندارند. به نظر می‌رسد برای‌اینکه این روند اصلاح شود باید در درجه اول نظام  قانونی مرتبط با فضای اقتصادی و بازارهای مالی باید اصلاح شود و در درجه دوم مداخله دولت و دستگاه های سیاسی و اجرایی در اقتصاد از بین برود. در واقع این نظام اقتصادی  یک شرکت است که تعیین می کند در بازار باقی می ماند یا از بازار خارج می شود نه نیروهای غیر اقتصادی.

از طرف دیگر سخت گیری های زیادی برای عرضه شدن سهام شرکتهای مختلف به بازار وجود دارد به همین دلیل است که ارزش سهام بسیاری از شرکتها بعد ازعرضه به بازار کاهش چشمگیری پیدا می کند . مطالعات ما نشان می دهد سخت گیری های زیادی که نظام مایل چین برای پذیرفتن عرضه یک سهام به بازار عمومی سهام انجام می دهد باعث می شود تا تمرکز شرکتها روی روند رشد تولید و رشد درامدکمتر شود و بیشتر به ضروریات لازم برای وارد شدن به این بازار و باقی ماندن در آن توجه کنند که این امر مخرب است. البته نمی توان گفت که این اتفاق در بازارهای صنعتی و توسعه یافته دیده نمی شود ولی واقعیت این است که در این بازارها نرخ کاهش ارزش سهام  کمتر از کشوهای در حال توسعه وموقتی است .

 

معضل راندمان پایین سرمایه گذاری

نکته جالب دیگری که از این مطالعه حاصل شد این بود که با وجود بالاتر بودن میزان سرمایه گذاری در شرکتهای چینی که سهام انها در بازار سهام وجود دارد، ولی میزان  سوداوری حاصل از این سرمایه گذاری و نقدینگی ایجاد شده در اثر این سرمایه گذاری کمتر  از کشورهای صنعتی مانند امریکا و اروپا است. دلیل این مساله هم پایین بودن بهره وری سرمایه گذاری در چین است. در نتیجه سرمایه گذاران در بازار سهام چین و بسیاری دیگر از کشورهای در حال توسعه سودی بسیار کمتر نسبت به سرمایه گذاران در بازارهای دیگر به دست می آورند . حتی نرخ سود سرمایه گذاری در بازار سهام از نرخ سود حاصل از پس انداز در بانکها برای دوره های سه ساله و چهار ساله و نرخ سود سرمایه گذاری در بازار اوراق قرضه دولتی است.به همین دلیل این بازار برای سرمایه گذاری مطلوبیت زیادی ندارد و کارایی بازار سهام در این کشور بسیار پایین است. جالب است  بدانید ارزشمند ترین شرکتهای چینی شرکتهای علی بابا و tencent هستند که هیچ یک سهام خود را در بازار  چین عرضه نکرده اند و سهام انها وارد بازار های بزرگ بین المللی در کشورهای صنعتی شده است.

 

راهکارهایی برای رفع چالش

حال در پاسخ به این سوال که چگونه می توان این مشکل را حل کرد ، می توان به موارد زیر اشاره کرد؟

اول :باید موانع مالی و اقتصادی برای عرضه سهام یک شرکت به بازار سهام در چین از بین برود. باید در شرکتهای خصوصی  به خصوص شرکتهایی که در صنایع پیشرو و پردراند در چین کار می کنند این  انگیزه ایجاد شود  که وارد بازار سهام شوند. از طرف دیگر باید تمرکز قانونی به جای سختگیری برای پذیرفتن سهام یک شرکت در بازار سهام به رصد بر عملکرد و کارایی سهام شرکتهای موجود در بازار شود. این کار باعث می شد تا شرکتهایی که سهام آنها در بازار وجود دارد ، برای افزایش راندمان سهم خود تلاش بیشتری بکنند و به مرور سودآوری و راندمان بازار بالاتر برود.

اصلاح نظام قانونی در کشور ، اصلاح نظام مالی و توسعه بخش خصوصی و ایجاد قوانین بازار محور همگی از مهمترین راهکارهای ارتقای بهره وری بازار سهام در کشورها است.از طرف دیگر باید انگیزه سرمایه گذاری در کشور افزایش یابد  و با حمایت از سرمایه‌گذاران فرصت‌های بیشتری برای رشد اقتصادی در کشور ایجاد شود. در این صورت است که کارایی بازار سهام بیشتر می‌شود و این کارایی بالای  بازار سهام و بازار مالی بستر را برای رشد اقتصادی همه‌جانبه و عدم وجود حباب در این بازارهای سرمایه ای دیگر از قبیل بازار ارز و طلا و مسکن فراهم کند. با بالابودن  کارایی بازار سهام است که اقتصاد کشور فرصت رشد همه جانبه را بدست می‌آورد و مصرف خصوصی رشد می کند و فرصت رشد پایدار اقتصادی فراهم می‌شود.