میرا قربانی فر|

تحریم ها،عملکرد و سازوکار آن حالا دیگر فقط برای دولتمردان ایرانی در جمهوری اسلامی موضوع آشنایی نیست، بلکه تقریبا اغلب شهروندان ایرانی با این پروسه آشنایی دارند. چهاردهه است که صنعت نفت ایران در کنار بانک ها و بخش های دیگر از اقتصاد و صنعت ، ایران را درگیر موضوع تحریم ها کرده است.

از همان ابتدای انقلاب و سال ۵۸ که تحریم ها علیه ایران آغاز شد همواره بهانه های مختلفی بوده است تا صنعت نفت ایران زیر ضرب فشار تحریم قرارگیرد.

اما ردپای شدیدترین تحریم ها را شاید بتوان در سال ۸۹ یافت که تقریبا نه فقط صنعت نفت که حتی فروش نفت ایران را با مشکلات جدی مواجه کرد. مشکلاتی که اگر تا پیش از آن تحریم ها بر معیشت جامعه تاثیر بی‌صدایی می گذاشت اما این بار تقریبا تمام جامعه را با خود درگیر کرد.

اما سه سال بعد از آن و با افشای نام بابک زنجانی دیگر کمتر کسی بود که از تحریم ها بی خبر باشد و نداند که صنعت نفت ایران چنان درگیر بحران شده بوده است که بابک زنجانی نامی (و شاید نام های دیگری )وارد عرصه شدندوتوانستند از این حفره ها سود ببرندوچه بسیار اموال بیت المال و پول نفت است که همچنان دراختیار آنان باقی مانده است.در این میان اما شایدآسیبی که در ابتدای تحریم ها در چهار دهه پیش تصور نمی شد نصیب بخش توسعه و بهره برداری از صنعت نفت ایران شد.

شاید کمتر کسی تصور می کرد پس از آن روز که مهندس مهدی بازرگان جوان به نمایندگی از سوی دکترمحمدمصدق رفت تا حکم خلع‌ید انگلیسی‌ها از نفت جنوب را به آنان ابلاغ کند و خود بر صندلی ریاست بنشیند،روزی دیگر برسد که صنعت نفت ایران درگیر چنان حدی از تحریم‌ها شود.

تحریم هایی که به قصد فروریختن اقتصاد ایران و به تنگنا کشاندن معیشت مردم، صنعتی را هدف می گرفت که پایه اقتصاد ایران از دیرباز بر آن بنا شده بود.

اما در همه این سال ها مهندسان و دانش آموختگان ایرانی هرچه در توان داشتند انجام دادند تا بتوانند شریان اصلی اقتصاد ایران را باز نگاه دارند.

مساله اما فقط این نبود که بتوانیم از چشمه های اصلی نفت استخراج کنیم، ده ها منبع تازه بود که باید حفاری و کشف می شد و همه این موارد به تخصص نیاز داشت، پس باید آستین بالا زده می شد و در این مسیر اتفاق خوب ایجاد شرکت های مختلف نفتی بودکه در کنار دستگاه اصلی مسئول یعنی وزارت نفت می توانستند و می توانند صنعت نفت ایران را در دوران تحریم ها از خطر سقوط نجات دهند. سال ۶۶ یکی از نخستین شرکت های بزرگ در حوزه نفت و گاز ایران تاسیس شد.

سال های پایانی جنگ بود اما هنوز کسی نمی دانست جنگ چقدر ادامه خواهد یافت اما لزوم وجود شرکت ها و پیمانکارانی در غیاب نمایندگان بین المللی در ایران لازم بود،پس شرکت های نفتی ایرانی شروع به فعالیت کردند.

اما این تمام ماجرا نبود ودر سال ۶۷ و با تاسیس شرکت پتروپارس، موج دوم شرکت های مسئول در حوزه نفت و گاز نیز به عرصه آمدند. سال آغاز فعالیت بسیاری از این شرکت ها همزمان شد با دورانی که ارتباطات با جهان افزایش یافته بود و می شد به همین طریق مسیر ارتباطی بهتری برای انتقال تکنولوژی به کشور ایجاد کرد.

رشد تکنولوژی و بهره برداری از میادین نفتی و همچنین اعتماد به بسیاری از شرکت های داخلی در دوران وزارت اول بیژن زنگنه در دولت هفتم روند صعودی یافت.

تنها جست‌وجویی ساده در وضعیت زمان تاسیس این شرکت ها نشان می دهد که در دو دولت هفتم و هشتم ، بیشترین قراردادها با اعتماد به توانمندی شرکت های نفتی و گازی ایرانی با این گروه‌های صنعتی بسته شد.

هر چند با پایان دولت هشتم و به ریاست رسیدن محموداحمدی نژاد در دولت نهم ، شرایط به گونه عجیبی دستخوش تغییر شد. بار دیگر تحریم‌ها در طول آن سال‌ها به اوج خود رسید و از سویی سیاست تنش زای دولت های نهم و پس از آن دهم دودی را به چاه های نفت ایران فرستاد که قابل تصور نبود.

در دولت یازدهم و با بازگشت زنگنه به عرصه وزارت نفت و همزمان با تلاش های دولت وقت ایران در راستای تنش زدایی با جهان و بیش از آن ارتباطات گسترده با اروپایی ها بار دیگر وضعیت صنعت نفت ایران تغییر کرد . هر چند این وضعیت هم چندان پایدار باقی نماند. رییس دولتی که درانتخابات ۲۰۱۶ در آمریکا بر سر کار آمد نشان داد که چندان در پی منطق رفتاری صحیحی نیست.

قراردادبرجام بین ایران و ۶ کشور دیگر یک قرارداد بین المللی محسوب می شد اما وقتی ترامپ به عنوان رییس دولت آن را فسخ کرد بار دیگر تحریم‌های غیرقابل قبول و بی دلیل به ایران تحمیل شد.نکته مهم این بار اما این بود که در تمام این مدت که وزارت خارجه درگیر مشکلات برجام بود، وزارت نفت دولت دوازدهم تمام تلاشش را می کرد که ثبات را در بازار نفت به نفع ایران حفظ کند.

تلاش های وزیر نفت در «اوپک» چیزی نبود که از چشم کارشناسان و رسانه ها پنهان بماند اما نکته عجیب این است که چطور بخشی از دلواپسان و نگرانان از طیف اصولگرا در همه این سال ها تلاش های وزیر نفت و وزارتخانه‌اش را ندیده اند و در میان همه جنجال ها فقط به یک قرارداد با توتال پرداخته اند؟

رفتن توتال از ایران قطعا ضربه سهمگینی برای کشور بوده است اما توتال تنها قرارداد نفتی ایران در سال های اخیر نبوده است.

قرار داد با گروه نفتی «اویک»در میدان نفتی آذر چطور از چشم های تیزبین این دلواپسان دور مانده است؟ همچنین قرارداد نفتی و توافقنامه اصولی (HOA) میدان یارانکه ۱۳ مهر سال گذشته بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت توسعه نفت و گاز پرشیا امضا شد، یکی دیگر از قراردادهایی بوده است که بر اساس توانایی شرکت های داخلی منعقد شده و همچنان به نظر می رسد باب میل برخی اصولگرایان این است که تنها قرار داد توتال را ببینند و بر آن تاکید ورزند.

این همه در حالی است که حتی درباره خروج شرکت توتال بعد از تحریم‌های تازه ترامپ نیز بارها گفته شد که شرکت ایرانی پتروپارس با همراهی شرکت های چینی قرار دادها را برعهده خواهند گرفت و همچنان ترجیح داده شد به این خبر نیز چندان توجهی نشود.

شرکت های ایرانی که در دوران وزارت زنگنه در دولت اصلاحات پاگرفتند و رشد کردند حالا و با وجود تحریم ها می توانند بار دیگر تهدیدی که در کمین صنعت نفت ایران است را خنثی کنند.

باید توجه کرد که در زمان جنگ هشت ساله که به ایران تحمیل شد و زیر‌فشار تندترین تحریم ها نیزمتخصصان ایرانی حتی با نثارجان خودموفق شدند تولید نفت ایران را حفظ کنند و حالا شاید در یکی از بزرگ‌ترین جنگ‌های اقتصادی علیه ایران زمان آن رسیده است که بار دیگر متخصصان شرکت های نفتی ایرانی تهدید را به فرصتی تازه بدل کنند.

حالا که وزارت نفت دوره بیژن زنگنه به آنان حتی پیش از آغاز تحریم‌ها با بستن قراردادهای نفتی اعتماد کرد ، نوبت آنان است که نشان‌دهند هنوز هم حافظان منافع و منابع ملی ایران در دوران جنگ سخت اقتصادی هستند .