فیلیپ اینمان- گاردین| یکی از علل سقوط شاخص‌های مالی در آسیا و اروپا در هفته گذشته این بود که هنوز هم برخی نگرانی‌ها درباره وضعیت اقتصادی چین، ژاپن و منطقه یورو وجود دارد. اما سرمایه‌گذاران باید از خود بپرسند آیا واقعا باید درباره آینده این کشورها نگران بود. به نظر می‌رسد پاسخ این سوال منفی باشد.

به گزارش رتبه آنلاین، رئیس کمیسیون ملی توسعه و اصلاحات چین می‌گوید، امسال تلاش‌ها برای ایجاد فرصت‌های شغلی افزایش می‌یابد و زمینه برای کارآفرینی فراهم‌تر خواهد شد. در حال حاضر میلیون‌ها نفر از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های این کشور فاقد شغل هستند و دولت چین که در دو دهه اخیر ده‌ها میلیون شغل ایجاد کرده تلاش می‌کند از نرخ بیکاری بکاهد و این خبری مثبت برای سرمایه‌گذاران در بورس‌های بزرگ جهان و فعالان اقتصادی است. در چین حدود ۱۰ میلیون نفر متقاضی کار وجود دارد که نامشان جزو افراد فاقد شغل ثبت شده است. همچنین ۲/ ۸ میلیون فارغ التحصیل جدید به زودی وارد بازار کار می‌شوند. برنامه اصلاحات اقتصادی در چین که در آن از ظرفیت‌های تولید کاسته شده برخی فرصت‌های شغلی را از میان می‌برد. نرخ بیکاری در مناطق شهری چین حدود ۴ درصد اعلام شده است و به رغم کاهش نرخ رشد اقتصادی این کشور، این نرخ ثابت مانده، اما برخی تحلیلگران معتقدند آمار رسمی یک معیار غیر واقعی از وضعیت اشتغال در چین است زیرا تنها وضعیت اشتغال را در مناطق شهری نشان می‌دهد و میلیون‌ها نفر از نیروی کار مهاجر در آن در نظر گرفته نمی‌شوند. با این حال ایده «اول اشتغال» اکنون از سوی دولت چین مطرح شده و انتظار می‌رود عملی شود. اقتصاد چین سال گذشته میلادی ۹/ ۶ درصد رشد کرد و نرخ رشد امسال بین ۵/ ۶ تا ۸/ ۶ درصد خواهد بود. همچنین در ماه‌های اخیر گزارش‌هایی که از اقتصاد این کشور منتشر شده نشان می‌دهد اوضاع اقتصادی به سمت ثبات پیش می‌رود. نکته مثبت این است که دولت چین برای عملی کردن ایده‌های خود از ابزارهای لازم برخوردار است. برنامه جدید ۵ساله دولت چین یک عامل دیگر خوش‌بینی نسبت به آینده است. در نشست کمیته ملی خلق این کشور که اواخر سال گذشته میلادی برگزار شد رئیس‌جمهوری وعده‌های بسیار امیدوارکننده‌ای درباره آینده داد و این باور وجود دارد که این وعده‌ها تحقق خواهد یافت. با آنکه چین شریک تجاری بزرگ اروپا و آمریکاست، اما تغییرات در سیاست‌های حمایتی بانک‌های مرکزی اروپا و بانک مرکزی آمریکا نباید تغییرات بزرگ در شرایط اقتصادی این کشور یا بازار مالی آن ایجاد کند. به این ترتیب سقوط بورس‌های بزرگ آسیایی در هفته گذشته منطقی به نظر نمی‌رسد. در واقع ریزش شاخص‌ها در بورس توکیو، هنگ کنگ و چین یک پدیده زودگذر بوده است.

اما آیا کاهش شاخص‌های مالی در بورس‌های اروپایی منطقی بود؟ کشورهای اروپایی مانند چین شریک بزرگ تجاری آمریکا هستند و تغییرات در سیاست‌های پولی آمریکا بر اقتصاد اروپا تاثیر می‌گذارد. اما سقوط شاخص‌های مالی اروپا طی معاملات هفته قبل تا اندازه زیادی غیرمنطقی به نظر می‌رسد. سرمایه‌گذاران اروپایی درباره چند موضوع نگران هستند: محدود شدن سیاست‌های حمایتی بانک مرکزی اروپا، افزایش نرخ‌های بهره در آمریکا و خروج انگلستان از اتحادیه اروپا برخی از این نگرانی‌ها هستند اما این نگرانی‌ها از پیش وجود داشته‌اند و نیز رونق در بخش‌های خدمات و تولید کارخانه‌ای از این نگرانی‌ها کاسته است. نکته دیگر این است که بانک مرکزی اروپا به وعده خود یعنی حمایت از رونق اقتصاد منطقه یورو پایبند است در نتیجه می‌توان گفت افت شاخص‌های مالی در بازارهای اروپا طی هفته گذشته منطقی نبود.

اما یک واقعیت وجود دارد که سرمایه‌گذاران از آن آگاه هستند و شاید همین عامل سبب سقوط بورس‌های اروپایی شده است. مسلما رونق بازارها برای همیشه ادامه پیدا نمی‌کند بنابراین سرمایه‌گذاران باید برای سقوط بازارهای مالی و اصلاح شاخص‌ها آماده باشند. تحلیلگران بانک مریل لینچ معتقدند آنچه هفته گذشته رخ داد یک خطر بزرگ برای بازارهای مالی نبود و میزان افزایش شاخص نوسان بازار با آنکه بزرگ بود، اما نشانه‌ای از بحران بلندمدت نیست. واقعیت این است که شرایط بحرانی نیست. اما اکثر سرمایه‌گذاران مایلند دوران نرخ‌های پایین سود ادامه یابد و اگر قرار باشد تغییراتی در سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی ایجاد شود بسیاری از فعالان بازار ترجیح می‌دهند دارایی‌های خود را بفروشند و از بازار خارج شوند. هنگامی که نرخ‌های بهره بالا برده می‌شود سرمایه‌گذاران دیگر نمی‌توانند وام‌های ارزان گرفته و به خرید سهام بپردازند.

رشد قیمت سهام در یک دهه اخیر سبب شده بازار برای تداوم روند رونق به محرک‌های قدرتمند نیاز داشته باشد و این درحالی است که اکنون قرار است برنامه‌های حمایتی کاهش یابد. سرمایه‌گذاران و شرکت‌ها به این سیاست‌های انبساطی معتاد شده‌اند و ترک اعتیاد هرگز آسان نخواهد بود حتی اگر از قبل بارها به لزوم تغییر این برنامه‌ها اشاره شده باشد. بانک مرکزی آمریکا در مسیر کاستن از حمایت‌ها پیشرو بوده است. سال پیش نرخ‌های بهره در آمریکا ۳ بار بالا برده شد و به محدوده یک و نیم درصد رسید. همزمان بانک‌های مرکزی دیگر محدود کردن برنامه‌های انبساطی را آغاز می‌کنند. به نظر می‌رسد پذیرش این تغییر برای سرمایه‌گذاران دشوار است. حال که این تجربه کسب شده احتمالا بانک‌های مرکزی ترتیبی می‌دهند تا سرمایه‌گذاران در آینده راحت‌تر با موضوع کاهش حمایت‌ها کنار بیایند. البته آنچه هفته گذشته در بازارهای مالی رخ داد صرفا حاصل وحشت از افزایش نرخ‌های بهره نبود. احتمال آنکه بخشی از رشد شاخص‌ها در ۱۳ ماه اخیر حباب باشد بسیار زیاد است و سرمایه‌گذاران درباره این موضوع نگرانی‌هایی دارند. کارشناسان می‌گویند رشد شدید شاخص‌های مالی در دو ماه گذشته تا هفته قبل، حاصل کاهش نرخ‌های مالیات در آمریکا بوده اما سرمایه‌گذاران واکنش بیش از حد خوش‌بینانه به این عامل نشان داده‌اند. بر این مبنا، کاهش قابل ملاحظه شاخص‌های مالی در هفته قبل که سبب کاهش ۴ هزار میلیارد دلاری ارزش بازار‌های جهان شد ضروری و مفید بوده و بخشی از آن حباب را تخلیه کرده است. در حقیقت گویی سیستم از نو فعالیت خود را آغاز کرده و این ‌بار قیمت‌ها واقعی‌تر هستند؛ یعنی هم قیمت‌ها پایین آمده و هم سرمایه‌گذاران نگرانی کمتری درباره سقوط قیمت‌ها در آینده دارند. در این میان، بانک‌های مرکزی نیز به میزان حساسیت بازار به اظهار نظرها درباره سیاست‌های انبساطی پولی پی برده‌اند. پیش بینی می‌شود سیاست‌های یادشده امسال از سوی بانک‌های مرکزی بزرگ محدود شود. فعالان بازار باید با در نظر گرفتن این موضوع در بازار به فعالیت خود ادامه دهند. در بلندمدت کاهش حمایت‌ها برای بازار و اقتصادهای بزرگ جهان مفید خواهد بود.

منبع : دنیای اقتصاد