علی حیات نیا| در برآورد و مدل سازی های اقتصادی که برای تبیین و پیش بینی شاخص ها و تحلیل های اقتصادی صورت می گیرد، علاوه بر تعیین متغیر وابسته و متغیرهای مستقل بخشی تحت عنوان جزء اخلال یا جمله اخلال به مدل اضافه می شود. این بخش را به این خاطر به کار می برند که عوامل نادیده گرفته در مدل مثل عوامل سیاسی، متغرهای حذف شده و…را نمایندگی می کند و جایگزینی برای آن ها باشد.
جزء اخلال، تعادل ریاضی مدل های اقتصادی را به هم می زند به همین دلیل جزء اخلال را به مدل های ریاضی اضافه می کنند تا به مدل های رگرسیونی تبدیل شوند. بزرگ شدن جزء اخلال معنادار بودن مدل سازی در عرصه اقتصاد را به خطر می اندازد و شرایط را به گونه ای می کند که عملا اقتصاددانان نمی توانند تبیین درستی از وضع موجود داشته یا پیش بینی مناسبی ارائه دهند.
به علت تسلط عوامل سیاسی و متغیرهای غیر اقتصادی بر بخش عمده اقتصاد ایران در دهه های اخیر، سهم جزء اخلال ها به شدت افزایش یافته است. این موضوع بسیاری از تصمیم گیری ها در شرایط اطمینان را به تصمیم گیری در شرایط ناطمینانی و ریسک تبدیل کرده است.
با توجه به اینکه بسیاری از تصمیم سازان اقتصادی در ایران افراد سیاسی هستند، از این رو نوع نگاه ها به مقوله اقتصاد متفاوت شده است، از نگاه سیاسیون همه چیزها می شوند و ناممکنی وجود ندارد. در حالی که
اقتصاد، علم کمیابی است و در آن بیشینه سازی ها مقید به محدودیت منابع است، از این رو از نگاه اقتصاددانان همه چیزها امکان پذیر نیستند چرا که تناسب خواسته ها و منابع از اصول ضروری است.
علت افزایش وزن جز اخلال ها، خروج اقتصاد از چارچوب های علمی و افتادن در دام اخلال آفرینان است. اخلال آفرینانی که غایت شان حداکثرسازی قدرت و ثروت فردی و گروهی است نه بهینه یابی منابع و ماکزیمم سازی مطلوبیت جمعی.
متاسفانه اکنون جایگاه جزء اخلال ها به حدی رسیده که عوامل اقتصادی را به حاشیه برده است. جزء اخلال ها عوامل خطرناکی هستند و ریشه بسیاری از ناکارآمدی های اقتصادی و بحران ها نتیجه افزایش سهم آن ها در اقتصاد بوده که عملا فضای نااطمینانی و ریسک را گسترش و تعمیق داده اند.
به نظر می رسد برای بهبود مدیریت در عرصه اقتصادی، نیاز به کاستن از سهم این عوامل در اقتصاد ایران ضروری است.