محمدجواد سلطانی| اظهار نظر اسماعیل سراج‌الدین معاون سابق بانک جهانی مبنی بر اینکه نزاع بر سر منابع آبی کلید آغاز جنگ جهانی سوم خواهد بود، حاکی از تغییر اقلیم و تبدیل محیط زیست به بحرانی برای آینده حیات بشری است. این تهدی برای مناطق جغرافیایی خشک از جمله ایران برجستگی بیشتری دارد. بحران آب می‌تواند سیاست‌های توسعه اقتصادی پایدار را در ایران به چالش بکشد و چشم انداز بسیاری از صنایع را در آینده‌ای مبهم فرو برد. از این رو بررسی تاثیر بحران آب بر سیاست و پیامدهای آن برای امنیت ملی یک ضرورت است به ویژه اینکه در سال‌های اخیر ایران در حال سپری کردن خشکسالی است. تاثیر بحران آب بر سیاست ایران دو جنبه است: نخست در سطح منطقه‌ای ایران منابع آبی-رودخانه‌ای مشترکی با افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان و عراق دارد. هیدروپلیتیک در ارتباط با مساله هامون تاثیر چالش سازی بر روابط ما با افغانستان در آینده دارد. خشک شدن هامون پیامد امنیتی این وضعیت است که به دنبال خود افزایش بیکاری در مناطق سیستان و دامن زدن به مهاجرت را در پی داشته است. در سطح داخلی نیز سیاست‌های توسعه کشاورزی و تولید برق توجیهی برای توسعه سد سازی در مناطق دارای منابع آبی و اعطای مجوز احداث چاه‌ها در مناطق خشک زمینه بحران آبی را در کل کشور آماده کرده است. در واقع این اقدامات به توسعه کانون‌های ریزگردها در داخل کشور منجر شده است.
اکنون بحران دریاچه ارومیه در حال تبدیل شدن به بزرگترین بحران زیست محیطی ایران است. ویژگی بحران‌های آبی، تسری بخش هستند و می‌توانند چندین منطقه را درگیر کنند. با کاهش آب دریاچه و افزایش نمک، ضمن نابودی زمین‌های کشاورزی، طوفان‌های نمک می‌تواند زندگی عمومی ساکنان منطقه را تهدید کند و به مهاجرت دامن زند. از سوی دیگر مردمان مناطق کم آب نیز به امید دسترسی به منابع آبی به مهاجرت به مناطق دارای این منابع متوسل خواهند شد. این بحران سبب خواهد شد که بخش بزررگی از بودجه عمرانی و رفاهی کشور صرف مقابله با پیامدهای آن شود. از آنجا که تهدیدات کمبود آب روند تدریجی دارد، مقابله با آن‌ها نیازمند برنامه‌های طولانی مدت است. تداوم این روند ممکن است ایران را وادار به خرید و واردات آب از کشورهای پرآب کند. بحث فروش نفت به تاجیکستان و انتقال آب از این کشور به ایران در این راستا بوده است. این وضعیت در بعد منطقه‌ای ممکن است شدت بیشتری پیدا کند. به ویژه اینکه همسایگان ایران و ایران به شدت برای توسعه خود که در آن کشاورزی نقش بزرگی دارد، به منابع آبی وابسته هستند. از این رو مدیریت منابع آبی و مدیریت بحران در این زمینه یک اصل اساسی است.
در این زمینه توجه به این پیشنهادات ضروری است. آمایش سرزمینی مناسب با کشت کشاورزی در هر منطقه یک اصل اساسی است. توسعه شیوه‌های نوین آبیاری در کل کشور و حتی مناطق پر بارش و اختصاص سرمایه لازم برای آن لازم است. اغلب مراکز استان‌های کم بارش فاقد سیتم تصفیه فاضلاب مجهز هستند. تجهیز کلان شهرها و حداقل مراکز استان‌ها به سیستم فاضلاب شهری و ایجاد تصفیه خانه‌های مدرن که حجم بزرگی از این آب را پاکسازی کرده و وارد چرخه مصرف مجدد به ویژه در حوزه کشاورزی و صنعت شود. در این زمینه تفکیک آب شرب خانگی و آب برای سایر مصارف یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. برنامه ریزی برای اجرای طولانی مدت انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان به مناطق خشک برای افزایش اشتغال و کاهش مهاجرت در قالب یک استراتژی بلند مدت مهم است. به ویژه اینکه صنایع معدنی استان‌های جنوب شرق کشور به ویژه کرمان متکی به منابع آبی است. کنترل بهینه منابع آبی سرگردان ناشی از سیلاب‌ها به گونه‌ای که به زیست بوم مناطق پایین آب آسیب وارد نکند نیز باید مورد توجه واقع شود.
در مجموع تاثیر بحران آب بر امنیت ملی ایران یک تهدید داخلی است و در صورت عدم برنامه‌ریزی صحیح برای برخورد با این بحران، ایران در آینده مجبور خواهد شد حجم بزرگی از سرمایه انسانی و مالی خود را صرف این تهدید بکند.
* کارشناس مسائل سیاسی