نخستین سال ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ با رسوایی‌هایی پرشمار همراه بود، حتی وی با ارسال توییت‌هایی آتشین و در عین حال اهانت‌آمیز تا مدت‌ها به سوژه رسانه‌های خبری تبدیل شده بود. اما در تمام طول این سال، خبری از اصلاحات ریشه‌ای قانون اساسی ایالات‌متحده نبود.

به گزارش رتبه آنلاین، اکنون، سوال بزرگ در سال ۲۰۱۸ این است که آیا ایالات‌متحده به‌دنبال تداوم سیاست‌های خارجی پیشین است؟ آن هم در شرایطی که این روزها رویکرد ترامپ تحولاتی قابل توجه را پشت‌سر می‌گذارد. طی سال نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، آسیب‌های ناشی از سیاست‌های خارجی ایالات‌متحده به مراتب کمتر از آنچه تصور می‌شد، بود. برای مثال با وجود سخنان عجیب و جنجالی رهبر دیکتاتور کره‌شمالی؛ کیم جونگ اون، ریاست‌جمهوری آمریکا هیچ تلاشی برای آغاز جنگ با این کشور از خود نشان نداد. در واقع از سوی آمریکا در دریای چین یا شبه‌جزیره کره هیچ تحرک یا تحریک خاصی مشاهده نمی‌شود. رفتار ترامپ درخصوص سیاست‌های این مناطق را می‌توان بخشی از دیپلماسی‌های بلندمدت او دانست. در واقع، به نظر می‌رسد ترامپ، به جای برخورد مستقیم با چین، در تلاش است یک رابطه مستقیم و صمیمی با ریاست‌جمهوری این کشور ترتیب دهد. این درحالی است که در دوران کاندیداتوری و پیش از انتخابات، زمزمه‌هایی مبنی بر تمایل ترامپ برای لغو همکاری‌های ترانزیتی در اقیانوس آرام به گوش می‌خورد. موضوعی که می‌توانست به شدت اقتصاد چین و ترانزیت کالاها توسط این کشور را به چالش بکشد. اما نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه ترامپ، قوانین تجارت غرب را در منطقه آسیا-اقیانوس آرام تقویت کرد.

گرچه شاید هدف اولیه ترامپ از این کار تقویت اقتصاد ایالات‌متحده بود، اما همین هدف اولیه منافعی دلچسب نیز برای چین داشت. افزون بر اینها، به‌رغم تمامی گمانه‌زنی‌ها، ترامپ هیچ تلاشی برای راه‌اندازی جنگ بر سر بالابردن تعرفه‌های واردات کالا از خود نشان نداد. وارداتی که عمدتا در همکاری با شرکای مشهور تجاری ایالات‌متحده مانند چین، آلمان و برخی کشورهای اروپایی انجام می‌شد. البته ترامپ در این میان با وجود تمدید معاهده هسته‌ای با ایران، در اقدامی مناقشه‌برانگیز با به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل هنوز هم شیطنت‌هایی را در قبال برخی کشورها از جمله ایران نشان می‌دهد. با همه اینها به نظر می‌رسد، امید ترامپ برای افزایش همکاری با روسیه یک امید واهی است، چراکه تفکر متحدان این کشور درخصوص سیاست‌های روسیه در برابر اوکراین کاملا منفی است.  شایعات درخصوص دخالت ولادیمیر پوتین در انتخابات سال ۲۰۱۶ آمریکا و تلاش وی برای تغییر سیاست‌های آمریکا در دامن زدن به مشکلات بین دو کشور بی‌تاثیر نیست. افزون بر اینها درحالی‌که ترامپ در بین بسیاری از نهادهای نظامی با عنوان «تاریخ مصرف گذشته» شناخته می‌شود، ناتو در طول سال گذشته قدرت و مشروعیت بیشتری به‌دست آورده است. شاید بتوان یکی از دلایل این موضوع را افزایش نفوذ اروپایی‌ها در ارکان قدرت نظامی بین‌الملل برای دفاع از خود در برابر مخاطرات تلقی کرد. موضوعی که اگر هیلاری کلینتون رئیس‌جمهور فعلی ایالات‌متحده بود، قطعا شکل و شمایلی دیگر داشت. بسیاری از کارشناسان سیاست بین‌الملل در توصیف کابینه ترامپ می‌گویند؛ «بزرگسالان (افراد پخته) در لباس دیپلماتیک وارد کاخ سفید شده‌اند» این موضوع به‌ویژه در توصیف وزیر دفاع جیمز متیس، مشاور امنیت ملی، مک مستر و رئیس ستادجان کلی گفته می‌شود. به‌نظر می‌رسد این سه نفر، تداوم سیاست‌های خارجی ایالات‌متحده را تضمین کرده و خواهند کرد. البته که نه. همچنان یک علامت سوال بزرگ وجود دارد که سیاست‌های خارجی دونالد ترامپ به کجا خواهد رسید.

اگرچه سیاست‌های مشاوران ترامپ به خوبی واضح و روشن است، اما میان آنچه مشاوران می‌گویند و آنچه ناگهان ترامپ از خود بروز می‌دهد تفاوت‌هایی وجود دارد که باعث می‌شود سیاست‌های خارجی ترامپ سازماندهی مناسبی نداشته باشند. حتی به‌نظر می‌رسد این عدم ثبات به تضعیف کاخ سفید و سیاست‌های رسمی و خارجی ایالات‌متحده نیز افزوده است. پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ایالات‌متحده سختگیری‌هایی جدی در قبال تروریسم به‌عنوان تهدید اصلی امنیت ملی و صلح جهانی قائل شده است. اما رقابت سنگین و نفسگیر بین آمریکا، چین و روسیه جای تروریسم را گرفته و این کشور را در این حوزه کمی تنزل درجه داده است.بنابراین اگر به عقب بازگشته و سیاست‌های کلی ترامپ در سال ۲۰۱۷ را مرور کنیم، متوجه می‌شویم سیاست خارجی آمریکا به شدت این روزها غیرقابل پیش‌بینی شده است، تا حدی که احتمال خواهد داشت سال ۲۰۱۸ سال افزایش خطرات باتوجه به برخی موارد مثل تنش‌ها در خلیج‌فارس، لبنان، جنگ در سوریه، مبارزه بین عربستان سعودی و ایران بر سر هژمونی بر منطقه و آزمایش‌های هسته‌ای در شبه‌جزیره کره باشد.

گرچه مشکل آمریکا با ایران و کره بر سر مسائل هسته‌ای تا حدودی مشابهت دارد، اما خطر درگیری نظامی با کره‌شمالی و ایران اساسا قابل مقایسه نیست. در مورد کره‌شمالی، هیچ شکی نیست که کوچک‌ترین تهدید تندی، می‌تواند یک موشک بالستیک را روانه خاک ایالات‌متحده کند، چنین جنگی حتی ممکن است به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای مرگبار بین دو طرف منجر شود.

پراجکت سیندیکت /  انتخاب

منبع : دنیای اقتصاد