مهدی تقوی|

صرفه‌جویی ارزی از الزامات دوره جنگ اقتصادی است. در این دوره لازم است مصارف ارزی به حداقل خود کاهش یابد .حالا باید دید کاهش مصارف ارزی با توجه به چه مواردی اتفاق خواهد افتاد؟
در ایران جا افتاده که صرفه جویی ارزی باید از ساده ترین راه ممکن اتفاق بیفتد. در حال حاضر تا از ارز صحبت می کنیم برخی بحران ارز ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی برای تامین کالاهای اساسی و دارو را پیش می کشند و خواستار حذف آن هستند؛ حال آن که در عمل اگر نظارت کافی باشد، این منابع برای غذای و داروی مردم فرودست کشور هزینه می شود، همان بخشی که هیچ نقشی در ایجاد مشکلات و تصمیم گیری های غلط نداشتند. در مقابل کالاهای لوکس متعددی که با ارز نیمایی یا آزاد تهیه می شوند از نظرها دور مانده است.

این طور گفته می شود که اکنون فصل نقل و انتقال تیم های فوتبال ایران است و هر روز خبر جذب یک مربی یا بازیکن خارجی به گوش می رسد. چندی پیش نیز برای تیم ملی پس از چند سال همکاری با مربی پرتغالی، یک مربی خارجی دیگر جذب شد. شخصا در رابطه با مسائل فنی فوتبال به دلیل بی اطلاعی، نظری ندارم اما می توان حدس زد از نظر فنی مربیانی که از کشورهای صاحب فوتبال می آیند، از نظر فنی شرایط بهتری از مربیان ایرانی دارند. در این مورد بحثی نمی توان داشت اما مساله این جا است که چه قیمتی برای افزایش بازدهی در تیم های فوتبال خود می پردازیم؟

کسی نمی تواند کیفیت بالاتر مربیان خارجی را نسبت به مربیان داخلی کتمان کند اما در مابقی کالاها نیز می تواند باشد؛ از خودرو تا کروات کیفیت خارجی ها بالاتر است ولی هنگامی که مساله نان در کشور مطرح است، نباید تردیدی به خود راه داد که اولویت باید سفره فرودستان باشد.

به عنوان مثال می توان همین مساله را در مورد خودروهای خارجی نیز مطرح کرد؛ بنز، ب ام و، مازراتی، فراری، لامبورگینی و… قطعا ماشین های بهتری از تولیدات داخلی ایران هستند ولی نمی‌توان به صرف همین نکته منابع کشور را خرج واردات این کالاها کرد زیرا در شرایطی که کشور با افزایش خط فقر و گرفتاری مردم رو به رو است و حتی در ماههای آینده احتمالا پدیده گرسنگی در کشور گسترده تر از همیشه خواهد شد، دلار نفتی خود را نباید برای کالاهایی صرف کرد که فقط عده ای می توانند از آن بهره مند شوند. آن هم افرادی که در بحران اخیر نه تنها به مشکلی دچار نشدند بلکه بر میزان دارایی های نجومی آنها افزود.

احتمالا اقتصاد فوتبال از کل اقتصاد کشور سهم چندانی ندارد و هزینه ای که صرف این مربیان و بازیکنان می شود نباید بیش از ۱۰، ۲۰ میلیون دلار در سال باشد ولی این را می توان به عنوان نمونه ای از هزینه هایی مدنظر داشت که در سخت ترین روزها صرف می شود. آیا نهاد متولی این قبیل اقدامات و وزارت ورزش با خود اندیشیده اند این پول ها با چه مشکلاتی تهیه می شوند و به چه راحتی هدر می روند؟ دونالد ترامپ عزم خود را برای فشار حداکثری بر ایران جزم کرده و در ایران نیز همچنان در بر همان پاشنه پیشین می گذرد. صرف کیفیت بالاتر توجیه کننده هزینه کردن منابع ارزی نمی شود. این در شرایطی است که کارگران و کارکنان هر روز با تضعیف معیشت و قدرت خرید دست و پنجه نرم می کنند و هر روز تامین هزینه های اولیه سخت تر از قبل است و به نظر می رسد باز هم دولت قصد دارد راحت ترین کار را انجام دهد، یعنی ارز کالاهای اساسی را حذف کند. کاش به جای هزینه هایی که برای «دیوانگی» پرداخت می شود نیز وسواس داشتند ولی…

* استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی