مرتضی نویدی- کارشناس اقتصاد کسب و کار

در رسانه های ایران زیاد شنیده ایم یا خوانده ایم که دولت با دلالان اقتصادی مقابله کرده و یا آنها را به عنوان پدیده های مخل اقتصادی و اجتماعی و حتی از عوامل فساد اقتصادی معرفی می کند.

آیا دلالان واقعا افرادی بد و مضر هستند؟ پاسخ به این سئوال را از دو منظر متفاوت بررسی می کنیم. از منظر مردم و از منظر دولت. مردم و عموم جامعه اگر به حافظه خود رجوع کنند و فارغ از تبلیغات رسانه ای دولت قضاوت کنند خواهند دید که خود گاها به میل خود به سراغ دلالها رفته و تقاضای معامله با دلالان را داشته اند و دلالان در آن مقطع مشکل را با کیفیتی نه ایده آل ولی با کیفیتی مورد قبول حل و فصل نموده اند. مثلا در مواقعی که خرید و فروش دلار ممنوع می شود مسافران یا افرادی که نیاز شدید به دلار دارند بدون وجود دلالان دلار در بازار سیاه واقعا با مشکل مواجه می شوند و کاملا مفید بودن دلالان را حس کرده اند.

در زمان وجود کوپنهای سهمیه بندی کالا فرض کنید خانواده ای که نیاز به شکر نداشت می توانست کوپن شکر خود را بفروشد و با پول آن کالای مورد نیاز خود را خریداری نماید. در سیستم اقتصادی ایران مثالهای زیادی وجود دارد که در آن دلالان واقعا کار مردم را راه انداخته اند و برای رفاه حال مردم مفید بوده اند. اما از نظر دولت یا سیاستگذاران اقتصادی در ایران دلالان اقتصادی هم مضر هستند و هم مفید. برای دولتمردان ایران مضر هستند چرا که به سیاستهای اقتصادی دستوری دولت پایبند نیستند و این سیاستهای دستوری را دور می زنند و هرجا که راههای اقتصادی تر و نیز سهل تری برای پاسخ به نیازهای اقتصادی مردم وجود داشته باشد دلالان دست به کار می شوند و آن نیازها را در بازار سیاه پاسخ می دهند و البته خود نیز از اینکار سود خوبی میبرند.
:در این حین خیلی از مواقع دولتمردان ما تقصیرات سوء مدیریت وسیاستهای اشتباه خود را به گردن دلالان می اندازند و با بگیر و ببند و معرفی چند دلال بخت برگشته به عنوان مقصر اصلی خود را از هرگونه تقصیر مبرا می کنند و این جنبه مثبت و بسیار مفید دلالان برای دولتمردان است. مثلا گاهی تورم، گران شدن دلار ،کمبود بعضی داروها و یا زیان کشاورزان و باغداران و مواردی از این قبیل را به دلیل اخلال چند دلال در نظام اقتصادی معرفی می کنند که این اقدام معنایش این است که مقصر اصلی را باید نه در درون دولت و حاکمیت ، بلکه باید در بین دلالان جستجو کرد.

اما فارغ از اینکه دلالان چگونه افرادی هستند نکته مهم و قابل توجه این است که دلالان علت بروز هیچکدام از این مشکلات نیستند بلکه معلول سیستم ناصحیح اقتصادی حاکم هستند. اگر مکانیزمهای اقتصادی به خوبی عمل کنند و یا دولتمردان در وضع قوانین و یا در مرحله اجرا به گونه ای رفتار نمایند که نیاز های اقتصادی جامعه به درستی پاسخ داده شود قطعا هیچ بازار سیاهی بوجود نخواهد آمد، ولی اگر به هر دلیلی نواقصی در عملکردهای اقتصادی وجود داشته باشد و یا دولت بخواهد با دستور و یا حتی استفاده از زور زندان و اعدام جریان اقتصادی جامعه را برخلاف جریان صحیح اقتصادی کنترل نماید وجود دلالان بازار سیاه برای پاسخگویی به نیازهای اقتصادی پاسخ داده نشده حتما اجتناب ناپذیر و حتی ضروری است.

نزدیک به نیم قرن اصرار بر مبارزه با دلالانی همچون جمشید بسم اله در دولتهای مختلف پس از انقلاب کارساز نبوده است تنها به این دلیل که علت عارضه اقتصادی آنها نیستند بلکه خود معلول سیاستهای ناصحیح اقتصادی حاکمان هستند.