پیروز ارجمند| مدرس دانشگاه ومدیرکل پیشین دفتر موسیقی وزارت ارشاد_

پژوهشی که سال ۹۰پیرامون موسیقی زیرزمینی درایران انجام دادم به رقم قابل توجهی از زندگی و تولید موسیقی زیرزمینی، یعنی حدود ۵۰۰۰ ترانه درسال و اجراهای زیرزمینی رسیدیم. هزینه تولید این آثار رقمی بالغ بر پنج برابر بودجه دفتر موسیقی وزارت ارشاد بود. یعنی جریان اقتصادی قابل توجهی که نشان از عزم این گروه از موسیقی‌دانان برای حضور در عرصه تولید و اجرای موسیقی داشت. نکته قابل توجه این بود که بیش از ۵۰ درصد این آثار دارای کیفیت و مضمون قابل دفاع و حتی مثبت بودند. این باور را داشتم که نمی توان جریان موسیقی زیرزمینی و تاثیرات مختلف آن را برجامعه نادیده بگیریم و باید جریان موسیقی غیررسمی،درفرآیندی قانونی با حفظ مختصات این گونه موسیقی ها،به رسمیت شناخته شود. پس از پذیرش مسئولیت دردفترموسیقی وزارت ارشاد، با تمرکز بر«زیست چند گفتمانی»،براساس نظریه آدرنو،برای نخستین بار پس از انقلاب، زمینه های به رسمیت شناختن موسیقی راک، متال، رپ، گروه های خارجی وخیابانی را فراهم کردم و این گونه های موسیقی از ورطه غیر قانونی بیرون آمدند و جریان رسمی کنسرت ها و تولیدات و صدور مجوز فعالیت برای گروه‌های موسیقی خیابانی را آغاز کردم و با همکاری دستگاه های انتظامی و شهری گروه های موسیقی خیابانی فعالیت رسمی‌شان را شروع کردند. هرچند کار ساده ای نبود و مقاومت های زیادی در مخالفت با به رسمیت شناختن این ژانرها و فعالیت ها صورت می گرفت ولی نمی توانستیم جریانی که موسیقی‌های سالم و چند ۱۰ میلیون طرفدار و مخاطب را نادیده بگیریم. دراین یادداشت به چرایی ضرورت موسیقی خیابانی ونقد رفتار دوگانه همایون شجریان برای اجرای کنسرت خیابانی پرداخته می شود.هنرشهری، به شهر به مثابه گالری بزرگی از آثارهنری می اندیشد مثل موسیقی،نمایش، دیوار نگاری،مجسمه وهنر دیجیتال. برخلاف جوامع پیشرفته که از ظرفیت موسیقی برای ایجاد تحرک ونشاط اجتماعی استفاده می‌کنند، این هنر درمقایسه با سایر هنرها به دلیل محدودیت های خاصی که در ایران وجود دارد، حضورکمترودربعضی شهرها حتی هیچ حضوری ندارد. بیشترطراحان شهری به حیات موسیقی دراماکن خاص از پیش طراحی شده اعتقاد دارند مثل اماکنی که در جنب یا متن اماکن توریستی، فرهنگی یا اقتصادی وجود دارند. به همین دلیل مراکز تجاری، بوستان ها و نقاط توریستی در شهر تهران بیشترین استقرار گروه های موسیقی را در خود دارند. درسیرتاریخی برای نخستین بارعنوان موسیقی خیابانی در ۱۸۶۰درانگلستان به کار رفت.باشروع قرن بیستم وپیشرفت موسیقی خیابانی، نوازندگان برای کسب شهرت در مکان های عمومی گرد هم می آمدند و رایگان برای مردم به اجرای موسیقی می پرداختند.برگزاری فستیوال های سالیانه موسیقی خیابان در بیشتر شهرهای اروپایی و آمریکایی جریان موسقی خیابانی را وارد دور جدیدی از تثبیت هویت موسیقی خیابانی کرده است. بانگاهی به سابقه تاریخی موسیقی خیابانی در ایران در دوره های مختلف شاهد جریان موثری از آن بوده‌ایم. اهداف این اجراها،سرگرمی ولذت، مراسم نظامی، عبادی و عزاداری بوده است. دعوت بهرام گور از صدها «لوری» یا «سوری» از کشور هند، به عنوان موسیقی دانان خیابانی برای اجرا در اماکن عمومی و ایجاد نشاط وامید اجتماعی در دوره ساسانی نمونه ارزشمندی از توجه به موسیقی عمومی است. بهرام گور، جایگاه اجتماعی این هنرمندان را در رده اول اجتماعی و همتراز با شاهزادگان و اسواران قرار داد. اجراهای نقاره نوازی در سردر قیصریه ها یا حرم امام رضا(ع)، تعزیه ها، گروه های موسیقی نظامی در میدان توپخانه در دوره قاجار. مقدمه طولانی این یادداشت،بیان نقدی بردرخواست همایون شجریان برای اجرای خیابانی است. همایون شجریان در یک دهه فعایت حرفه‌ای‌اش درموسیقی پاپ و سنتی خوش درخشیده وتبدیل به هنرمند مردمی شده است. ازمنظر کلی،پیشنهاد ایشان حاوی نکات مثبت و ارزشمندی است ولی انتقادات دیگری بر این هنرمند موسیقی پاپ و سنتی ایران وارد است.بهارسال ۹۲ بخشنامه ای را مبنی بر ممنوعیت اجرا در سالن های ورزشی ابلاغ کردم. هرچند اجرا درسالن های ورزشی در دنیا مسبوق به سابقه است از جمله جریان دهه ۸۰ در آمریکا ولی آن سالن ها برای چنین رویدادی استاندارد سازی می شوند.این بخشنامه فقط برای حفظ حقوق مصرف‌کنندگان موسیقی طراحی شد.دلیل آن هم، فروش بلیت‌های چند۱۰ هزارتومانی در شرایط غیر استانداردسالن های ورزشی از نظر پخش صدا و راحتی در نشستن و ایمن نبودن سالن ها هنگام حوادث غیر منتظره بود. از نکات مثبت این موضوع، این بود که در مدت چند ماه اجرای این بخشنامه، بخش خصوصی سه سالن کنسرت را طراحی کردو عملیات اجرایی آن‌ها آغاز شد. هر چند می‌شد انتظار واکنش مخالفت آمیز بعضی تهیه کنندگان و خوانندگان به عنوان ذی‌نفعان صنعت موسیقی را داشت تمامی خوانندگان پاپ و حتی استاد شهرام ناظری با علم بر ضرورت ساخت سالن‌های جدید به این قانون تمکین کردند واحترام گذاشتند. اما در همان زمان، توصیه و درخواست مقام مافوق در وزارت ارشاد برای لغو یا نادیده گرفتن بخشنامه و اجرای تور همایون شجریان بود. البته بعد از این درخواست، بنده به طور کامل بخشنامه را نادیده گرفتم تا عدالت لازم برای همه گروه ها برقرار شود.در نشست خبری که در همان دوره داشتم این نکته را در مورد حفظ حقوق مردم ذکرکردم که مورد اعتراض و نامه‌نگاری سرپرست گروه ایشان شد. میراث فرهنگی نیز با تقاضاهای اجرا در کاخ ها به خصوص درمحوطه کاخ سعدآباد مخالفت می کرد ولی بعدها دیدیم که اجرای کنسرت-نمایش «سی» با تمام حاشیه ها وآسیب‌هایی که به محوطه وبدنه کاخ وارد کرد،توسط همایون شجریان اجرا شد. آیا همایون شجریان هیچ گاه به حقوق مخاطبانش در سالن های سوله ورزشی اندیشید؟آیا اجرا در این سالن ها که حداقل استاندارد برای اجراهای عمومی را ندارندو خطرات ایمنی زیادی هم دارند، دفاع از حقوق مردم و همراهی با آن‌هاست؟ آیا ایشان حاضر شدازمبلغ درصد خواننده از قیمت بلیت ها که تا حدودی نصف قیمت بلیت است، به نفع اقشار کم درآمد جامعه صرف نظر کند؟ فراموش نکنیم که احساس بی عدالتی بیشتر ازبی عدالتی جامعه را درمعرض نا امیدی و یأس قرار می دهد.چرایی وجود اجراهایی را که فقط مختص ایشان درکاخ سعد آباد وخیابان های تهران و سالن های ورزشی است چه کسی از مسئولان دولتی پاسخ می دهد؟ مسئولان دولتی ازسایر هنرمندان جوان مثل علی قمصری، کیوان ساکت، علیرضا قربانی،وحید تاج یا پیشکسوتانی مثل استاد شهرام ناظری، ایرج، گلپا، خانواده کامکارها و هزاران هنرمند دیگر نیز، چنین حمایتی کرده اند؟ در مجموعه رویدادهای جشنواره ای و تجلیل و جشن های سایت های موسیقی نیز آثار ایشان را مورد تجلیل خاص قرار داده اند. در یکی از این جشن ها یکی از ترانه های پاپ ایشان در سه ژانر از جمله سنتی مورد تجلیل قرار گرفت. جامعه موسیقی بیش ازپیش نیازمند حمایت ونگاه عادلانه دولتیان ودر حال حاضر مسئولان فرهنگی شهرداری تهران است. این گونه رفتارهای دوگانه به جز ایجاد یأس و ناامیدی وانفعال برای موسیقی دانان سرزمین‌مان ثمر دیگری ندارد.چه نیک است این اتفاق خوب برای تمامی هنرمندان در همه عرصه ها اعم از موسیقی، نمایش و تجسمی رقم بخورد و فراموش نکنیم بهره برداری از هنرمندان به نفع جریان خاص سیاسی در فضاهای مجازی ورسانه ای رصد و در تاریخ ثبت خواهد شد.